فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 807

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
جادوگر خون
قسمت 807 وقتی همه چیز از کنترل خارج می‌شود(قسمت دوم)
اگر این واقعیت که پادشاه فیلیپ توسط تعداد زیادی تکامل‌دهنده‌های روح مرتبه سوم از نژاد شیاطین عقب رانده می‌شد، وجود نداشت، بلگوس هرگز نمی‌توانست به طور پنهانی و غیرمنتظره به ملکه هلنا برسد. بنابراین، سخنان سرافینا کاملا اشتباه نبود، هر چند در جنگ همیشه اتفاقات غیرمنتظره‌ای رخ می‌دهد.
به هر حال، افزودن چهار تکامل‌دهنده روح انسانی فراتر از سطح 115 تفاوتی با افزودن چهار گونه عظیم‌الجثه در نبرد با شیاطین نداشت.
با اینکه سرافینا آن کلمات را با صدای بلند نگفته بود و زمزمه‌ای بیش نبود، اما سکوتی که بر محیط اطراف حاکم بود، به اکثر حاضران این امکان را می‌داد که صدای او را بلند و واضح بشنوند. به هر حال، اکثر حاضران تکامل‌دهنده‌های روحی بودند که حداقل به مرحله اول رسیده بودند.
در حالی که آن‌هایی که به پادشاهی گیلز تعلق داشتند، با خشم و غضبی زیادی مشابه دو شاهدخت و پادشاه نگاه می‌کردند. شاهدخت‌ها و شاهزادگانی که جرارد را همراهی می‌کردند، با تردید به او و ادموند زیول نگاه کردند و ابرو در هم کشیدند. 
حتی شاهدخت دایانا مایر از پادشاهی پرالان با چهره‌ای گیج و نگران به دو شاهزاده نگاه کرد. او نمی‌فهمید چرا روی زمین چهار نیروی قدرتمند مرتبه سوم وجود دارد که از این دو نفر محافظت می‌کنند، اما چیزی که او حتی کمتر می‌فهمید، این بود که چرا هیچ یک از آن‌ها چنین تکامل‌دهنده‌های روح قدرتمندی را برای مبارزه با شیاطین استفاده نکرده بودند.
بسته به اینکه اوضاع از این به بعد چگونه پیش برود، ممکن بود هر دو ولیعهد و به تبع آن هر دو پادشاهی مادرشان به عنوان خائنان به نژاد بشر تلقی شوند. به هر حال، قراردادی که تمامی پادشاهی‌ها امضا کرده بودند، بیان می‌کرد که در شرایط جنگی، هر پادشاهی موظف است تا زمانی که پادشاهی آن‌ها در آن لحظه درگیر جنگ نبود، از دیگران حمایت کند.
وجود این توافق بود که به بشریت کمک کرد تا با سرعت قابل توجهی به سرعت پیشرفت کند، و این واقعیت که شاهزاده ادموند و شاهزاده جرارد چنین جنگجویان قدرتمندی را استفاده نکردند، به راحتی می‌تواند به عنوان نقض آن توافق به شمار رود.
جرارد از گوشه چشم به سرافینا نگاه کرد و با صدایی سرد گفت: «شاهدخت دوم سرافینا، این دو نفر محافظای شخصی من هستن و همینطور دو تکامل‌دهنده روح که همراه شاهزاده ادموند هستن. بیاید فرض کنیم که ما هر دوتا نگهبانای خودمون رو به میدون جنگ بفرستیم. این کار باعث می‌شه که ما جلوی شیاطین دیگه حفاظی نداشته باشیم، به نظرت پادشاهی گیلز می‌تونه عواقب مرگ دو ولیعهد دو پادشاهی از سه پادشاهی مادر دنیا رو تحمل کنه؟ حتی پادشاهی پرالان هم به تنهایی نمی‌تونه خشم هر دو پادشاهی و این همه پادشاهی‌های وابسته رو تحمل کنه.»
قبل از اینکه کسی بتواند چیزی بگوید، جرارد به پادشاه فیلیپ نگاه کرد و سپس با لحنی تحقیرآمیز گفت: «البته ناگفته نمونه که پادشاهی الان گیلز انقدر ضعیفه که بعیده اصن حتی بشه اون رو پادشاهی دونست.»
قیافه پادشاه فیلیپ با شنیدن این کلمات به وضوح تغییر کرد و هاله او برای لحظه‌ای متزلزل شد.
«منظورت چیه؟» پادشاه گیلز با صدایی عمیق و آرامی پرسید.
جرارد گلویش را صاف کرد و با صدای بلند گفت: «با از دست دادن این همه تکامل‌دهنده‌ روح مرتبه دوم، پادشاهی گیلز واقعاً می‌تونه از میلیون‌ها انسان محافظت کنه؟ اگر شیاطین یه بار دیگه به شهر برکرست حمله کنن، گیلز می‌تونه اطمینان بده که جون میلیون‌ها انسان بی‌گناه رو حفظ می‌کنه؟ حتی جادوگر با استعدادی مثل هلنا میل‌بورن هم به دست فرمانده شیاطین بلگوس کشته شد.»
قلمرو پادشاهی گیلز بسیار بزرگ و گسترده بود، زیرا دارای 5 شهر بزرگ و تقریباً 15 شهر کوچک بود، با بیش از 14،000،000 شهروند و کل ارتش بیش از 900،000 نفر که بیشتر آن‌ها برای جلوگیری از هر نوع تهاجم در مرزها مستقر بودند. بنابراین حفاظت از این سرزمین هرگز واقعاً چالشی به حساب نمی‌آمد. با این حال، اوضاع کنونی متفاوت بود.
در طول جنگ با شیاطین، حداقل 30 درصد از کل تعداد تکامل‌دهنده‌های روح در گیلز کشته شده بودند و تعداد تکامل‌دهنده‌های روح مرتبه اول که جان خود را از دست د...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی