پادشاه ابعادی
قسمت: 44
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
[آیا می خواهید که گرموز را در خاندان خود بپذیرید؟ بله/خیر]
[اگر قبول کنید، شرایط ماموریت هشتم به طور خودکار کسب خواهد شد.]
در همین حین، چند پیام نمایش داده شد.
کانگ جون در حالی که شنل را از گرموز دریافت کرده بود، سر تکان داد.
«از این به بعد، تو جزوی از خاندان پادشاه لوکان هستی.»
«من به وفاداریم به شما قسم می خورم سرورم.»
گرموز کلاهش را در آورد و مودبانه به کانگ جون تعظیم کرد.
[گرموز به خاندان شما پیوست.]
[گرموز، زیر دستی وفادار برای شما در دنیای هوامونگ خواهد بود.]
در اون لحظه، یک نور درخشان، گرموز را احاطه کرد و بدنش بهبود یافت.
کانگ جون نیز توسط نور درخشانی احاطه شد.
[ماموریت هشتم با موفقیت انجام شد.]
[مقدار زیادی تجربه به عنوان غرامت به شما داده شد و شما دو سطح، کسب کردید.]
نه فقط یه سطح بلکه دوتا! سطح 16.
به لطف این، بدن کانگ جون کاملا بهبود یافت.
[۱۵۰۰ گره به عنوان غرامت داده شد.]
1500 گره و گوهر نایاب باد.
کایران باید از این موضوع باخبر بشه.
در نتیجه، او روی هم رفته 3500 گره در قلمرو دومش داشت.
با این مقدار پول، از جونگ کوانگ هیون که از منابع فوق العاده ای برخوردار بود جلو نمی زد؟
نه. شاید کانگ جون هنوز وقتی پای منابع وسط میامد، می باخت.
کلت اشاره کرده بود که جونگ کوانگ هیون هزاران گره را از مالیات ها، هر سری که وارد دنیای هوامونگ میشود جمع آوری می کند.
یک ساختمان پنج طبقه! اگه زیرزمین را حساب کنیم شش تا. بنابراین، بیش از 2000 گره مالیات در هر بار دریافت می کرد. این ها همه بدون کشتن هیولا بود.
منابع بزرگ! تعداد بالای سربازان! قدرت پولدار به دنیا آمدگان وحشتناک بود.
هرچند، کانگ جون سبک شمشیر زنی خون بهشتی و اوگر گرموز را داشت.
حتی اگر منابع نداشت، او سطح 16 بود.
علیرغم اینکه جونگ کوانگ هیون توانایی این را داشت که ارک ها و گابلین ها را با منابع بزرگش احضار کند، کانگ جون دیگر نمی ترسید.
در حقیقت، کانگ جون دیگر جونگ کوانگ هیون را یک حریف نمی دید.
بجای آن، او از پادشاهانی با قدرت های وحشتناک تر می ترسید! آن هایی که در ساختمان های آسمان خراش وجود دارند! مشکل اصلی، زنده ماندن از جنگ با آن ها بود.
کانگ جون، شنلی که گرموز به او داده بود را لمس کرد و آن را در همه طرف نگاه کرد.
ساختمان های بی شماری مانند دریا کشیده شده اند.
خانه های خانوادگی مختلف! ویلا ها! ساختمان های تجاری! آپارتمان های بلند!....
آسمان خراش ها طوری بنظر می رسیدند که انگار در بالاتر از همه چیز در آسمان، حکومت می کنند.
لحن کانگ جون در حالی که به آسمان خراش ها خیره شده بود تغییر کرد.
آیا پادشاهی تو مکانی مثل این وجود داره؟ یا یه اژدهایی چیزیه؟
فکر وجود یک پادشاه، باعث میشد عرق کند.
یک سرمایه دار، در واقعیت می توانست در هوامونگ یک پادشاه بشود؟
با اینکه همهی آنها پولدار به دنیا آمده بودند، با جونگ کوانگ هیون در موضع متفاوتی قرار داشتند.
آن ها تعداد بی نهایتی از منابع و ذخیره عظیمی برای یورش سربازان، در اختیار داشتند. او از پس مقاومت بر نمیامد.
پس، او ترجیح میداد که با یک اژدها روبرو بشود؟
این هم شدنی نبود. یک اژدها، قدرت مطلقی را در ناول های فانتزی دارد، بنابراین ممکن است حتی از پادشاه هم ترسناک تر باشد.
نتیجه گیری واضح بود.
یک پادشاه سرمایه دار یا یک باس اژدها! آن ها موجودات وحشتناکی بودند که کانگ جون ممکن بود روزی با آن ها رو در رو شود.
تنها راه، قوی تر شدن بود! اگه از آن ها قوی تر نمی بود، می مرد.
هیچ کمکی وجود نداره. قوی زنده می مونه. تا آخرش!
کانگ جون شنل را سفت گرفت.
گرموز، کانگ جون را در حال خیره شدن به آسمان خراش ها نگاه کرد. تصمیم مصممی گرفت و به کانگ جون گفت:
«سرورم! من نمیدونم که اهداف ارباب چیه اما لطفا من رو مثل فدایی خودتون در نظر بگیرید. من تا زمان مرگم برای شما خواهم جنگید.»
کانگ جون لبخندی زد.
«من امید زیادی به تو دارم گرموز. و بابت این شنل هم سپاس گزارم.»
گرموز سرش را کش داد.
«کوکوک! شنل هیچ تاثیری برای من نداشت، من فقط واسه این می پوشیدمش که باحال بنظر برسم. واضحه که یک تفاوت اساسی وقتی که یک پادشاه بپوشتش وجود خواهد داشت . لباس رو یه امتحانی کنید، سرورم.»
«بله»
[شنل باد]
- رتبه : فقط یک
- یک نشانه برای پادشاه بودن شما در هوامونگ
چابکی + 5 به هنگام پوشیدن.
وقتی از هاله باد استفاده شود، استفاده از انرژی جادوی سیاه 20 درصد کاهش خواهد یافت.
عنوان پادشاه : ایکسپهوس[1]
شنلی که گرموز از نشان پادشاه گرفته بود متعلق به پادشاهی به نام ایکسپهوس بود.
اگرچه، گرموز آن را کشته بود و نشان پادشاهی به گرموز رسیده بود.
هرچند، او یک هیولا بود که نشان پادشاهی، هیچ تاثیری روی او نداشت.
به همین خاطر بود که او شنل را مثل یک شال یا دستمال گردن به دور گردنش بسته بود.
وقتی کانگ جون شنل را پوشید، به خوبی با سایز تنش تنظیم شد.
یک شنل آبی که نور روشنی رو از خودش بیرون میداد.
چابکی کانگ جون، 5 امتیاز بعد از پوشیدن آن افزایش یافت.
چابکی: 20 ( +5)
به لطف شنل باد، او چابکی یک شخص با سطح 21 را داشت.
بدنش در بهترین وضعیت بود و افزایش چابکی، کاری کرد که کانگ جون احساس سبکی یک برگ را داشته باشد.
چیز دیگری؟ ناگهان، یکی از حرکاتش در سبک شمشیر زن خون بهشتی به وضوح در ذهنش نمایان شد.
سوسوک! سوسوک!
کانگ جون بدنش را با توجه به حرکات، جا به جا کرد. او تازه فکرش را کرده بود اما بدنش، طبیعی جا به جا میشد.
سپس شمشیرش فضای روبرویش را برید.
پااااات!
سپس یک پیام جدید ظاهر شد.
[قدرت شمشیر می تواند همه چیز را در هم بشکند. چه کسی می تواند این شمشیر را متوقف کند....]
[مهارت برش بهشتی کسب شد.]
[برش بهشتی]
یک حمله برشی قدرتمند، در مقابل یک هدف منفرد.
-هرچقدر چابکی و قدرت شما بالاتر رود، حملات شما قوی تر خواهد بود.
-می شود با یک شمشیر، استفاده شود.
-40 انرژی جادوی سیاه مصرف می کند.
-محدودیت ها: قدرت عضله ای ۱۰، چابکی 25
«ا-این؟»
کانگ جون شگفت زده شده بود.
یک مهارت؟
بی تردید بود. برش بهشتی یک مهارت هجومی بود.
بالاخره یک مهارت هجومی دارم.
فقط وقتی میتوانست استفاده شود که او 25 امتیاز چابکی داشته باشد، اما این با کمک شنل باد، شدنی بود.
قدرت عضلانی او نیز 10 بود، پس این هم برایش کافی است.
هرچند، 40 امتیاز انرژی جادوی سیاه مصرف می کرد. باید خیلی قوی باشد که انقدر انرژی جادوی سیاه مصرف می کند.
مهارتی بود که نمی شد با بی دقتی از آن استفاده شود.
اما، احساس اطمینانی می کرد که مهارت خاصی مثل آن داشته باشد.
[مهلت شما در دنیای هوامونگ به اتمام رسید.]
[دروازه هوامونگ بسته شد.]
قبل از اینکه بداند، زمانش رسیده بود که به واقعیت برگردد. کانگ جون چشم هایش را بست در حالی که فضای اطرافش در حال تار شدن بود.
طبقه پنجم ساختمان یوگانگ.
جونگ کوانگ هیون بیدار و از تخت خارج شد. اون با نگرانی فریاد زد.
«لعنت! اونا برنده نشدن!»
در حالی که کانگ جون با اوگر گرموز می جنگید، یک نبرد شدید بین جناح جونگ کوانگ هیون و سربازان کانگ جون در قلمرو یک در حال انجام شدن بود.
وقتی که جونگ کوانگ هیون به هوامونگ وارد شد، 35 ارک و 15 گابلین در حال انتظار بودند.
او 3 پادگان سطح 3 داشت.
یک مرکز تحقیقات.
مهم تر از اینا، او 4300 گره در اختیار داشت! این به لطف مالیات های جدید و به اتمام رساندن ماموریت بود.
همینا کافیه حتی وقت کلت رو ندارم! امروز همه چی رو له می کنم.
علارغم موفق نشدن در خرید ساختمون دیفنگ، او تصمیمش را راجع به مکان گرفته بود؛ پس امروز قال قضیه کنده می شد.
جونگ کوانگ هیون قانع شده بود که او با نیروهای بیشتر می تواند ببرد.
جونگ کوانگ هیون شبیه سازی بازی های استراتژی زیادی را زمانی که جوان تر بود انجام داده بود.
[کماندار گابلین]
منابع : 10 گره
[ارک]
- قادر به احضار می باشد اگر که یک امتیاز جذبه داشته باشید.
واحد سطح پایین، گابلین ها هستند در حالی که واحد های سطح بالا ارک ها هستند.
او فورا شروع به احضار ارک ها در 3 پادگان کرد. در همین حین، اون اعتماد داشت که کانگ جون فقط سربازان سطح پایین دارد.
هوهو، پادشاه لوکان مالیات زیادی دریافت نمی کنه. بنابراین، پولش خیلی کمه. اون احتمالا فقط یک پادگان داره پس سربازاش سطح پایین احضار میشن.
این چیزی بود که کلت به او گفته بود. پس، جونگ کوانگ هیون مطمئن بود که میتوانست ببرد.
هرچند، مبارزه به گونه ای دیگر بدل شد.
اولین سربازانی که او جهت دیده بانی فرستاد، تماما توسط حضور ناگهانی میناتور و گنوم های مبتدی در هم پاشیده شدند. به علاوه، آن ها از روش های چریکی حمله و عقب نشینی استفاده کردند.
البته، او به احضار ارک ها ادامه داد. او 80 ارک و 10 گابلین را فرا خواند.
در حالی که آن ها برای یک یورش آماده می شدند دروازه هوامونگ بسته شد.
«لعنت! از دستم در رفت.»
در سوی دیگر، احساس ناراحتی بخاطر دلایلی می کرد. او هیچوقت انتظار نداشت که کانگ جون، فردی که در یک گوشیون[2] زندگی می کرد، زیردستان قوی تری مثه میناتور را دارد.
این تنها راهشه. باید زودتر ساختمون رو بخرم.
او فورا به دلال مسکن زنگ زد. دیروز او از مجازات میدانی استفاده کرده بود، خب پس دلال مسکن باید تا الان به یک سری نتایجی رسیده باشد.
- مسکن هان مین سو صحبت می کنه.
«چطور پیش رفت؟»
جونگ کوانگ هیون به طور مختصر پرسید. هان مین سو لرزید و پاسخ داد.
- ساختمان به ساحل ججو [3] پرواز کرده. من شب گذشته به ساحل ججو پرواز کردم. یکم دیگه صاحب ساختمون رو خواهم دید. من هرطور شده معامله رو حل و فصل می کنم.
همانطور که انتظار می رفت، ضروری بود که این کار، مخفیانه و فوری انجام شود. لبخندی خشنود روی چهره جونگ کوانگ هیون نقش بست.
«بهشون 3.2 بیلیون بده. من قرارداد رو فردا امضا می کنم وقتی که صاحبش برگشت. اگه این انجام نشه بعدش تو می میری.»
- بله رئیس-نیم
در واقع، صاحب ساختمان، فردای آن روز، همانطور که هان مین سو گفته بود پیدایش شد. جونگ کوانگ هیون فورا قرارداد را امضا کرد.
جونگ کوانگ هیون حالا صاحب ساختمان دیفنگ بود.
روز بعد.
جونگ کوانگ هیون مراحل انتقال صاحب ساختمان دیفنگ را به اتمام رساند.
در همین حین، اون گوشیون را بست، در حالی که به رئسا پاداشی پرداخت کرد. به اونها 500 هزار وون به عنوان بازپرداخت داد، پس کسی شکایتی نکرد.
تنها 3 اتاق باقی ماند. اتاق های 401، 406 و 413.
آنها با کانگ جون قرارداد بسته بودند. مشکل این بود که او را پیدا نمی کردند! اون نمیتوانست قرارداد را بدون حضور دیگر اعضا، باطل کند.
حرو&مزاده ترسو! ترسیده و فرار کرده؟ هیچ فایده ای نداره. تو فردا شب پایانت رو تو هوامونگ می بینی.
به محض اینکه جونگ کوانگ هیون صاحب ساختمان دیفنگ شد، اون میتوانست وضعیت فعلی کانگ جون را از نقشه سه بعدی، به همراه وضعیت دریافت مالیات منطقه ببینه.
فقط مسئله زمان مطرح بود تا اینکه او پیروز شود.
در همین حین، کانگ جون در آپارتمان استدیو اکو بود. اون قرارداد اتاق های 309 و 318 رو امضا کرد. هایون نیز همان جا مانده بود.
در طول روز، او روی فروش لباس زیر در فروشگاه تمرکز کرد و در شب استراحت کرد.
او تماسی از دلال مسکن دریافت کرد که جونگ کوانگ هیون ساختمان دیفنگ را خریده، اما اهمیتی نداد.
بازی همین الانشم تمام شده بود. زمان نبرد تعیین کننده فرا رسیده بود.
[دروازه هوامونگ باز شد.]
[شما به دنیای هوامونگ وارد شدید]
[1] واژه بکار رفته Xiphos می باشد که نام یک سلاح دو لبه آهنی در یونان باستان است.
[2] در ژاپن به اتاق های کوچکی گفته می شوند که عموما برای خوابگاه استفاده شده و فضای کوچکی با تخت در اختیار دارند.
[3] از مکان های دیدنی کره جنوبی
کتابهای تصادفی

