جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 802
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 802 - سقوط یکی از ده ژنرال شیطان
بوممممممممممممممممممممممممممممم!!!!!
زمانی که ضربه بای زهمین سرانجام به زمین برخورد کرد، گودالی عظیم با قطری بیش از ۱۵۰۰ متر ایجاد شد. زمین به صدها هزار تکه تقسیم شد و صخرههایی با اندازههای مختلف بدون کنترل به اطراف پرتاب شدند، مانند ترکشهایی که میتوانستند یک تکاملدهنده روح سطح ۲۰ را به آبکشی پر از سوراخ تبدیل کنند.
بای زهمین در میان این گودال عظیم قامت خود را راست کرد و با نگاه کردن به اطراف، ناخودآگاه اخم کرد.
او واقعاً احساس کرد که موفق شده است، درست قبل از آن شیطان مرتبه سوم را زخمی کند و حتی میتوانست بوی خون او را حس کند؛ اما بای زهمین مطمئن بود که بخش اعظم حملهاش به خطا رفته است، چه برسد به اینکه هنوز رکورد مرگ دریافت نکرده بود، که این به معنای آن بود که هنوز هیچ مرگی رخ نداده است.
«ای انسان لعنتی! پوستت رو زندهزنده میکنم!»
بای زهمین به سمت راست خود نگاه کرد و با چهرهای بیاحساس، تهدید ارباب شیاطین را نظاره کرد.
بِلگیوس با چهرهای آکنده از خشم و درد به بای زهمین نگاه میکرد، گویی او دشمنی بود که همه عزیزانش را قتلعام کرده است. اما این خشم بیدلیل نبود؛ چرا که بازوی چپش کاملاً قطع شده بود و در حالحاضر جریانی عظیم از خون از شانهای که چیزی جز تودهای از گوشت لهشده نبود، به بیرون میریخت.
بِلگیوس، به عنوان یکی از ژنرالهای نژاد شیاطین، مهارتهای قدرتمند زیادی داشت. در میان مهارتهای نجاتبخش او در زمان بحران، مهارتی بسیار قدرتمند وجود داشت که به او اجازه میداد به مکانی در شعاع ۱۰۰۰ متری خود تلپورت کند. این مهارت تلپورت، ۱۰ دقیقه زمان بازیابی داشت. بنابراین مگر در شرایط کاملاً ضروری، بِلگیوس تمایلی به استفاده از آن نداشت.
اما لحظاتی پیش، هنگامی که شمشیرش به سختی با شمشیر عظیم انسان مقابلش تماس پیدا کرد، بِلگیوس فهمید که تا چه حد قدرت این فرد را دستکم گرفته بود. اگر سرعتعمل و تصمیمگیری سریع او نبود، اکنون بدنش زیر زمین مدفون شده بود و دچار جراحات شدیدی میشد.
- "فعلاً باید عقبنشینی کنم. همهچیز به شکلی پیش رفته که هیچ کدوم از ما انتظارش رو نداشتیم!" – بلگیوس درحالیکه دو مهارت را فعال میکرد تا چابکی خود را افزایش دهد، از عصبانیت دندانهایش را به هم فشرد و بدون تردید چرخید و به سمت جنگل دوید.
با اینحال، زمانی که دو یا سه ثانیه بعد، از روی شانهاش به عقب نگاه کرد، چهرهاش تاریک شد؛ زیرا چشمان طلاییای را دید که با نگاهی سرد و بیرحم به او خیره شده بودند. فاصله بین او و انسانی که شمشیر عظیمی در دست داشت، با سرعتی بیش از حد انتظار، در حال کم شدن بود!
- "لعنتی این دیگه کیه! چرا تو گزارشی که به ما رسیده چیزی در مورد اون بهمون نگفتن؟!" - بلگیوس شروع به وحشت کرد؛ چرا که فهمید ممکن است چنین روزی در سال آینده سالگرد مرگ خودش باشد.
در نهایت، بِلگیوس تصمیم گرفت که یا همهچیز را به دست بیاورد یا همهچیز را ببازد. بنابراین، با چرخشی ناگهانی که مهارت بالای او در مبارزه را نشان میداد، شمشیرش را به سمت جلو نشانه گرفت. تصویر یک جمجمه سفید در پشت بدنش ظاهر شد و همزمان، درحالیکه او از اعماق وجودش نام قدرتمندترین مهارت حملهای خود را فریاد میزد، صاعقهای سرخرنگ تیغه شمشیرش را پوشاند.
«مرگ خونین!»
بنگ!!!
صاعقه سرخ رنگ از نوک شمشیر همچون پرتوی انرژی به بیرون شلیک شد و در یک لحظه به بای زهمین که کمتر از ۵۰ متر از او فاصله داشت، برخورد کرد. این پرتو سرخرنگ هر چه بیشتر از شمشیر دور میشد، بزرگتر و عظیمتر میشد و پس از طی کردن مسافتی بیش از ۱۰ کیلومتر، به یک کوه عظیم در دوردست برخورد کرد.
برای لحظهای همهچیز ثابت ماند، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. اما ناگهان بعد از یک چشم بر هم زدن، نتیجه این حمله سهمگین برای حتی کسانی که در نزدیکی شهر بیرکرست میجنگیدند آشکار شد.
بومممممممممممممممممممممممممممممممم!!!!!
غرش...!!!!
کوه از وسط منفجر شد. صخرههای عظیم در آسمان پرواز کردند و پیش از آن که به قطعات کوچکتری تبدیل شوند، مانند باران به اطراف فروریختند. زمین بهشدت لرزید، گویی غولی کهن از خواب خود برخاسته است.
این مهارت، دلیل اصلی آن بود که چرا تعداد کمی از موجودات در سراسر دنیا جرأت داشتند بِلگیوس را تحریک کنند. کسانی هم که شجاعت این کار را داشتند، هرگز آن را به خاطر موضوعی کوچک انجام نمیدادند. با چنین قدرت تخریبی بالایی، بخش بزرگی از یک شهر بهراحتی میتوانست با فعال شدن این مهارت از بین برود و وحشتناکترین نکته این بود که فعالسازی مرگ خونین تقریباً آنی بود. بنابراین دفاع در برابر آن بسیار دشوار میشد.
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی


