فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

پادشاه ابعادی

قسمت: 43

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 43 – پایمال کردن بچه پولدار (بخش ششم)

شمشیر جنگجو

- رتبه : نادر

- خاصیت : زمین

- یک شمشیر بلند با دوام قوی که به راحتی شکسته نمی شود.

- اگر به همراه هاله باد استفاده شود، دفاع فیزیکیِ، توسط این مهارت به طور قابل توجهی افزایش می یابد.

- محدودیت پوشیدن محافظتی[1] : 15 قدرت

«یک شمشیر با خاصیت زمین؟»

هاله باد یک مهارت دفاعی فیزیکی جهت دار بود. هرچند، استفاده از این مهارت، دفاع فیزیکی اونو حتی بیشتر افزایش می داد.

آخرین باری که از هاله زمین استفاده کرد زمانی بود که با کایران می جنگید. ضربه جدی خنجر کایران فقط یک خراش نازک ایجاد کرد.

حالا دفاع فیزیکی حتی بالاترم میره؟ یعنی بدنش مثه آهن میشه؟

شاید کانگ جون حالا میتوانست جلوی قدرت اوگر دفاع کند.

«محدودیتی داره که کی بتونه بپوشتش. 15 قدرت؟»

خوشبختانه، کانگ جون همین الان هم 16 امتیاز قدرت داشت و میتوانست خودش را با آن تجهیز کند.

«به هر حال، خوشحالم که این شمشیر به راحتی نمیشکنه.»

البته، او موفق شد که اوگر گرموز را به لطف شمشیر شکسته فراری دهد.

اما در آینده، هیچ تضمینی وجود نداشت که این شانس دوباره به او رو کند.

«هیچ فرصتی نیست. باید همین الان شکستش بدم.»

اوگر گرموز با یک زخم، فرار کرده بود.

در سوی دیگر، کانگ جون، سطح کسب کرده بود و بیشتر سلامتی‌اش هم بازسازی شده بود.

او همینطور یک سلاح خیلی قوی تر و شناخته شده به اسم شمشیر جنگجو را داشت. اگرچه که مخصوص دفاع بود، قدرت حمله اش هم از شمشیر آهنی بالاتر بود.

«اوگر، اگه بتونم تبدیل به زیردستام بکنمش خیلی مفیده.»

او نمیدانست که این ممکن است یا نه چون اوگر غروری داشت که آسمان را میشکافت.

(کایران، قلمرو سالمه؟)

کانگ جون این را از مشاور نظامی خودش پرسید در حالی که به سوی ساختمان دان می دوید.

(بله، سرورم. قلمرو همچنان امنه. وضعیت ارباب خوبه؟)

صدای کایران از طریق پیوند تلپاتی بسیار آرام بود.

(البته. وضعیت قلمرو رو امن کردم. ساختمون اکو هم اشغال شد. به کارت ادامه بده.)

(بله سرورم. نگران این طرف نباشید.)

جونگ کوانگ هیون باید به ساختمان دی‌فنگ ضربه زده باشد. یعنی کایران اینقدر سریع جلوی او را گرفته بود؟

کانگ جون کنجکاو بود اما میخواست که جزئیات را بعدا بشنود.

(وضعیت امنه.)

نگرانی های کانگ جون راجع به قلمرو، به محضی که صدای آرامش بخش کایران را شنید، از بین رفت.

این خوب بود که او همچین مشاور نظامی شایسته ای را داشت.

کانگ جون میتوانست روی قوی شدن تمرکز کند، بخاطر اینکه قلمرو اش محافظت شده بود.

[اطراف ساختمان دان، محدوده اوگر گرموز می باشد. آیا میخواهید وارد شوید؟ بله/خیر]

«بله! وارد میشم.»

سپس یک ماموریت، جلوی کانگ جون ظاهر شد.

[ماموریت هشت : ساختمان دان را تصاحب کنید، اوگر گرموز را شکست دهید و نشانه پادشاهی شنل باد را بدست آورید.]

-1500 گره، پنج گوهر باد

«شنل باد. کنجکاوم که چه نوع قدرتی داره.»

کانگ جون پایین ترین رتبه معجون ترمیم جادوی سیاهی که در جیبش بود را نوشید. 40 امتیاز انرژی جادوی سیاه بازسازی شد.

[انرژی جادوی سیاه : 85 از 320]

او فرصت نمی کرد که یک معجون را در حین روبرو شدن با گرموز بنوشد. معجون ها نادر نبودند بنابراین الان زمان ذخیره کردن آن ها نبود.

دودودودو.

در آن زمان، زمین لرزید و یک حصار دور ساختمان سونگ کوانگ ظاهر شد. او رتایگر ها را قبلا برای کمک به خودش داشت اما الان تنها بود. میتوانست که آن را بشکند؟

پاک!

کانگ جون به حصار با شمشیر جنگجو ضربه زد.

[حصار ساختمان دان : 97%]

3 درصدش را کم کرد. حصار ساختمان ها از دوام زیادی برخوردار بود. اما با یک ضربه، 3 درصد کاهش یافته بود.

«شگفت آوره! میتونم خیلی سریع خودم بشکونمش.»

این بخاطر افزایش سطح کانگ جون بود، همچنین بهترین سبک شمشیرزنی خون بهشتی، قدرتش را افزایش می داد.

در کنار قدرت تخریب شمشیر جنگجو، او میتوانست خیلی توانایی های بالاتر از خودش را نشان دهد.

اما در آن لحظه.

پینگ! سیوک!

تیر هایی از بالای حصار به سمت او آمدند.

کانگ جون می توانست هیولاهایی با سر موش و بدن میمون را ببیند، آن ها خیلی برای کانگ جون آشنا بودند.

«کمانداران رتایگر؟»

اوگر گرموز زیر دست رتایگر داشت؟

«کیکیکی! با دشمن بجنگید.»

«نعرههه! با دشمن بجنگید.»

راشین های پیاده نظام از روی حصار دویدند. غول های راتیان نیز ظاهر شدند.

یک لبخند عجیب، روی صورت کانگ جون وجود داشت.

اون 10 درصد افزایش قدرت حمله، جلوی راشین ها داشت.

یک شانس 5 درصدی هم برای بدست آوردن وسایل بود.

به لطف دانشی که بدست آورده بود، سر و کله زدن با راشین ها خیلی آسان بود.

کانگ جون از تیر ها جاخالی داد و اول، غول های راشین را هدف قرار داد.

سیوک! سیوک!

در یک چشم به هم زدن، گلوی دو راشین غول بریده شد.

جنازه های راشین هر بار که شمشیرش را تکان میداد افزایش می یافت.

[2 گره کسب شد.]

[1 گره کسب شد]

[یک معجون درمانی فوری کسب شد.]

[۱۲ گره کسب شد.]

جدا از تجربه، پول و جاپتم(وسایل متفرقه) همینطور خارج می شدند.

سپس او یک طومار را پیدا کرد.

یک طومار درخشان از بدن مرده یک غول راشین خارج شد.

کانگ جون بلافاصله بازش کرد.

[یک غول راشین با شجاعت زیاد، در حالی که از یک تبر به عنوان سلاح استفاده می کرد. آن ها قادر به نابود کردن ارتش دشمن هستند...]

حروف پر زرق و برق، دور سر کانگ جون چرخید و دریافت شد.

[دانش مبتدی در مورد غول راتیان کسب شد.]

اوه، دانش مبتدی؟

اگه به مبارزه با هیولاها ادامه میداد، طوری بود که میتوانست دانش پیشرفته تر کسب کنه.

[قدرت حمله در برابر راشین غول به 20 درصد افزایش یافت، 10 درصد احتمال بدست آوردن وسایل وجود دارد.]

به لطف این، یک غول جنگجو را میتوانست از پادگان احضار کند.

[از این لحظه به بعد، یک غول جنگجوی راشین میتواند از پادگان احضار شود.]

[غول جنگجو راشین]

- منابع : 80 گره

- امکان احضار وجود دارد اگر که دو امتیاز جذبه داشته باشید.

کانگ جون غافلگیر شد.

«غول جنگجوی راشین؟»

در آن لحظه.

(ووهاهاهاه! ارباب! این عالیه. شما دانش مبتدی در مورد غول راشین کسب کردید.)

اطلاعات در پادگان، بروز رسانی شد بنابراین کایران، الان هم راجع به این موضوع می دانست.

(هوهو، ارباب دیگه نیازی نیست از نیروهای هرود بترسه. یک غول جنگجوی راشین به راحتی میتونه با دو یا سه ارک مقابله کنه.)

گولم های رتایگر، قوی ترین سربازان او بودند اما احضار آن ها راحت نبود؛ بخاطر نادر بودن وسیله[2] گوهر[3] زمین که نیاز داشت.

اما، غول های جنگجوی راشین، تنها به پول نیاز داشتند.

(هیچ حدی برای ظرفیت پادگان ها نیست؟)

(شما میتونید اون رو به سطح سه ارتقا بدید. به علاوه، ما یه تعداد کمی از سربازان رو امروز از دست دادیم، بنابراین میتونیم اونارو با غول های جنگجوی راشین پر کنیم.)

(بزودی یک پادگان در قلمرو میسازم.)

(مشکل تامین مالی هستش. بودجه قلمروی یک تقریبا تموم شده.)

(نگران پول نباش. من 1500 گره اینجا دارم.)

1580 گره در حال حاضر در اتاق 307 آپارتمان استدیو اکو قرار داده شده بود.

کانگ جون پول را از هیولاهای زیادی که کشته بود کسب کرده بود. سپس بخاطر ماموریت هم 1000 گره دریافت کرد.

کایران با صدای شگفت زده ای پاسخ داد:

(1500 گره؟ کی اینقدر پول بدست آوردی؟ نگو که یه ماموریت تو این مدت تموم کرد؟)

(به هر حال، سرم با راست و ریست کردنش گرمه.)

(پس علمیات قلمرو دوم رو به من بسپرید سرورم.)

(باشه.)

کایران به راحتی پذیرفت.

[کایران به عنوان مشاور نظامی قلمرو دوم واقع شده در اتاق 307 در آپارتمان استدیو اکو معین شد.]

سپردن این نوع از چیز ها کار راحتی بود. خرج کردن پول برای احضار نیروها به او سردرد میداد.

کانگ جون ترجیح داد برود آن بیرون و چند تا هیولا شکار کند.

[حصار ساختمان دان نابود شد.]

کانگ جون از حمله کردن دست نکشید؛ در حالی که با کایران صحبت می کرد. او دروازه را به همراه کمانداران راشین نابود کرد.

او بلافاصله طبقه‌ی اول را تصاحب کرد. بعدش نوبت زیر زمین بود و سپس طبقه دوم تا به بالا.

سربازان دشمن، مقاومت قابل توجهی داشتند.

راشین ها و غول های راشین، کانگ جون را در هر جهت، مورد هدف قرار میدادند. در بعضی موارد، اون با گولم های رتایگر روبرو می شد.

[3 گره کسب شد.]

[12 گره کسب شد.]

[یک معجون مرغوب بازسازی انرژی جادوی سیاه کسب شد.]

[23گره کسب شد.]

[یک شمشیر آهنی کسب شد.]

[2 گره کسب شد.]

او جاپتم های زیادی را با توجه به بالا رفتن احتمال کسب وسایل گرفت. به لطف این موضوع، او دو معجون مرغوب انرژی جادوی سیاه کسب کرده بود که 80 امتیاز آن را بازسازی می کردند.

[سطح شما بالا رفت.]

کانگ جون همینطور یک سطح، در حین نابود کردن هیولاها در طبقه هفتم کسب کرد.

تجربه‌ی بدست آمده از شکست دادن هیولاهای ساختمان دان، روی هم جمع شده بود.

سطح 14 : 00.12%

[جنگ] مبتدی

سلامتی : 350 از 350

انرژی جادوی سیاه: 85 از 330

قدرت : 17

چابکی : 18

هوش:15

شانس خوب: 6

جذابیت : 8 (+4)

[جلوه های اضافه]

-انتصاب نظامی : قدرت رزمی 10 درصد افزایش یافت

-مرحله یک مطالعات رزمی : قدرت رزمی 10 درصد افزایش یافت

«دوباره باهاش میجنگم.»

کانگ جون در ورودی به پشت بام را شکست. اوگر گرموز بخاطر دلایلی ساکت بود.

بخاطر اذیت شدن از زخم قبل بود؟ اگه اینطوره، سر و کله زدن باهاش خیلی راحت تر میشه.

کواانگ!

در پشت بام، در نهایت شکسته شد و یک منطقه بزرگ و خالی را آشکار کرد. در مرکز پشت بام، گرموز قرار داشت.

«کواااااه! چطور جرئت کردی به اینجا بیای؟ تصمیم مرگتو گرفتی.»

به طور تعجب آوری، حال گرموز خوب بود.

در همین حین، او حتما از معجون، استفاده کرده بود؛ بخاطر اینکه چشم هایش عادی بودند و زخم روی گردنش ناپدید شده بود.

«کواکوات! بمیر، ای پادشاه کوچک! فکر میکنی دوباره شانس، بهت رو می کنه؟»

گرموز یک چیزی از زمین برداشت.

یک کلاه ایمنی بزرگ بود.

آیا داشت سعی می کرد که از سرش محافظت کند که دیگر آن اتفاق نیافتد؟

به علاوه، دست کش هایی در دست هایش بود.

بنظر میامد که او خودش را برای مقابله با کانگ جون آماده کرده بود.

«کواااااه! آماده باش!»

به محض اینکه کلاه و دست کش ها را پوشید، گرموز فورا به سمت کانگ جون دوید.

کانگ جون، شمشیر جنگجو را نگه داشت و از مهارتش استفاده کرد.

برعکس قبلا، کانگ جون تصمیم گرفت که دفاع فیزیکی‌اش را افزایش دهد.

«هااپ!»

این واقعا متفاوت بود. یک نور قهوه ای، دور بدنش را فرا گرفت.

سری پیش که از هاله باد استفاده کرده بود، اینطور نشده بود.

«کوکاکاکات! بمیر!»

در همین حین، گرموز به او رسیده بود و سعی کرد که به او مشت بزند. کانگ جون سعی نکرد که دفاع کند و شمشیرش را چرخاند.

کااانگ!

دست کش و شمشیر، به هم برخورد کردند.

«آقق!»

او دفعش کرد. اگرچه بازو هایش بخاطر ضربه لرزید، کانگ جون قدمی به عقب برنگشت.

گرموز از وضعیت غیرمنتظره‌ی بوجود آمده شگفت زده بنظر می رسید.

«کووااااک!»

یک برش عمیق! گرموز از درد تعجب کرد. هرچند، بعدش لبخند زد.

«کوکوک! سلاحت رو عوض کردی؟ در پایان، هیچی عوض نمیشه.»

گرموز بار دیگر حمله کرد.

تابب! تاب! تاب!تاب!

کانگ! کانگ!

دستکش ها و شمشیر جنگجو، پیاپی بهم برخورد می کردند. علیرغم استفاده نکردن از هاله باد، کانگ جون اصلا کُند بنظر نمیرسید.

به لطف حرکات کوتاه تر و توجه کردن به ضعف های گرموز، او قادر بود که ضد حمله انجام دهد.

البته، بیشتر ضد حمله هایش تاثیری روی گرموز نمیگذاشت. بخاطر اینکه او نقطه ای را که شمشیر کانگ جون هدف قرار داده بود پیش بینی می کرد و از آن، جاخالی می داد.

با این وجود، او هر چند وقت یکبار ضربه ها را دفع می کرد.

هر سری که بدن گرموز بریده میشد، یک برش عمیق شکل می گرفت.

با گذشت زمان، بدن گرموز خونین شد.

«کوااااته! بمیر! من می کشمت!»

خون زیادی بود، ولی مقدار جنبش گرموز کم نمیشد.

اگرچه، شرایط الان هم به نفع کانگ جون بود. اما گرموز هنوز قدرتش را داشت اما حرکاتش کُند شده بود.

چواک! چواک!

شمشیر کانگ جون، دوباره تکان خورد. فرم حملات، شکلی بر روی سینه گرموز ایجاد کرد و خون به بیرون پاشید.

گرموز سینه اش را نگه داشت و مبهوت شد و به آهستگی روی زانوانش خم شد.

سیوک!

کانگ جون شمشیرش را بر روی گردن گرموز نشانه رفت و به طرز سردی گفت:

«میخوای چیز دیگه‌ای رو امتحان کنی؟»

در همین حین، بدن کانگ جون نیز خونین شده بود.

به لطف شمشیر جنگجو و قدرت فیزیکی دفاعی هاله زمین، ممکن شده بود که کانگ جون به طرز برابری با گرموز مبارزه کند. علیرغم آن، اجتناب ناپذیر بود که آسیبی نبیند.

یک مقدار جان، با هر ضربه از بین می رفت.

مشکلات، روی هم جمع شده، آسیب قابل توجه بود.

او چند کبودی داشت و از بریدگی روی پیشانی‌اش خون می چکید.

صورتش بخاطر خون، قرمز شده بود.

اما چشم هایش می درخشید.

“ من به زیردستای قوی نیاز دارم. تو هم واجد شرایطی. من تورو نمیکشم اگه که زیردستم بشی.”

«...!»

چشمان گرموز به طرز وحشیانه ای از درون کلاهش لرزید.

سکوت.

همین که او درخواست را رد نکرده بود یعنی داشت به آن فکر می کرد.

کانگ جون یک یا دو معجون سلامتی بیرون کشید و بر روی زخم های گرموز ریخت.

«من زخم هاتو درمان میکنم. یا میمیری.»

برعکس گرموز، کانگ جون به محض ارتقا یافتن سطحش بهبود میافت.

مشکل این بود که زخم های روی سینه خیلی عمیق بودند و میتوانستند او را قبل از تصمیم گرفتن بکشند!

بنابراین، کانگ جون معجون ها را روی زخم ریخت.

بدن گرموز لرزید. کانگ جون نمیتوانست چهره اش را بخاطر کلاه ببیند، اما گرموز شوکه شده بنظر می رسید.

کونگ!

زمین لرزید. آیا مرده بود؟

نه این نبود. گرموز سرش رو به زمین کوبیده بود.

«سرورم!»

گرموز بلافاصله سرش را بلند کرد. او شنلش را از دور گردنش بیرون آورد و به کانگ جون تقدیم کرد.

«کوکوک! شما شایستگی ارباب من شدن رو دارید. این چیزیه که بهش احتیاج ندارم، پس امیدوارم که ارباب، قبولش کنه.»

[1] اشاره به این دارد که پوشیدن آن به صورت یک لایه محافظتی جهت دفاع ، نیازمند 15 عدد قدرت می باشد.

[2] واژه استفاده شده آیتم میباشد که در اینجا به وسایل یا قطعه هایی که فرد با خود حمل می کند گفته میشود

[3] میتونه ماهیت، جوهره، خمیره نیز معنی شود بنده واژه گوهر را مناسب تر دیدم.

کتاب‌های تصادفی