فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 816

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 816 مرگ ژنرال جادوگر دشمن و حالت مرموز
سربازان پادشاهی میستون در مورد جنگ امروز بسیار مطمئن بودند. پس از اینکه روز قبل عملاً نیروهای گالس را درهم شکستند و 10 کیلومتر از قلمرو را از طرف دیگر تصاحب کردند، تکامل‌یافته‌های روح اهل میستون مطمئن بودند که امروز یک پیروزی بزرگ دیگر خواهد بود.
«آشغال‌های کوچولو از گالس، امیدوارم این بار آماده باشید که شهر نوسئون را از دست بدین!»
«هاهاهاها!»
سربازان پادشاهی میستون که بر اسب‌های جهش یافته مایل به خاکستری سوار شده بودند، با غرور به جلو حرکت کردند در حالی که سپرهای خود را با استفاده از شمشیر و نیزه می‌کوبیدند. به نظر نمی‌رسید که آنها به جنگ می‌روند، بلکه برای له کردن یک مورچه آماده می شدند.
با این حال، اطمینان پادشاهی میستون با توجه به اینکه آن‌ها عملاً دو برابر تعداد سربازان و دو برابر تعداد تکامل‌دهنده‌های مرتبه دوم روح داشتند، کاملاً موجه بود. ناگفته نماند که شاه لوگان هنوز ظاهر نشده بود در حالی که شاه دشمن احتمالاً مشغول خاموش کردن آتش مشکلات در جای دیگری بود.
ژنرال لازاس که بر روی یک ببر شاخدار سیاه براق، یک جانور جهش یافته مرتبه دوم با قدرت رزمی عالی نشسته بودند، تمسخر دشمن را با حالتی بی تفاوت پاسخ داد.
او شمشیر خود را بلند کرد و با صدای بلند غرش کرد، «حمله!»
«افزایش سرعت!»
«طوفان رعد و برق!»
«پله های کشویی!»
«ضد باد!»
در یک زمان که انواع مهارت‌ها فعال می‌شد، ژنرال لازاس قبل از هر کس دیگری به سمت دشمن حمله کرده بود و در یک ضرب و شتم بیشتر از 500 متر جابه‌جا شد.
ژنرال پیر با دیدن لازاس که بر روی ببر شاخدار که ابر غبار غلیظی از هر کجا که عبور میکند بجا میگزارد و به شدت میجنگد، جرات نکرد بی‌خیال باشد و همزمان با کشیدن شمشیر، با صدایی عمیق به یکی از ژنرال های اطرافش گفت: «جیم، تو از ببر شاخدار رو از بین ببر همانطور که من چیز قدیمی به نام لازاس رو میکشم.»
«آن جانور جهش یافته لعنتی واقعاً اعصاب مو به هم میریزه!» تکامل دهنده روح به نام جیم که یک جنگجوی سطح 83 بود، بلافاصله یک سری مهارت ها را فعال کرد که قدرت بدنی او را افزایش داد و بدون تردید در کنار پیر به جلو حرکت کرد. .
«لازاس، خوبه که در زمان تشییع جنازه خودت زود اومدی!» پیر غرش کرد در حالی که مهارت خشم آتشفشانی خود را فعال کرد و بدنش در میان شعله های سوزان احاطه شد.
ژنرال لازاس با دیدن بزرگترین دشمنش که به سمت او حمله می کند، از پشت ببر شاخدار که به راه خود ادامه داد تا با نیروهای دشمن دیگر درگیر شود پرید. در حالی که هنوز در آسمان بود، لازاس با شمشیر خود به سمت پایین ضربه زد و همزمان با صدای بلند فریاد زد «باد درخشان قطع کن!»
پیر خرخر کرد و با تاب خوردن شدید شمشیر خود، شعله آتش به سمت آسمان پرتاب شد تا با ضربه دشمن روبرو شود.
بوووووووووووم!!!
هنگامی که تیغه باد درخشان و آتش  شعله ور در 100 متری زمین با هم برخورد کردند، انفجار عظیمی زمین را تکان داد و شعله های غیرقابل کنترل همه جا را فرا گرفت که زمین با شکاف‌ها پوشیده شد.
حتی یک ثانیه از برخورد دو حمله نگذشته بود، که اطراف مملو از جرقه‌ها و انفجارهای شدید با امواج شوک در اطراف شد. دو ژنرال سطح بالا هر دو ارتش، درگیر یک رقص پرهیاهو و مرگبار شدند که از نظر دیگران از حد طبیعی بسیار بالاتر بود در حدی که برای آن‌ها قابل درک نبود.
ببر شاخدار و ژنرال دشمن به نام جیم نیز به شدت شروع به مبارزه کردند. اگرچه ببر شاخدار فقط یک جانور جهش یافته سطح 78 بود، اما هیکل برتر و قابلیت های حیوانی به آن اجازه می‌داد تا به راحتی با تکامل دهنده روح پادشاهی میستون مقابله کند و با دشواری اندکی آرام او را مقلوب کند.
پادشاهی گالس قبلاً...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی