جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 820
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 820: کشتن یک افسانه: رخداد جهان لرزه «قسمت 2»
هر چه سطح یک موجود بالاتر باشد، امید به زندگی آن بیشتر است. این یک واقعیت رایج و شناختهشده بود؛ بدون توجه به جنسیت، سن یا نژاد... همه این را میدانستند.
با اینحال، تکاملدهندههای روح، موجوداتی بودند که، برای زندگی طولانیتر از آنچه سطحشان در تئوری اجازه میداد، نیازی به داشتن سطوح بهخصوص بالا نداشتند. در نهایت، هر چه ثبت روحی که یک موجود را تشکیل میدادند قویتر و روح آن خالصتر باشد، توانایی آن برای مقاومت در برابر گذشت اجتنابناپذیر زمان، بیشتر میشود.
تضمین شده بود که یک تکاملدهنده روح سطح ۲۵ قطعاً میتواند تا ۱۱۵ سال زندگی کند، به شرطی که به دلایل غیرطبیعی کشته نشود. درحالیکه برخی انسانها بودند که میتوانستند این تعداد سال زندگی کنند، آنها تنها اقلیت کوچکی از جمعیت بودند، زیرا ۹۹.۹٪ قطعاً به سن ۱۰۰ سالگی نمیرسیدند.
یک تکاملدهنده روح عادی سطح ۵۰ میتواند بیش از ۲۲۰ سال زندگی کند. با اینحال، یک تکاملدهنده روح که وارد مرتبه دوم شده و سطح ۵۱ داشت، میتوانست تا ۳۰۰ سال زندگی کند.
یک تکاملدهنده روح از مرتبه دوم سطح ۱۰۰ میتواند بیش از ۵۰۰ سال زندگی کند، درحالیکه یک تکاملدهنده روح از مرتبه سوم سطح ۱۰۱ میتواند بیش از ۶۰۰ سال عمر کند. از آنجا که شکاف بین مرتبه سوم و مرتبه چهارم بسیار گسترده بود، اینجا بود که یکی از بزرگترین جهشها در مورد امید به زندگی در میان موجودات پایینتر رخ داد؛ یک تکاملدهنده روح سطح ۱۹۹-۲۰۰ به راحتی میتوانست تا ۱۵۰۰ سال زندگی کند!
با اینحال، همانطور که قبلاً ذکر شد، استثناهایی برای قاعده امید به زندگی در هر مقیاس قدرت وجود داشت؛ این استثناها موجوداتی بودند که قدرت روح بهخصوص خالصی داشتند.
ژنرال لازاس شروع به روایت زندگی انگروت کرد: «بیاین با انگروت شروع کنیم، بعدش به توضیح نوع وجود قاتل سایه و هدفش میپردازم.
مشخصه که گذشته اون هموار نبود، چون حتی تو دوران کودکیش به دلیل خون نیمهاورکیش، تبعیضهای زیادی رو تجربه کرد. اورکها موجوداتی پست هستن و در میان اونها، کمبودی از موجودات شهوانی وجود نداره. بر اساس کتابهای تاریخی، مادر انگروت به مدت بیش از ۱۵ سال در غاری از اورکها اسیر شده بود و در اون مدت به شیوههایی غیرقابل تصور مورد آزار قرار گرفته بود. وقتی انگروت به دنیا اومد، مادرش از اون به اندازه اورکها متنفر بود، بنابراین اون رو از اونجا بیرون انداختن و مجبور شد درحالیکه فقط ۱۰ سال داشت تو جنگل از خودش مراقبت کنه.... فقط میشه گفت که اون خوششانس بود که از جنگلهای عمیق زنده بیرون اومد و به یک شهر انسانی رسید.
با اینحال، رسیدن به یه شهر انسانی بههیچوجه به معنای آرامش برای اون نبود. اگر بدن بهخصوص قویش نبود، انگروت قطعاً به دلیل کتکهایی که نگهبانای شهر اغلب به اون میزدن، کشته میشد. اما چیزی که اونها نمیدونستن این بود که هر ضربه و هر کبودی که روی پوستش میذاشتن، انگروت هر کدوم رو به خاطرش میسپرد.
تا وقتی که انگروت به سن 12 سالگی رسید، بیشتر وقت خودش رو توی جنگلها و مناطق خطرناک غوطهور کرده بود تا سطح، تجربه رزمی و تاکتیکهای نبردش رو بهتر کنه و مهارتهای قدرتمندی رو بهدست آورد که قبل از اون با دقت توسط خودش انتخاب شده بودن. اولین عصبانیت اون زمانی بود که به اولین شهر انسانی رسید ولی نگهبانای دروازه ...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی



