فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

پادشاه ابعادی

قسمت: 116

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 116: مالک ساختمان یک میلیارد وونی شدن! (1)

او 100000 امتیاز دستاورد از مشارکتش در شکست دادن دومین پادشاه شیطان کولادیکوس به دست آورده بود.

او همچنین 20000 امتیاز از کشتن کادیانا به دست آورده بود.

و البته 11247 امتیاز دیگر هم از شکست ارباب‌های عالی و دیگر اوباش به دست آورده بود. علاوه بر این، او امتیازات را از کلون خود داشت.

در مجموع 131247 امتیاز بود.

[اکنون، زمان سود نهایی دستاوردهای ماه سرخ فرا رسیده است.]

[شما 17 سطح کسب کردید.]

[جذبه به طور ثابت پنج مرتبه افزایش یافته است.]

از انبوه دستاوردهایش، سطحش به شدت زیاد شد. برای 130000 امتیاز، این مقدار کمی پایین بود، اما به دلیل بالا بودن سطحش، تقاضا برای تجربه بیشتر بود.

سطح 131 (انقضا 90.00%)

[جنگ] عالی

سلامت: 25890/25890

انرژی جادوی سیاه: 24740/24740

قدرت: 135 (+10)

چابکی: 136 (+10)

هوش: 129

خوش شانسی: 13

جذبه: 30 (+4)

جذبه با پنج امتیاز افزایش به 34 امتیاز رسید.

بنابراین، شاید جذبه او آنقدر بالا بود که یک روح حاکم به گروهش ملحق شود؟

البته این فقط یک آرزو بود.

این احتمال وجود داشت که دو روح ملکه که در بال‌های او استراحت کرده بودند، وقتی از خواب بیدار شدند، ناپدید شوند.

[توانایی هایون به شدت افزایش یافته است.]

[توانایی‌های کایران به شدت افزایش یافته است.]

  • ·····

[توانایی‌های دریانا به شدت افزایش یافته است.]

توانایی اعضای گروهش بسیار افزایش یافت. امتیاز دستاوردها بیشتر بود، بنابراین قدرت اعضای گروهش بالاتر از همیشه خواهد بود.

مالیات‌ها افزایش یافت و احتمال یافتن اقلام کمیاب به شدت افزایش یافت.

چیزی دیگر هم اضافه شد.

[به عنوان پاداشی برای امتیازات دستیابی به ماه سرخ شما، پناهگاه بُعدی به پایه 2 رسیده است.]

سطح پناهگاه بعدی را می‌توان با استفاده از دو قطعه بعدی افزایش داد.

-یعنی پایه 2 که اونجاست به بخش استراحت متصل نیست؟

حالا بازرگانان بعدی به پناهگاه او می‌آمدند.

نه تنها این، سرگردانانی که به این ابعاد سفر می‌کنند نیز می‌توانند از آن بازدید کنند. برخی از آن‌ها توانایی‌های برجسته‌ای خواهند داشت.

ظرفیت پادگان او و موانع اطراف هر پایگاه نیز به میزان قابل توجهی افزایش یافت.

علاوه بر این، سود نهایی نیز وجود داشت.

[اموال فرمانروایانی که توسط کولادیکوس پادشاه شیطان دوم فریب خورده و قوانین ماه سرخ را زیر پا گذاشته بودند مصادره شده و پاداش نقدی امتیازات سود شما بسیار افزایش یافته است.]

[به ازای هر یک امتیاز 120,000,000 پوند است.]

[131247 امتیاز به صورت خودکار با پول نقد مبادله می‌شود.]

به عنوان پاداش نهایی، امتیازات موفقیت به طور خودکار با پول نقد مبادله شد.

اکنون که ماه سرخ ناپدید شده بود، در آینده دیگر سودی وجود نخواهد داشت.

اتفاقا یک امتیاز 120 میلیون وون بود!

پس، او چقدر می‌گیرد؟

در اصل. او باید به یک ماشین حساب نگاه می‌کرد، اما اکنون، هوش او آنقدر بالا بود که می‌توانست ذهنی آن را حل کند.

15,749,640 وون...

فضای اطراف شروع به کج و کوله شدن کرد.

[در هوامونگ بسته است.]

[زمان شما در دنیای هوامونگ به پایان رسیده است.]

«صبح بخیر.»

وقتی کانگ‌جون به واقعیت برگشت، هایون به روشنی لبخندی زد.

حالا دقیق‌تر بود که او را فرشته خطاب کند تا روح، زیرا هاله‌ای مقدس او را احاطه کرده بود.

چیینگ.

سپس اسکیا زنگ زد.

[15,749,640,000,000 وون واریز شده است.]

پول به حسابش وارد شد.

چه کسی آرزوی دریافت چنین مبلغ زیادی را ندارد؟

همه آن را آرزو می‌کنند.

برای کانگ‌جون این یک رویا نبود، بلکه واقعیت بود.

چقدر بود؟

در مجموع 15.74 میلیارد وون.

او کاملا تبدیل به مردی ثروتمند شده بود.

شگفت انگیز بود که موسسه حقوقی اژدهای سیاه توانایی واریز چنین مبلغ هنگفتی را داشت.

او بلافاصله یک تماس تلفنی از هان یون‌سو دریافت کرد.

«سلام.»

«-هان یون‌سو هستم بفرمایید! دریافتش کردی؟»

«15 تریلیون؟ من همین الان چکش کردم.»

«-دقیقا 15,749,640,000,000 وون است.»

درست است. به طور دقیق، بیش از 15 تریلیون وجود داشت.

749.64 میلیارد وون اضافی وجود داشت.

مقداری که هرگز قبل از این ندیده بود.

البته که نه، چون الان آشکار شده بود کانگ‌جون نمی‌توانست جلوی خنده‌اش را بگیرد.

«-پس تبریک می‌گم. وای من خیلی حسودم! با این همه پول چیکار می‌خوای بکنی؟»

«می‌خوام یه ساختمون بخرم. یه ساختمون دلتا.»

«-آه، موسسه حقوقی اژدهای سیاه ساختمان دلتا رو برات می‌خره. یک هدیه‌ست.»

«یه هدیه؟»

او می‌دانست که موسسه حقوقی اژدهای سیاه پول زیادی دارد، اما فکر نمی‌کرد که بتواند یک ساختمان یک میلیارد وونی را به عنوان هدیه بخرد.

«-چرا؟ ازش متنفری؟»

«نه، چرا یهویی به من هدیه‌ش می‌دین؟»

«-هوهو! در واقع این یک هدیه از طرف ارتش دفاع هوامونگ زمینه و ما فقط نماینده‌هاشونیم.»

پس اینطور بوده. موسسه حقوقی اژدهای سیاه چنین هدیه بزرگی را بی‌دلیل نمی‌دهد.

هوهو، نسبت زیادیه. یه ساختمون یک میلیاردی!

کانگ‌جون لبخند زد.

«می‌بینم. بسیار از شما متشکرم.»

«-نیازی به تشکر نیست. ما فقط کاری رو انجام می‌دیم که باید انجام بدیم و این بار یه هدیه دیگه هم داریم. تو کار بزرگی انجام دادی، برای همین ما نمی‌تونیم فقط بشینیم و تماشا کنیم.»

«تو مجبور نیستی این کار رو بکنی.»

کانگ‌جون گفت، اما او پر از انتظار بود. او پیش از این ابزارهای عجیبی مانند اسکیا و دوچرخه جادویی را از موسسه حقوقی اژدهای سیاه دریافت کرده بود.

«-همین الان دارم هدیه رو می‌فرستم.»

چیینگ.

اسکیا با پیامی به صدا درآمد که یک آیتم جدید در اپلیکیشن فضایی وارد شده است.

-لوترا؟

ظاهر نماد یک ماشین بزرگ بود.

-یک ماشین؟

چرا به او ماشین دادند وقتی این همه ماشین داشت؟ با این حال، زمانی که او برای دیدن توضیحات روی آن کلیک کرد، اتفاق شگفت انگیزی افتاد.

نماد ماشین در برنامه فضایی ناپدید شد و نور ناشناخته‌ای در اطراف کانگ‌جون پیچید.

[سواری بر تخته لوترا به شما اجبار شده است.]

[هنگامی که شما تماس می‌گیرید لوترا ظاهر می‌شود و می‌توان آن را در دنیای هوامونگ احضار کرد.]

[لوترا]

-یک تخته کوچک با قدرت ابعادی. سرعت نسبتا سریع است.

-می‌تواند آزادانه به شکل مناسب برای عملیات تبدیل شود.

-مجهز به قطعات بعدی است که قدرت بی‌نهایتی را ارائه می‌دهد، بنابراین نیازی به سوخت نیست و می‌توان از آن در دریای ابرها استفاده کرد.

-امکان تاب به یک نقطه حفظ شده وجود دارد. هنگامی که یک نقطه پیچ و تاب تعیین می‌شود، یک قطعه بعدی مصرف می‌شود.

-دوام و مقاومت بسیار قوی است و هرگونه آسیبی جبران می‌شود.

او را به یاد یک روش حمل و نقل همه جانبه در فیلم‌های علمی تخیلی می‌انداخت.

علاوه بر این، قدرت بی‌نهایت وجود داشت.

با این کار او قادر به سفر فضایی خواهد بود.

به هر حال، این یک آیتم عالی بود. حمل و نقل جادویی که علم روی زمین قادر به ایجاد آن نبود.

با این حال، پرواز در اطراف سیاره بسیار آسان‌تر از استفاده از لوترا خواهد بود.

به‌خاطر قطعات بعدی تعیین یک نقطه از پیچ و تاب برایش گران تمام می‌شد. با این حال، امکان بازگشت طی الارض در هر زمان وجود داشت.

اگرچه، این فقط در دنیای هوامونگ بود.

به ویژه، حرکت فضایی در دریای ابرها غیرممکن بود، بنابراین قابلیت‌های لوترا فوق‌العاده بود.

هان یون‌سو به او گفت.

«-اگرچه لوترا با آنومالوریا قابل مقایسه نیست، اما برای حرکت در جهان‌های بعدی مفید خواهد بود.»

«ازت بابت این هدیه فوق‌العاده متشکرم! به هر حال، یعنی آنومالوریا تا این حد شگفت انگیزه؟»

آنومالوریا موجودی مرموز از سیستم ابعادی بود که از رینکار شنیده بود. کانگ‌جون در مورد آن کنجکاوی داشت.

-پیدا کردن یه آنومالوریا سخت و حتی از اون سخت‌تر رام کردنشه! بنابراین، لوترا به عنوان یک جایگزین ایجاد شده.

هان یون‌سو ادامه داد.

-با این حال، اگر زمانی متوجه آنومالوریا شدی، از این فرصت استفاده کن و اونو رام کن. در مقایسه با لوترا بسیار سریع‌تر و رایگان است.

«متوجه‌ام.»

کانگ‌جون نمی‌دانست چه زمانی وارد سیستم ابعادی می‌شود، اما می‌خواست سعی کند یک آنومالوریا را مهار کند.

کار موسسه حقوقی اژدهای سیاه سریع بود.

کانگ‌جون تا صبح روز بعد صاحب ساختمان دلتا شد.

این یک ساختمان عظیم با 48 طبقه بالای زمین و هشت طبقه زیر زمین بود.

هیچ وام بانکی وجود نداشت و مبلغ اجاره به حساب او واریز شده بود، بنابراین مانند ثروت خالص او یک میلیارد وون افزایش یافت.

موسسه حقوقی اژدهای سیاه گفت که طبقه آخر، طبقه 48، برای کانگ‌جون خالی مانده است.

20 طبقه به عنوان هتل مورد استفاده قرار گرفت، بنابراین طبقه پنت هاوس به خانه کانگ‌جون تغییر یافت.

یک طبقه بود، اما بیش از 1000 پیونگ بود.

اگر پنت هاوس را بازسازی می‌کرد، می‌توانست یک عمارت مجلل باشد.

در واقع اگر فقط از یک قطعه استفاده می‌کرد و بقیه را اجاره می‌داد، پول زیادی نصیبش می‌شد. با این حال، ثروت کانگ‌جون به اندازه‌ای بود که نیازی به کسب درآمد از طریق اجاره نداشت.

او بیش از 16 تریلیون وون از جمله پول نقد اصلی خود داشت و هر سال 50 میلیارد اجاره از ساختمان دلتا دریافت می‌کرد.

کانگ‌جون بلافاصله از ساختمان یوگانگ به طبقه بالای ساختمان دلتا نقل مکان کرد.

«این پایگاه من در آینده‌ست.»

مقر پایگاه از ساختمان یوگانگ به ساختمان دلتا منتقل شد. به جز چیزهای منحصر به فرد مانند برج جادویی، تمام مناطق استراحت و پناهگاه بعدی را می‌توان به ساختمان دلتا منتقل کرد.

در واقع، کانگ‌جون فقط از طبقه 48 استفاده می‌کرد، اما در هوامونگ، از کل ساختمان استفاده می‌کرد.

او گره‌های کافی برای احضار نیروهای کافی داشت.

داشتن یک میلیون سرباز دیگر یک رویا نبود.

البته، در حال حاضر هیچ تهدیدی برای هوامونگ زمین وجود نداشت، اما کانگ‌جون می‌خواست قوی‌ترین ارتشی را که منابعش اجازه می‌دهد بسازد.

در عصر...

در طبقه 48 ساختمان دلتا، در اتاق 4801:

به طور موقت به عنوان اقامتگاه کانگ‌جون مورد استفاده قرار می‌گرفت زیرا بازسازی‌ها هنوز کامل نشده بود.

در ابتدا به عنوان سوئیت سلطنتی هتل استفاده می‌شد، بنابراین داخل آن بسیار مجلل بود. نگاهی به پنجره اتاق نشیمن انداخت و به سئول نگاه کرد.

ییینگ

او مدتی بود که تماشا می‌کرد که با هان یون‌سو تماس گرفت.

«سلام.»

«-ببخشید که اینقدر دیر بهت زنگ زدم، اما خیلی فوریه.»

«چه خبره؟»

«-همه فرمانروایان زمین هوامونگ مایلند با شما متحد بشن.»

«دلیلی برای انجام این کار ندارم.»

کانگ‌جون هیچ قصدی برای استفاده از نیروهایش برای شکار دیگر فرمانروایان نداشت.

فرمانروایانی که به دومین پادشاه شیطان ملحق شده بودند توسط ارتش دفاع هوامونگ زمین برخورد کرده بودند و کانگ‌جون دارایی کافی برای خرید ساختمان‌ها و گسترش قدرت خود را داشت.

با این حال، به نظر می‌رسید که سایر فرمانروان می‌خواستند با کانگ‌جون اتحادی تشکیل دهند.

«-علاوه بر این، اونا می‌خوان تو فرمانروای مطلق بشی.»

«فرمانروای مطلق؟ یعنی چی؟»

«-به عنوان حاکم مطلق، تو می‌تونی دستور بدی که دیگه اختلافی بین فرمانروای زمین هوامونگ وجود نداشته باشه. فرمانرواهای دیگه جرات نادیده گرفتن فرمانت رو ندارن.»

«نمی‌دونم چرا باید این کار رو انجام بدم.»

«-اگر این کار رو نکنید، نبردهای بزرگی بین فرمانرواها رخ خواهد داد که یادآور دوره قبل از ماه سرخه. سپس تعداد فرمانرواهای ناپدید شده افزایش پیدا می‌کنه.»

هان یون سو ادامه داد،

«-نه فقط فرمانرواهای زمین بلکه ارتش دفاع هوامونگ زمین نیز هستن. اونا از ما خواستن متقاعدتون کنیم.»

کانگ‌جون لحظه‌ای فکر کرد، سپس هان یون‌سو دوباره صحبت کرد.

«-فرمانرواها گفتن که اگر این کار رو انجام بدی، مقدار منظمی مالیات در هوامونگ و همینطور تو واقعیت هم پرداخت می‌کنن.»

کانگ‌جون سری تکون داد. آ‌ن‌ها به او پیشنهاد پول می‌دادند، بنابراین دلیلی برای رد کردنش وجود نداشت.

«همین کار رو می‌کنم.»

او آرامش درونی هوامونگ زمین را حفظ می‌کرد و پول در می‌آورد.

«نیازی به تعیین میزان مالیات ندارم.»

بنابراین، کانگ‌جون حاکم مطلق زمین هوامونگ شده بود.

کتاب‌های تصادفی