فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

پادشاه ابعادی

قسمت: 110

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 110: غلبه بر محدودیت‌ها (3)

[سطح شما بالا رفت.]

[سطح شما بالا رفت.]

[سطح شما بالا رفت.]

او سه سطح به‌دست آورد تا به سطح 68 برسد.

او همچنین یک سطح دیگر از این ماموریت به‌دست می‌آورد.

[ماموریت 18 انجام شد.]

[به عنوان پاداش، تجربه کافی برای افزایش سطح شما داده خواهد شد.]

[25000 گره به عنوان غرامت داده شده است.]

[180 سنگ قمر بزرگ به عنوان غرامت داده شده است.]

او تنها با یک حرکت از شر یک ارباب عالی خلاص شد!

در واقع، سطح او آنقدر بالا بود که حمله او تاثیری نداشت.

با این حال، افزایش آمار تأثیرات جزئی داشت، بنابراین او سطح خود را به طور پیوسته بالا می‌برد.

اگر او به بالا بردن آن ادامه می‌داد، قادر به نادیده گرفتنش نبود.

در همین حین، ارباب مرغ دریایی تاریک آیتم را رها کرد.

[16237 گره به‌دست آمد.]

[103 سنگ قمر کوچک به‌دست آمد.]

[38 سنگ قمر بزرگ به‌دست آمد.]

[شما 700 امتیاز دستاورد ماه سرخ کسب کردید.]

[45 عصاره تاریکی به‌دست آمد.]

[جعبه گنج طلایی ارباب مرغ دریایی تاریک به‌دست آمد.]

[جعبه گنج طلایی ارباب مرغ دریایی سیاه به‌دست آمد.]

گره‌ها و سنگ‌های قمر‌ها به مقدار زیاد بیرون آمدند.

«گره‌ها اضافین.»

اغراق آمیز نبود؛ گره‌ها واقعا اضافه بودند.

قبلاً صدها هزار گره در مقرش وجود داشت.

جوایز دستاورد مالیات‌ها را در قلمروهای او بسیار افزایش داده بود و همچنین مالیات‌هایی از پایگاه لوکان وجود داشت.

20 درصد از گره‌های به‌دست آمده از نبرد در نزدیکی به کانگ‌جون تعلق داشت.

بنابراین، برای کانگ‌جون، 16237 گره به‌دست آمده از ارباب مرغ دریایی تاریک، فقط یک چیز ناچیز بود.

بیشتر از دیدن جعبه‌های گنج طلایی هیجان زده بود.

-دو جعبه گنج طلایی! بازشون کنم؟

جعبه‌ها جلوی کانگ‌جون شناور بودند، بنابراین او به سرعت آن‌ها را باز کرد.

[کلید آئوک (افسانه‌ای) به‌دست آمد.]

[قلب ارباب مرغ دریایی تاریک (افسانه) به‌دست آمد.]

اوه!

یک کلید آئوک که سه کاربرد داشت و قلب یک لرد...

سود نسبتا خوبی بود.

[قلب ارباب مرغ دریایی تاریک]

-رتبه: افسانه

-می‌تواند دفاع از یک زره را تقویت کند.

-در صورت مجهز شدن به زره، دفاع جادویی به میزان قابل توجهی افزایش می‌یابد.

-دفاع جادویی؟ خب بهتر از هیچیه

کانگ‌جون بلافاصله قلب را روی زره ​​سنگین غول ارباب سوار کرد.

او می‌توانست مقدار قابل توجهی جادو پراکنده کند، اما تقویت زره او ضرری نداشت.

از طرف دیگر، بینهایم از دیدن اینکه کانگ‌جون به راحتی ارباب مرد دریایی تاریک را بیرون آورده بود، شوکه شد.

-غیر ممکنه.

البته، برای فرمانده اول بینهایم سخت نبود که حواسش به ارباب مرد دریایی تاریک باشد.

با این حال، سخت بود که بگویید آیا او می‌تواند آن را به سرعت کانگ‌جون بکشد یا خیر.

مخصوصاً از آنجایی که در میان اربابان عالی پادشاه شیطان دوم، مرغ دریایی تاریک مردی نسبتاً قوی بود.

-لوکان به روشن فکری بزرگی دست پیدا کرده. انگار دارم به رینکار نگاه می‌کنم.

حالتی عبوس روی صورتش داشت.

او تحت تأثیر این واقعیت قرار گرفت که کانگ‌جون در موقعیتی ظاهر شد که متحدان آن‌ها تحت فشار بودند. با این حال، او نمی‌توانست از اینکه شخص دیگری مانند این در زمین هوامونگ وجود دارد احساس خوبی داشته باشد.

-مشخص شده.

او نمی‌توانست از این فکر که رقیب کانگ‌جون نیست احساس ناراحتی کند. با این حال، وقتی به کانگ‌جون نگاه کرد، نگاهش آرام شد.

کمی حسادت وجود داشت اما آرامش بیشتر بود.

بیداری کانگ‌جون برای هوامونگ زمین بسیار دلگرم کننده بود.

او انتظار داشت که لوکان همچنان توانایی قابل مقایسه با رینکار را داشته باشد.

اگر اینطور بود، دزد دریایی شبیه به پادشاه شیطان دوم کولادیکوس نمی‌توانست بر زمین هوامونگ غلبه کند. نه، آن‌ها می‌توانستند بدون هیچ مشکلی دشمن را مغلوب کنند.

-رینکار فرد خیلی خود پسندیه. نتونستم بررسی کنم، اما امیدوارم لوکان شبیه اون باشه.

در همین حین، کانگ‌جون در حال نابود کردن مرغ دریایی تاریک بود.

[73 قدرت آشوب به‌دست آمد.]

[23 قدرت آشوب به‌دست آمد.]

[89 قدرت هرج و مرج به‌دست آمد.]

او پس از رسیدن بال‌های آشوب به مرحله 7 از اراده تقویت استفاده کرد.

او از هیولاهای معمولی تجربه به‌دست آورد، اما فکر می‌کرد که این مقدار ناچیز است.

غیر عادی بود که میزان قدرت آشوب به‌دست آمده از هیولاها با تجربه برابر نباشد.

میزان قدرت آشوب دریافتی در میان هیولاهایی از همان نوع نیز متفاوت است.

[373 قدرت آشوب به‌دست آمد.]

[19 قدرت آشوب به‌دست آمد.]

[43 قدرت آشوب به‌دست آمد.]

گاهی اوقات، بیش از 10 برابر مقدار عادی قدرت آشوب وارد می‌شد.

او اراده تقویت را به یک ارباب اسکلت در همان نزدیکی گسترش داد.

آن یک هیولای ارباب سطح پایین‌تر بود.

اگر طبق تجربه بود، چند صد برابر بیشتر از هیولاهای معمولی می‌داد.

[1021 قدرت آشوب به‌دست آمد.]

با این حال، مقدار کمتر از آن چیزی بود که او فکر می‌کرد.

پس بهتر بود تجربه بیشتر به‌دست می‌آورد.

او تجربه را از هیولاهای سطح ارباب و قدرت آشوب را از اوباش ارشد دریافت می‌کرد.

او به این نتیجه رسیده بود.

البته، جدای از قدرت آشوب و تجربه، هر بار که هیولاها نابود می‌شدند، نقاط دستیابی به ماه سرخ ادامه پیدا می‌کرد.

امتیازی عادی بود اما ارباب‌های درجه پایین چند صد امتیاز دادند. او پس از مراقبت از مرغ دریایی‌ها و اسکلت‌های مجاور، 4209 امتیاز کسب کرد.

علاوه بر این، ارباب اسکلت دو جعبه گنج طلایی، یک زره سنگین با درجه بندی افسانه‌ای و یک شمشیر درجه بندی شده افسانه‌ای را به زمین انداخت.

[زره سنگین ارباب اسکلت]

-رتبه: افسانه

-زره‌ای که حاوی قدرت ارباب اسکلت است و دفاع فیزیکی و جادویی را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد.

-وقتی شمشیر ارباب اسکلت نیز مجهز باشد، دفاع بیشتر خواهد شد.

[شمشیر ارباب اسکلت]

-رتبه: افسانه

-شمشیری که حاوی قدرت ارباب اسکلت است بسیار عالی است.

-در صورت استفاده با زره سنگین ارباب اسکلت، قدرت حمله شمشیر افزایش می‌یابد.

یک شمشیر خاکستری و زره سنگین ظاهر شد.

اگرچه کسل کننده به نظر می‌رسید، اما تجهیزات درجه افسانه هنوز قابل استفاده بودند.

علاوه بر این، این دو مجموعه آیتم بودند.

اگر هر دو را همزمان می‌پوشید، قدرت دفاعی و حمله‌اش افزایش می‌یافت.

-عالیه... بهتره بزارمشون رو کلونم.

او کلون را احضار کرد و تجهیزات را به او داد.

همانطور که کانگ‌جون قوی‌تر می‌شد، کلون او نیز قوی‌تر شد.

با مجموعه درجه افسانه، کلون هنگام مقابله با ارباب‌های عالی تحت فشار قرار نمی‌گیرد.

مایه تاسف بود که کلون نتوانست از توانایی‌های بال‌ها استفاده کند.

امکان پرواز برای کلون وجود داشت اما فقط کانگ‌جون می‌توانست از اراده تقویت استفاده کند.

برای اراده بقا و اراده حمله هم همینطور بود.

بنابراین، کانگ‌جون به کلون خود دستور داد تا هیولاهای معمولی را در نزدیکی پایگاه لوکان شکار کند.

برای کانگ‌جون و متحدانش به‌دست آوردن برگ برنده، گره‌ها و امتیازهای دستاورد مفید خواهد بود.

[شما یک امتیاز دستاورد ماه سرخ کسب کردید.]

[یک عصاره تاریکی به‌دست آمد.]

[یک سنگ قمر کوچک به‌دست آمد.]

[34 گره به‌دست آمد.]

کلون طبق دستور کانگ‌جون هیولاها را شکار کرد.

-حالا شکار به تنهایی راحته.

کانگ‌جون با سلاح گرم به دنبال اهداف دیگری بود.

پس از حذف تهدیدات در نزدیکی پایگاه لوکان، او تصمیم گرفت از این پس فقط به دنبال ارباب‌های عالی باشد.

سپس کانگ‌جون چند نفر آشنا را دید.

حاکمان آندراس، آگنوس، داماس و فاد.

حاکمان رتبه‌های دوم تا پنجم به شدت با مارمولک‌های بزرگ می‌جنگیدند.

ارباب مارمولک تاریک آنجا بود!

او رتبه پایین‌تری داشت اما کمی قوی‌تر از غول ارباب و ارباب راشین بود.

«کیکیکیک! اینو بگیر!»

هونگ هونگ هونگ! پاپاپک!

آندراس از سپر خود برای دفاع در برابر ارباب مارمولک تاریکی که نیزه بزرگی در دست داشت استفاده کرد.

«اوه!» آندراس فوراً فریاد زد.

«چیکار می‌کنی؟ برو بهش حمله کن. محدودیتی برای تحملم وجود داره!»

«الان می‌رم.»

«منم می‌رم! یکم صبر کن.»

داماس مانند سایه به سمت ارباب مارمولک تاریک نادر حرکت کرد و دو شمشیر خود را به‌دست گرفت.

خون از پشت ارباب مارمولک تاریک فوران کرد.

فاد همچنین به پهلوی ارباب مارمولک تاریک ضربه زد.

کواررونگ! جیجیجیک!

ارباب مارمولک تاریک از شدت حملات اخم کرد.

«کووو! جرات داری!»

به طرف فاد چرخید و نیزه‌اش را به‌دست گرفت.

آندراس فوراً فریاد زد.

«هوهو، مارمولک بدبو، کجا رو نگاه می‌کنی؟»

ارباب مارمولک تاریک که توانست به فاد حمله کند، دوباره با اخم به آندراس نگاه کرد.

«کوووه! چی؟ می‌کشمت.»

چیز مهمی نبود، اما ارباب مارمولک تاریک به طرز عجیبی عصبانی بود. او به دیگران اهمیتی نمی‌داد و فقط می‌خواست آندراس را بکشد.

این به‌خاطر مهارت طعنه‌ای بود که آندراس با افزایش سطح خود آموخته بود.

او روی خصومت دشمن بر خود تمرکز کرد.

زمانی که برای اولین بار دریافتش کرد خیال می‌کرد مهارت بی‌ارزشی است.

با این حال، زمانی که او وارد میدان نبرد خونین شد، این ایده تغییر کرد.

به این خاطر که این مهارت هنگام شکار در جمعیت بسیار خوب بود.

او به جای حمله در دفاع تخصص داشت. به همین خاطر دشمن را برانگیخت و بر دفاع متمرکز شد. در همین حال داماس و فاد با اطمینان به دشمن حمله می‌کردند.

علاوه بر این، آگنوس از جادوی حمله قدرتمند استفاده کرد و سلامت آندراس را به موقع بازیابی کرد.

در یک شکار، آندراس تانک، آگنوس شفا دهنده و داماس و فاد عهده دار ایجاد آسیب و ضربات کشنده بودند. به عنوان یک جادوگر، آگنوس به عنوان یک شفا دهنده و همچنین آسیب زننده خدمت می‌کرد.

بنابراین، چهار نفر از آن‌ها می‌توانستند با هیولاهای سطح ارباب که هرگز رویای رویارویی با آن‌ها را به تنهایی تصور نمی‌کردند، مبارزه کنند.

«کییی! چطور جرئت می‌کنی به ارباب بی‌احترامی کنی!»

«کوکاکا! انسان‌ها را بکش!»

با این حال، ده‌ها مارمولک تاریک به سمتشان هجوم آورده بودند، بنابراین آن‌ها را در گوشه‌ای گیر انداختند.

هوارو!

آگنوس از جادوی آتش در یک منطقه وسیع استفاده کرد اما فقط سه یا چهار نفر از آن‌ها نقش بر زمین شدند.

بقیه مارمولک‌ها با عصبانیت فریاد زدند.

«اون جادوگرو بکش!!»

«کاکاکات! جادوگر رو بکش!»

آگنوس ناراحت شد زیرا مارمولک‌های تاریک مانند گرگ‌های گرسنه می‌دویدند.

هویک! هویک!

آگنوس در حالی که مارمولک‌های تاریک آماده پرتاب نیزه‌های خود بودند، فرار کرد.

آندراس که با ارباب مارمولک تاریک سر و کار داشت، وحشت کرد.

«ای...این!!!»

«لعنتی! تو تصمیم گیری تعلل نکنید!!»

اگنوس کار خاصی نمی­کرد اگر در خصوص آندراس از طلسم بازیابی استفاده نمی‌کرد.

مهم نبود که چطور با سپرش دفاع می‌کرد. او چاره‌ای جز ضربه خوردن از هیولایی با سطح ارباب نداشت.

آگنوس از دور فریاد زد.

«آسیب زیادی وارد می‌شه! نمی‌تونم انجامش بدم!»

آندراس سر تکان داد.

«اوه! منم همین حدسو می‌زنم!! عقب‌نشینی کنید!»

«لعنتی! ما به‌خاطر اونا نابود شدیم.»

آن‌ها با اکراه پرواز کردند تا از ارباب مارمولک تاریک دوری کنند.

در همان لحظه...

شخصی در نزدیکی مارمولک‌های تیره ظاهر شد و و دوازده نفرشان را نصف کرد!

شخصی بود که زره‌ای خاکستری را در حالی که شمشیری خاکستری در دست داشت، روی خود حمل می‌کرد.

تمام بدنش خاکستری مات بود.

با این حال، او حضور نفس گیری را از خود نشان داد.

حتی ارباب مارمولک تاریک آنقدر شگفت زده شد که به عقب رفت.

سوک.

کلاه‌خود برداشته شد و چهره‌ای آشنا در برابر آندراس و دیگران ظاهر گشت.

کتاب‌های تصادفی