جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 815
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 815 وضعیت بد پادشاهی
هنگامی که بای زهمین از عقب نزدیک می شد، نیروهای پادشاهی گالس غافلگیر شدند و با مشاهده تعداد زیادی از سربازان که نزدیک می شدند، هشدار آماده باش دادند. اگر پرچم نماینده پادشاهی گالس با سرهای خرس و تبرهای متقاطع در حال تکان دادن نبود، قطعاً نمیتوانستند خونسردی خود را حفظ کنند.
یک ژنرال تنومند اما مسن که زره چرمی قهوهای تیره به تن داشت، در جلوی چند سرباز ایستاده بود و در میان آنها چند نفر از تکاملدهندههای روح مرتبه دوم هم وجود داشت.
نام او لازاس بود و یکی از قدیمیترین و محترمترین ژنرالهای پادشاهی گالس بود، نه تنها به این دلیل که او یک تکاملدهنده روح سطح 100 بود که در تلاش برای رفتن مرتبه سوم بود، بلکه به این دلیل تعداد دفعاتی که او شهرهای کوچک را از حمله جانوران جهش یافته و اورک ها نجات داده بود، آنقدر زیاد بود که احتمالاً هیچ سرباز دیگری در پادشاهی را نمی توانست با او مقایسه کرد.
هنگامی که نیروهای متعدد نزدیک شدند، ژنرال لازاس جلو رفت و صدای قدرتمند او در 1000 متری پخش شد: «به سربازان ناشناس، متوقف شوید! خود را معرفی کنید وگرنه با شما به عنوان دشمن رفتار می شود!»
دلیل محتاط بودن ژنرال لازاس این بود که همه به خوبی میدانستند که ۹۵ درصد از نیروهای پادشاهی بین مرز غربی و مرز شمال غربی تقسیم شدهاند، که شمال را تحت حمایت پادشاه پادشاهی قرار دادهاند. بنابراین، ظهور چنین ارتش بزرگی بدون دریافت خبری از قبل، طبیعتاً به عنوان دشمن تلقی می شدند.
بای زهمین سخنان طرف مقابل را بلند و واضح شنید، بنابراین برای جلوگیری از درگیری ، دست خود را بالا برد.
«بیاستید!»
سربازان پادشاهی کراپ که مطیع او بودند، با شنیدن فرمان او متوقف شدند.
بای زهمین به عقب نگاه نکرد و پس از لحظاتی به پیشروی ادامه داد و با صدایی عمیق خود را شناسایی کرد: «من بای زهمین هستم، بگذارید ژنرال مسئول رهبری این میدان نبرد به دیدن من بیاید!»
«بای زهمین؟»
«اون کیه؟»
«نمی دانم.»
سربازانی که در کنار ژنرال لازاس ایستاده بودند، با سردرگمی به یکدیگر نگاه کردند و با شنیدن نام طرف مقابل سرشان را تکان دادند. برای اینکه یک تکامل دهنده روح از یک ژنرال ارتش بخواهد که برای دیدن او بیرون بیاید، ابتدا باید قدرت یک مرتبه دوم را داشته باشد تا با ژنرال مذکور مطابقت داشته باشد، اما هیچ یک از آنها نامش را نشنیده بودند. همچنین به این واقعیت باید اشاره کنیم که چنین نامی به وضوح نامی بومی در گالس نبود.
با این حال، وقتی ژنرال لازاس نام طرف مقابل را شنید، قیافهاش تغییر کرد و در زیر چشمان متعجب زیردستانش با عجله جلو رفت تا تازه وارد شده را ملاقات کند.
با رسیدن به جلوی بای زمین، لازاس لحظه ای مکث کرد تا مرد جوان مقابل خودش را مشاهده کند. علیرغم تردیدهایش پس از اینکه احساس کرد طرف مقابل یک فرد تکاملیافته در سطح 50 روح است، لازاس مشت راست گره کردهاش را به سمت چپ سینهاش کشید و یک سلام نظامی معمولی در جهان اِوِنتاید را به نمایش گذاشت.
«ژنرال بای، از آشنایی با شما خوشحالم. من ژنرال لازاس هستم، و مسئول رهبری نیروها در میدان جنگ علیه پادشاهی میستون. اعلیحضرت پادشاه قبلاً به همه ژنرال های دیگر اطلاع دادن که اگر شما در میدان نبرد حظور پیدا کردین، در صورت تمایل، فرمان به شما واگذار بشه.»
ژنرال لازاس، عمداً با صدای بلند صحبت می کرد تا مردان پشت سر او از هویت تازه وارد مطلع شوند.
بای زهٔمین از حسن نیت این ژنرال خشنود شد. او به زمزمه ها توجهی نکرد و در حالی که از دور به سربازان نگاه میکرد با صدای عمیقی گفت: «ژنرال لازاس، می خواهم خلاصه ای از وضعیت فعلی را به من ارائه بدین. بعداً در مورد مسائل دی...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی


