پادشاه ابعادی
قسمت: 35
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 35 : راه پادشاهی ( بخش دوم)
کایران فقط لبخند زد.
«بنابراین، شما باید ماموریت های سختی رو انتخاب کنید. البته، من ازتون نمیخوام که بی پروا باشید. شما باید سخت ترین ماموریت هایی که میتونید از پسش بر بیاید رو انتخاب کنید.»
«منم میخوام همین کارو کنم.»
کانگ جون به سادگی سر تکان داد. کایران از چیزی که فکر می کرد بهتر بود.
پادشاهانی که در شرایط ایده آل به دنیا آمده بودند تمایلی به انجام ماموریت های خطرناک نداشتند و او قادر به عقب راندن آن پادشاهان بود.
«پس این بهترین روش برای بالا بردن سطحمه؟ باید فقط به ساختمون های اطراف حمله و اونارو تصرف کنم؟»
سپس کایران یک توپ کریستالی در اتاق 406 را لمس کرد و یک نقشه سه بعدی ظاهر شد. نقشه سه بعدی تا شعاع 100 متری اطراف ساختمان دیفنگ رو نشون میداد.
«برای اطمینان از زنده موندن پادشاها، غلبه بر تهدید های اولیه آسونه. با این حال، ساختمون های دیگر متفاوتن. این راجع به بدست آوردن دانش در مورد دیگر هیولاها نیست.»
«مثل ساختمان دیفنگ دروازه های مرگ باری وجود داره و هیولاها هم کاملا سرسخت خواهند بود.»
«البته. عموما، خطرناک ترین هیولاها توی بلند ترین ساختمون ها وجود دارن.»
«ساختمون های بلند؟ آسمان خراش هایی با چندین طبقه خیلی ترسناک خواهند بود.»
در اون لحظه، کایران با بیانی مضطرب پاسخ داد.
«هیچ تضمینی نیست که حتی پشت سرهم اژدها ظهور نکنه.»
«اژدها؟ همچین چیزیم هست؟»
«شیاطین، ارواح شیطان، اژدها! حتی ممکنه هیولاهای بدتری باشن. این دنیای هوانمونگ سرورم.»
«لعنت! باید مواظب باشم.»
گرفتن یه ساختمون دیگه راحت نیست. ماموریت های خطرناک خوبن اما باید با تواناییهام بخونن.
«بنابراین، من پیشنهاد میدم که در حال حاضر ساختمون هایی با چهار طبقه رو مورد هدف قرار بدین.»
«متوجه شدم. یادم میمونه.»
«اگرچه، هیولاهای خطرناک میتونن توی خونه های معمولی هم پیداشون بشه، توی پارک ها یا خیابون ها. باید همیشه حواستون جمع باشه.»
«نگران نباش، من مواظبم.»
هر روز یه تلاش برای زنده موندن بود. چطور میتونست بی دقت باشه؟
او پول کافی برای اینکه بی توجه باشد را نداشت. هیچ فرصتی برای کانگ جون وجود نداشت که دفاعش را پایین بیاورد. او مجبور بود که تمام تلاشش را بکند.
«پس میشه که تلاش کنیم به ساختمون سونگ کوانگ حمله کنیم؟»
سونگ کوانگ یه ساختمون با چهارطبقه بود که روبروی ساختمون دیفنگ بود. با توجه به حرف دلال مسکن، قیمت اون ساختمون 3.7 بیلیون بود.
«بله، سرورم . این ساختمون باید مکان پادشاهی باشه، بنابراین به احتمال زیاد هیولاهای توی منطقه برای غارت آن خواهند اومد . برخی از نیروها باید برای دفاع عقب بایستند.
«همینکارو میکنم.»
این وضعیت فعلی نیروهای او بود.
دو پیاده نظام راشین
سه کمانردار راشین
سه راشین غول پیکر
دو گولم رتایگر
او تصمیم گرفت که دو کماندار راشین، دو غول و یک گولم رو جهت دفاع عقب بذاره.
«نظرت راجع به ارتقا پادگان به سطح دو چیه و ساختن یک موسسه تحقیقات در اتاق 401، قبل از اینکه اینجارو ترک کنیم؟»
«بهش به خوبی فکر کردم.»
ارتقا پادگان در اتاق 403 به سطح 2، 100 گره هزینه بر میداشت.
200 گره نیز هزینه ساختن موسسه تحقیقات[1] در اتاق 401 بود.
[ارتقا پادگان به سطح 2 : 1%]
[احداث موسسه تحقیقات: 1%]
300 گره ای که او از ماموریت پنجم بدست آورده بود مصرف شدند.
«من به یکم پول جهت احضار سربازام نیاز دارم.»
«تصرف ساختمان سونگ کوانگ برای شما پول و غنیمت میاره.»
«پس بهتره بریم؟»
«بله ، سرورم. کوهوک! یجورایی قلبم داره میتپه . این روشیه که باهاش سطحمونو بالا می بریم.»
کانگ جون و کایران فورا ساختمان دیفنگ را ترک کردند و به روبروی سونگ کوانگ رسیدند.
در آن لحظه، یک ابر سیاه بالای ساختمون سونگ کوانگ را فرا گرفت.
کو کو کو کو!
صدای عجیبی شنیده می شد در حالی که ساختمان سونگ کوانگ به سایز بزرگی تبدیل شد . ساختمان 4 طبقه به طور چشم گیری به چیزی تغییر کرد که به مانند یک قلعه بود.
در همون لحظه چند پیام ظاهر شد.
[این منطقه گنوم ها می باشد.]
[گنوم ها به شما و زیردستانتان اخطاری فرستاده اند.]
[آیا می خواهید که به اخطار بی توجهی نمایید و وارد شوید؟]
«گنوم ها؟ نمیدونم اونا چی هستن ولی دارن یه اخطاری میفرستن که وارد نشیم.»
چشم های کانگ جون در حالی که با صحبت میکرد درخشید.
«گنوم ها ارواح پایین رتبه زمین هستند. اون ها میتونند ویژگی های خود را هنگام حمله تغییر دهند.»
«قدرت مبارزشون چی؟»
«گنوم های پایین رتبه اونقدرا قوی نیستن. به نسبت راشین ها اونها ضعیفند. هرچند، تو باید مضطرب شی که از حد متوسط داری شروع میکنی. اون ها با رتایگر ها توی درجه هستند.»
«هومم.»
«اینجا یه ساختمون گنوم هستش پس یه معدنی باید توش باشه.»
«یه معدن؟»
«مواد با ارزشی میتونن استخراج بشن، با توجه به هاله زمین. اگه خوش شانس باشی حتی مواد مرغوب تری نصیبت میشه.»
هالهی زمین؟ او به آن ها برای ادامه دادن به احضار زیردستانی مثل رتایگر ها نیاز داشت.
«بسیار خب، اخطار رو نادیده می گیرم. حصار رو بشکون.»
«بله، سرورم.»
در همین حال، حصار ضخیمی در مقابل ساختمان سونگ کوانگ شکل گرفت.
[حصار ساختمان سونگ کوانگ : 100%]
اگرچه، اون هدف قدرت تخریب کننده دو تا گولم رتایگر بود.
کواننگگ!
حملات قوی گولم های رتایگر! غول های رتایگر با عصبانیت با چوب های بزرگ به حصار می کوبیدند.
کا کا کانگ! کا کا کا کانگ!
سیوک! سیوک!
کمانداران راشین با پشتکار تیر های خود را پرتاب می کردند.
[حصار ساختمان سونگ کوانگ : 78%]
دوام حصار به سرعت در حال کاهش بود.
سو سو سو.
در اون لحظه، سایه هایی در جلوی حصار ظاهر شدند.
تقریبا 10 سایه وجود داشت. سایه ها به دیو های مختلفی تبدیل شدند.
«کواننگ! چطور جرئت می کنی اخطار مارو نادیده بگیری!»
«گیییر، از دست مزاحمان خلاص شید!»
چشمان خیره کایران به چشمان کانگ جون برخورد کرد. جفتشان سر تکان دادند.
«همشونو لت و پار کنید.»
«بله سرورم.»
کانگ جون فورا از یک مهارت استفاده کرد.
«هاله ی باد!»
برعکس هاله ی زمین، این مهارت سرعت حملات او حرکاتش را افزایش می داد. این به این معنی بود که او میتوانست سریع تر حمله کنه.
کانگ جون سریعا به جلو شلیک کرد.
«کوانگگ!»
گنومی به مانند شیری با دهان باز در حال حرکت به سمت او بود. کانگ جون به راحتی با او مقابله کرد. از تکه چوبی استفاده کرد.
بم بم !
کوانگگ!
تکه چوب دو بار به گنوم برخورد کرد قبل از اینکه بمیرد. علیرغم ظاهر بیرونی قدرت فیزیکی حمله اش پایین بود.
[تجربه کسب شد.]
[دو گره به دست آمد.]
گنوم اونقدر ضعیف بود که تجربه و پول زیادی ازش بدست نیومد. هرچند، دو گره هنوز از هیچی بهتر بود.
کایران به طرزی عالی حساب گنوم هارو می رسید. کایران از خنجر خودش استفاده می کرد و به راحتی اونارو می کشت.
او چابکی مشخص یک الف تاریک رو نشون داد! انگار که هنوز مهارت هاله باد رو داشت.
[یک گره به دست آمد.]
[دو گره به دست آمد.]
این پیام ها هروقت که کایران گنومی را می کشت به نمایش در می آمدند. تجربه ای که کایرن کسب می کرد به کانگ جون تعلق داشت.
12 گنوم به طور پیاپی پودر شدند.
در همین حین، رتایگر ها و راشین ها روی حصار تمرکز کرده بودند.
[حصار ساختمان سونگ کوانگ نابود شد.]
[صندوق گنج گنوم ها کسب شد.]
«اُه! صندوق گنج!»
او یک صندوق گنج بعد از شکست حصار بدست آورد. کانگ جون صندوق را باز کرد.
[۳۰ گره به دست آمد.]
[تبر آهنی کسب شد.]
[هاهاها، این خیلی خوبه.]
این فقط ابتدای تصرف ساختمون سونگ کوانگ بود و اون در اوایل این را بدست آورده بود.
کانگ جون سلاحش را به تبر آهنی تغییر داد.
«یه سلاح قوی ضروری هستش.»
تبر چندین برابر تکه چوب مخرب تر بود، در نتیجه اون اتاق هارو زودتر تصرف می کرد.
در اون لحظه بود که.
[ماموریت6 – ساختمان سونگ کوانگ را تصرف کنید و باس[2] گنوم رودیام را بر روی پشت بام پیدا کنید.]
[پاداش: تجربه، 500 گره و مهارت بهره برداری از روح.]
ماموریت ظاهر شد. از او میخواست که ساختمان سونگ کوانگ رو تصرف کنه.
«همونطور که کایران گفت.»
به کانگ جون ماموریتی داده شد که میخواستش . کانگ جون به سمت کایرن برگشت و گفت.
«یه ماموریته. میگه که ساختمون سونگ کوانگ رو تصرف کنید و از یه باس گنوم رودیام هم نام برد.»
«همونطور که انتظار می رفت. رودیام احتمالا باس این ساختمونه.»
«حدس میزنم که باشه.»
کانگ جون سر تکان داد.
رودیام مهم نبود.
او نمیگذاشت که رودیام مانع تمام کردن ماموریت او شود.
آنها به طبقه اول ساختمان وارد شدند جایی که گنوم ها با چشمان مرگباری منتظرشان بودند. بین آن ها چند تا گنوم بزرگ تر وجود داشت.
گیران با لحنی مضطرب گفت .
«اون ها گنوم های مبتدین . سرورم، باید مراقب باشید.»
دستان کانگ جون زمانی که به گنوم های مبتدی خیره شد محکم گره شد.
«ما طبقه اول رو تصرف می کنیم، بعد قبل اینکه به طبقه دوم بریم به زیرزمین میریم.»
«بله، سرورم.»
[1] موسسه تحقیقات میتونه در واژه پژوهشکده نیز برگردونده بشه
[2] غول های مرحله اخر در بازی های کامپیتری Boss نامیده میشوند.
کتابهای تصادفی


