فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 814

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 814 شعله های آتش جنگ غیر ممکن است خاموش شود
با تسلیم شدن شاه و دستگیری او، سربازان پادشاهی کراپ به جنگ بیهوده ادامه ندادند.
آنها بهتر از هر کس دیگری می‌دانستند که شکاف بین آنها و نکامل دهنده روح مرتبه سوم، به سختی با تعداد افراد بیشتر بسته می‌شود، حتی اگر حدود 20 تکامل دهنده مرتبه دوم روح در ارتش وجود داشته باشد، بدون بیان این واقعیت که حتی بیشتر از این هم وجود دارد. وجودیتی وحشتناک که نه تنها توانسته بود پادشاه جرمی را در کمتر از 1 ساعت شکست دهد، بلکه توانست او را زنده بگیرد.
بای زه‌مین به شاه فیلیپ نزدیک شد و متوجه شد که زره او خوب است، اما شکاف های کوچکی روی سطح وجود دارد. علاوه بر این، قطره نازکی از خون از داخل زره بازوی چپ به سمت دست برهنه و متعاقباً روی بدنه نیزه طلایی می‌لغزید.
«حالت خوبه؟»
«هاهاها!» شاه فیلیپ با بی حوصلگی خندید، و با لبخندی شاد گفت: «این جراحات کوچک را یک شفا دهنده به راحتی میتونه درمان کنه، در مقایسه با غنایم جنگی که ما به دست آوردیم چیزی نیست!»
بای زمین به «غنائم جنگی» نگاه کرد و ناخودآگاه سرش را تکان داد: «ارتشی متشکل از 700000 نفر که در میان آنها حداقل 200000 تکامل‌دهنده روح مرتبه اول وجود داره، و حدود بیست نفر قبلاً موفق به پیشروی به مرتبه دوم شدن. این بدون اشاره به تمام گنجینه ها و تجهیزات، همراه با قلمرو پادشاهی کراپ و شهروندان اونه.»
شاه فیلیپ قبل از برگشتن به سمت بای زه‌مین نفس عمیقی کشید. چشمان زمردینش با صداقت برق زدند و با صدایی جدی گفت: «بای زه‌مین، کاری که امروز انجام دادی، برای من کافیه تا بخوام یک نسخه از هر چیزی را که قبلاً خواسته بودی به تو بدم. مطمئنی این تمام چیزی است که میخوای؟»
آنچه بای زه‌مین چند روز پیش به پادشاه فیلیپ پیشنهاد داده بود، از زمانی که 50 پادشاهی تأسیس شده بود، بشریت توانستند نژاد شیطان را با از دست دادن تنها یک پادشاهی دفع کنند، هیچ کس هرگز به آن فکر نکرده بود، و بدین ترتیب قدرت اتحاد بشریت و همچنین قدرت هر پادشاهی به تنهایی را نمایش می داد.
جنگ بین دو پادشاهی خونین بود، و درگیری بین دو تکامل دهنده روح مرتبه سوم، فاجعه آمیز بود، زیرا اگر هر دو طرف حاضر باشند برای هر حمله جان خود را از دست بدهند، چنین درگیری‌ها می‌تواند تا یک یا دو روز کامل طول بکشد. علاوه بر این، از آنجا که مرگ یک پادشاه به معنای ناپدید شدن پادشاهی پس از از دست دادن محافظ آن بود، هیچ کس حاضر نشد به برتری قدم بگذارد، حتی اگر همه زمانی در قلب خود چنین فکر می کردند.
با این حال، با ظاهر شدن یک هیولای غیر عادی، مانند بای زه‌مین که نباید در این دنیا باشد، می توان از جنگ های خونین و نبردهای طولانی که پادشاهی‌ها را در معرض خطر قرار می‌دهد اجتناب کرد. در نهایت، زمانی که یک تکامل دهنده روح بیش از حد بر دیگری غالب بود، اتفاقی که افتاد، درگیری بین دو طرف نبود، بلکه در هم شکستن کامل بود.
«شما دارین  خیلی زود جشن می گیرید، اعلیحضرت.» بای زه‌مین سرش را تکان داد. او به سربازانی که به تازگی تسلیم شده بودند نگاه کرد و به آرامی گفت: «این یک سرباز شکست خورده است اما از پا درنیومده؛ پادشاهی کراپ هنوز می‌تونه روی پاهای خودش بایسته، و آنها فقط به فرصتی برای انجام این کار نیاز دارن».
کینگ فیلیپ با حالت ناخوشایندی به چهره سربازان پادشاهی کراپ نگاه کرد و پس از شنیدن حرف‌های بای زمین نتوانست سر تکان ندهد.
کنترل چنین ارتش قدرتمندی، متشکل از صدها هزار نفر به هیچ وجه آسان نبود، البته ناگفته نماند که در قلمرو پادشاهی کراپ، هنوز باید حداقل 200000 تکامل‌دهنده روح در شهرها مستقر باشند، تا پادشاهی را از موجودات جهش یافته و نژادهای دیگر محافظت کنید.
«گفتن این حرف کمی شرم آوره، اما متاسفانه در این نوع مسائل تجربه ای ندارم.» پادشاه فیلیپ در حالی که پیشانی خود را می مالید و احساس می کرد سردرد عجیبی دارد، گفت.
بای زه‌مین نیم نگاهی به او انداخت و نتوانست جلوی قهقهه‌اش را بگیرد: «البته اعلیحضرت نمی‌دونه چگونه با چنین شرایطی کنار بیایند. هرچه باشه، وقتی شما به عنوان پادشاه تاج و تخت را به دست گرفتید، گالس قبلاً یک پادشاهی با قرن ها تاریخ بود.»
شاه فیلیپ در حالی که آه می‌کشید، سرش را تکان داد، «همین طور است که تو میگی... حکومت بر افراد مستقر بسیار ساده‌تر از ایجاد قومی برای حکومته.»
«خب، فعلا اینو به من بسپار.» بای زه‌مین گفت.
زیر چشمان متعجب شاه فیلیپ، چند قدمی راه رفت و ایستاد و برگشت، «تقریباً فراموش کردم، اعلیحضرت، شما باید به میدان جنگ در غرب بروید و من به میدان جنگ در شرق میرم. من این ارتش را با خودم میبرم و از آن برای حمله مستقیم به پادشاهی همسایه استفاده میکنم، در حالی که نیروهای گالس را در مرز ترک می کنند تا جلوی پیشروی هر پادشاهی ...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی