فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

پادشاه ابعادی

قسمت: 112

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 112: پادشاه عالی (1)

فلش!

همانطور که کانگ‌جون گفته بود، بدن ترمیم شده کادیانا دوباره پراکنده شد.

فلش! فلش!

این اتفاق سه بار دیگر هم تکرار شد. بدن کادیانا دیگر به طور کامل ترمیم نمی‌شد.

«شکاف سخت آسمانی!»

کانگ‌جون از مهارت منطقه وسیع خود استفاده کرد تا قطعات باقی مانده را از بین ببرد.

سوسوسو.

در نهایت، تمام قطعات پراکنده شده تبدیل به پودر شدند. سخنان پایانی کادیانا که آمیخته با کینه بود در گوش کانگ‌جون زمزمه شد.

«پ-پشیمون می‌شی...»

همه چیز به پایان رسید.

{سطح شما افزایش یافت.}

{سطح شما افزایش یافت.}

{سطح شما افزایش یافت.}

کادیانای هیولا مرده بود.

باور نکردنی بود، ولی کانگ‌جون از آنجا که سطحش افزایش پیدا کرده بود یقین داشت که کادیانا مرده.

«کادیانا رو شکست دادم.»

کانگ‌جون از قبل می‌دانست که خودش قوی‌تر است.

با این حال فکر نمی‌کرد که بتواند او را به قتل برساند.

حالا دیگر می‌دانست چقدر توانایی دارد.

تا قبل از اینکه در تالار نگهبان محدودیت خود را بشکند و قلمروی ماورایی را ببیند همه این‌ها برایش رویایی بیش نبود.

{سطح شما افزایش یافت.}

{سطح شما افزایش یافت.}

سطحش همچنان بیشتر و بیشتر می‌شد تا اینکه 16 سطح کسب کرد و در چشم به هم زدنی به سطح 100 رسید.

{توانایی رزمی شما به سطح عالی رسید.}

{جذبه دو امتیاز ارتقا پیدا کرد.}

{شانس دو امتیاز ارتقا پیدا کرد.}

{کارایی قدرت آشوب بالا رفته.}

{قدرت آشوب مصرفی برای ساختن کلون به 500 امتیاز کاهش پیدا کرد.}

{قدرت آشوب مصرفی برای استفاده از اراده جنگ به 500 امتیاز کاهش پیدا کرد.}

{کارایی انرژِی جادوی سیاه بالا رفته است.}

{انرژی جادوی سیاه مصرفی برای استفاده از برش آسمانی به 10 امتیاز کاهش پیدا کرد.}

{انرژی جادوی سیاه مصرفی برای استفاده از شکاف سخت آسمانی به 20 امتیاز کاهش پیدا کرد.}

{انرژی جادوی سیاه مصرفی برای استفاده از جریان آسمانی به 20 امتیاز کاهش پیدا کرد.}

کاریزما و شانس افزایش پیدا کرده بودند!

قدرت آشوب مصرفی برای ساختن کلون و استفاده از اراده جنگ کمتر شده بود. علاوه بر آن انرژی جادوی سیاهی که برای استفاده از مهارت‌های روش شمشیرزنی خون آسمانی مصرف می‌کرد هم به طور چشمگیری کاهش یافته بود.

{فضای موجودی شما گسترش پیدا کرد.}

{می‌توانید معجون‌ها، گوهر‌ها و سایر مواد یکسان را در فضای موجودی مشترک قرار دهید.}

{شما اولین فرمانده عالی هوامونگ زمین هستید.}

{شما مهارت اراده پادشاه عالی را یاد گرفتید.}

{اراده پادشاه عالی}

-رده: یکتا

-توانایی ویژه‌ای که تنها به اولین پادشاه عالی هوامونگ زمین اختصاص دارد.

-تا وقتی که پادشاه زنده است، همه اعضای خانواده پس از مدت خاصی در پایگاه زنده می‌شوند.

-مناطق مجاز: زمین، هوامونگ زمین و میدان نبرد خونین.

«اوه! جدی اینجوریه؟»

افرادی مانند کایران و هکسیا که در خانواده کانگ‌جون بودند، می‌توانستند در صورت مردن دوباره زنده شوند. البته تا زمانی که کانگ‌جون هم زنده باشد.

این قابلیت به زمین و میدان نبرد خونین محدود می‌شد، یعنی اگر در بعد دیگری می‌مردند فایده نداشت.

{سطح شما افزایش یافت.}

{سطح شما افزایش یافت.}

سطح کانگ‌جون همچنان در حال بیشتر شدن بود.

تا کجا می‌توانست ارتقا پیدا کند؟

«باورم نمی‌شه! تا الان سطحم بیشتر از 20 بار زیاد شده.»

از آنجا که کانگ‌جون با یک هیولای پیشرفته مبارزه کرده بود نه یک ارباب معمولی، چنین اتفاقی غیرمنتظره نبود.

سطح 114 ( تجربه 32.28%)

{جنگ} عالی

سلامت: 25550/25550

انرژی جادوی سیاه: 24520/24520

قدرت: 118(+10)

چابکی: 119(+10)

هوش: 112

شانس: 13

کاریزما: 25(+4)

بالاخره ارتقاها در سطح 114 به پایان رسید.

با کشتن کادیانا 30 تا به سطحش اضافه شده بود.

«شگفت انگیزه.»

طور دیگری نمی‌شد توصیفش کرد.

جهش خیلی بزرگی بود.

{یکی از سه فرمانده برتر پادشاه شیطانی دوم، کادیانا، شکست خورده.}

{شما 20000 امتیاز دستاورد ماه سرخ کسب کردید.}

کانگ‌جون 20000 امتیاز دریافت کرد.

نبرد با کادیانا دستاوردهای بی‌شماری به او داده بود.

{3132 سنگ ماه کوچک کسب شد.}

{1320 سنگ ماه بزرگ کسب شد.}

{10 گوهر تاریکی به عنوان پاداش کسب شد.}

علاوه بر امتیاز سنگ ماه‌های زیادی هم گرفته بود.

با این حال هنوز هیچ گوهر آشوبی به دست نیاورده بود.

هیچ کدام از این‌ها با دستاوردهای بعدی‌اش قابل مقایسه نبود.

-سه قطعه بعدی کسب شد.

-زره فلس‌دار شیطانی کادیانا (افسانه‌ای) کسب شد.

-شمشیر جادویی لئون (افسانه‌ای) کسب شد.

-قلب کادیانا (افسانه‌ای) کسب شد.

سه قطعه بعدی!

صندوقچه گنجی در کار نبود، ولی سه آیتم رده افسانه‌ای پیدا کرده بود.

زره فلس‌دار شیطانی کادیانا

-رده:‌ افسانه‌ای

- زره فلس‌دار شیطانی کادیانا قدرت جادویی و انعطاف پذیری فوق‌العاده‌ای دارد.

-مقاومت بالا به قدرت بعدی

-در صورتی که با هاله تاریکی استفاده شود، قدرت دفاعی بیشتری دارد.

-به 300 محل ذخیره نیاز دارد.

حالا وقت آن رسیده بود که زره رده اسطوره‌ای خود را کنار بگذارد.

کانگ‌جون به محض اینکه زره فلس‌دار شیطانی کادیانا را لمس کرد، زره سنگین ارباب غول ناپدید شد و به جای آن زره‌ای با رنگ قرمز درخشان به بدن کانگ‌جون متصل شد.

تک تک فلس‌های خونین مانند جواهر می‌درخشیدند و حس ترسناک و باشکوهی منتقل می‌کردند.

«سبکه.»

راه رفتن با این زره آنقدر راحت بود که کانگ‌جون حس می‌کرد لباس عادی پوشیده.

مخصوصا حالا که قدرت بعدی‌اش هم بیشتر شده بود و روی حرکاتش تاثیر گذاشته بود.

تنها مشکل این بود که فضای زیادی را اشغال کرده بود.

فضایی ده برابر زره سنگین ارباب غول که فقط 30 تا جا می‌گرفت.

خوشبختانه حالا می‌توانست معجون، گوهر و وسایل مشابه را در یک نقطه مشترک نگه دارد. این به این معنا بود که کارایی فضای دخیره‌اش از قبل بیشتر شده بود.

«دیگه فضای ذخیره کم نمیارم.»

حالا می‌توانست معجون‌های سلامتی و انرژِی جادوی سیاه بی‌شماری بسازد و در این فضا ذخیره کند.

البته که این‌ها وظیفه شیطان سود بود.

کانگ‌جون به شمشیرش نگاهی انداخت.

شمشیر کادیانا قدرت محشری داشت و صاعقه پرتاب می‌کرد.

شمشیر جادویی لئون

-رده: افسانه‌ای

-شمشیری جادویی که قدرت جادویی دارد.

-می‌تواند دوام اسلحه و زره دشمن را جذب کند و از آن برای بازسازی دوام اسلحه و زره شما استفاده کند.

-قدرت شمشیر هنگام استفاده از هاله تاریکی به شدت افزایش پیدا می‌کند.

شمشیر رده افسانه‌ای داشت.

و می‌توانست دوام اسلحه و زره دشمن را جذب کند و از آن برای بازسازی دوام اسلحه و زره کانگ‌جون استفاده کند.

«پس برای همین شمشیر ارباب خون‌آشام اینقدر راحت شکست.»

کانگ‌جون بالاخره متوجه اتفاقی که در نبرد رخ داده بود شد.

می‌توانست با این شمشیر اسلحه و زره دشمن را بشکند.

دیگر هم لازم نبود وسایل خودش را ترمیم کند، چون همه آن‌ها در طول نبرد ترمیم می‌شدند.

قلب کادیانا

-رده: افسانه‌ای

-منبع جادو و قدرت کادیانا

-تنها روی اسلحه‎های رده افسانه‌ای سوار می‌شود.

-پس از سوار شدن، ضمیر کادیانا وارد اسلحه می‌شود.

بالاخره نوبت قلب رسیده بود.

«ضمیرش؟»

معنی‌اش چه بود؟

شمشیر جادویی لئون افسانه‌ای بود، پس می‌توانست قلب را روی آن سوار کند.

{قلب کادیانا روی شمشیر جادویی لئون سوار شد.}

{قدرت شمشیر جادویی بسیار افزایش یافته.}

{ضمیر کادیانا در شمشیر جادویی لئون قرار دارد.}

همان لحظه، شمشیر مانندی یک زنگ خشمگین به صدا درآمد.

طوری تکان می‌خورد که انگار زنده است.

سپس صدای عجیبی شنیده شد.

(لوکان!)

صدا از شمشیر می‌آمد. کانگ‌جون حالا متوجه معنی ضمیر شده بود.

(چیزی گفتی؟)

کانگ‌جون خیلی طبیعی پاسخ کادیانا را داد. اولین باری نبود که از این طریق با کسی مکالمه می‌کرد.

(تو منو کشتی ولی من سرزنشت نمی‌کنم.)

خیلی عجیب بود. شاید کادیانا یک هیولا بود، ولی شنیدن صدای کسی که تازه کشته شده عادی نبود.

(چیزی یادت میاد کادیانا؟)

(حافظه‌م سالمه. ولی چون با شمشیر جادویی لئون پیوند خوردم باید از تو اطاعت کنم. از این به بعد بهت می‌گم سرور لوکان.)

(باشه، ولی چه کاری از دستت برمیاد؟)

(تخریب، سلاخی، قتل عام و ازین جور چیزا.)

(خودت می‌تونی تکون بخوری؟)

(آره. البته فقط در صورتی که تو اجازه بدی.)

شمشیر جادویی می‌توانست خودش برای حمله به دشمنان حرکت کند.

کانگ‌جون باید عملکرد شمشیر را در مبارزه می‌دید.

(من می‌خوابم. اگه کاری داشتی اسممو صدا کن.)

کادیانا خاموش شد.

کانگ‌جون با شمشیر جادویی لئون فرود آمد.

حالا وقت آن بود که دوباره به میدان نبرد خونین برود.

یکی از فرمانده‌های پادشاه شیطانی مرده بود، پس حالا ضعیف‌تر شده بود.

دیر یا زود، جنگ با پیروزی ارتش دفاعی هوامونگ زمین به پایان می‌رسید.

«عه این چیه؟»

کانگ‌جون می‌خواست در ابرها شیرجه بزند که حفره‌ای درخشان دید.

{یک آئوک پیدا شد.}

یک زندان فضایی. حفره چشمک زن به شکل قفل بود.

«چه آئوک خاصیم هست.»

کانگ‌جون فوراً به سمت آن حرکت کرد. نمی‌توانست از آئوک‌ها بگذرد.

خوشبختانه کلید کافی داشت. از یکی از آن‌ها برای باز کردن در استفاده کرد.

{آئوک باز شد.}

{شما ارباب این آئوک هستید.}

کانگ‌جون با دیدن فضای داخل آئوک غافلگیر شد.

ساختارش کاملا با آئوکی که قبلاً دیده بود متفاوت بود.

«اینجا دیگه کجاست؟»

انواع ابزار شکنجه روی زمین پخش شده بود.

زنی آبی‌پوست برهنه با میخ‌هایی به دو بازو، به دیوار بسته شده بود و مثل عروسکی بود که زجر می‌کشید.

دستانش از مچ و پاهایش از ران قطع شده بود.

اعضای بریده شده‌اش روی زمین بود.

واقعا صحنه عجیبی بود.

«یعنی زندست؟»

به محض ورود کانگ‌جون، زن به زحمت به او نگاهی انداخت.

چشمان بی‌حسی داشت.

اگرچه چشمانش بلافاصله پر از خشم شد.

«فایده نداره کلادیکوس. هرکار کنی من تسلیم نمی‌شم.»

صدای ضعیف ولی باوقاری بود.

این زن یکی از زندانی‌های پادشاه شیطانی دوم بود.

چه کاری کرده بود که به آئوک افتاده بود و اینقدر وحشتناک شکنجه شده بود؟

بدنش پر از آثار شکنجه بود.

حتما درد زیادی را تحمل می‌کرد و نشانش نمی‌داد.

زن دوباره گفت،

«کلادیکوس تو رو فرستاده؟ برو اینو بهش بگو. من حاضرم بمیرم ولی تسلیم نمی‌شم.»

کانگ‌جون پاسخ داد،

«من خدمتکار کلادیکوس نیستم. من اتفاقی وارد اینجا شدم. فقط چون کلید آئوک داشتم.»

«چه عجیب!»

«آره می‌دونم عجیبه، ولی خب حقیقت داره. الان من ارباب اینجام. می‌تونم رهات کنم یا ولت کنم همینجا.»

«...!»

زن می‌خواست بگوید چنین اتفاقی خیلی مضحک است. اما خودش از قبل فهمیده بود که کانگ‌جون ارباب آئوک است.

«می‌تونی آزادم کنی؟»

زن با چشمانی پر از انتظار یه کانگ‌جون نگاه کرد. کانگ‌جون به آرامی پاسخ داد: «اگه ارزش پیوستن به خانوادم رو داشته باشی رهات نمی‌کنم.»

زن سپس آهی کشید و سرش را تکان داد.

«تو هم می‌خوای تسلیم شم. ولی من تسلیم هیچ‌کس نمی‌شم. اگه همچین هدفی داری پس برو.»

و چشمانش را بست.

«.....؟»

کانگ‌جون مات و مبهوت ماند. بقیه معمولاً حاضر بودند برای آزادی هرکاری کنند.

در حالی که این زن ترجیح می‌داد زندانی بماند تا به خانواده کانگ‌جون بپیوندد.

«تسلیم شکنجه کولادیکوس هم که نشده.»

اصلا کولادیکوس چرا او را شکنجه داده بود؟

زن به طرز بی‌رحمانه‌ای شکنجه شده بود.

کانگ‌جون می‌خواست هویت زن را بداند.

یعنی این زن که حتی قبل از شکنجه‌های کلادیکوس هم تسلیم نشده بود چه کسی بود؟

کتاب‌های تصادفی