پادشاه ابعادی
قسمت: 123
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
پادشاه شیطان برتر سکولاریس (2)
[قلب تورون]
- رتبه: افسانه
- این منبع قدرت جادویی یک پادشاه شیطان است.
-فقط میتوان روی اسلحههای افسانهای نصب کرد.
-پس از مجهز شدن، ضمیر تورون در اسلحه قرار میگیرد.
درست مانند قلب کادیانا، قلب تورون را میتوان بر روی یک سلاح درجه اسطوره تجهیز کرد.
[زره سنگین تورون]
- رتبه: افسانه
- قدرت جادویی موجود در زره سنگین تورون به آن دفاع جادویی عالی میدهد.
-مقاومت در برابر قدرت بعدی افزایش یافته است.
-هنگام استفاده از هاله تاریکی، دفاع افزایش مییابد.
-250 فضای موجودی.
زره سنگین تورون شبیه به زره سنگین کادیانا بود، اما به رنگ خاکستری و تعداد فضاهای موجودی کمتری داشت.
جایگزین مفیدی بود اگر زره زبر پوست شیطانی کادیانا برای همیشه آسیب میدید یا آن را به کلونش میداد.
وقتی راجبش فکر میکرد، دادن تجهیزات درجه اسطورهای به کلونش قدرتش را بیرحمانه افزایش میداد.
همانطور که کانگجون قویتر میشد، کلون او نیز قویتر میشد.
[نیزه جادویی جکادیس]
- رتبه: افسانه
- قدرت جادویی در نیزه نهفته است.
- هدفهای ضربه دیده با آن، ایستادگیشان را در برابر قدرت بعدی از دست میدهند. ایستادگی به طور مداوم کاهش مییابد تا زمانی که زخم بهبود یابد.
- قدرت تخریب با هاله تاریکی بسیار افزایش مییابد.
این نیزهای بود که باعث شد مقاومت در برابر قدرت بعدی کاهش یابد.
اگر مقاومت در برابر قدرت بعدی کاهش یابد، حتی ایستادن درست در دریای ابرها نیز دشوار خواهد بود. به محض اینکه قدرت بعدی صفر میشد، فرد تبدیل به گرد و غبار میگشت و پراکنده میشد.
بنابراین، این سلاحی بود که دشمنان در دریای بعدی ابرها نسبت به آن ترس زیادی نشان میدادند.
-سلاحی که میتونم ازش استفاده کنم. خیلی خوب میشه اگه یه قلب بهش متصل بشه.
کانگجون از وصل کردن قلب تورون به نیزه جادویی جکادیس هیچ دریغ نکرد.
[قلب تورون اکنون روی نیزه جادویی جکادیس نصب شده است.]
[قدرت تخریب نیزه جادویی جکادیس بسیار افزایش یافته است.]
[ضمیر تورون پادشاه شیطان اکنون در نیزه جادویی جکادیس ساکن است.]
همه اینها در یک لحظه اتفاق افتاده بود.
او خود به خود موارد را برسی کرد و قلبی را مجهز ساخت.
در یک ثانیه تمام شد.
کانگجون با این روند بسیار آشنا بود.
او در این حوزه استاد بود.
از یک طرف، وقتی کانگجون ناگهان تورون را کشت، سراتو وحشت کرد.
او میدانست که کانگجون میتواند بدون مشکل در برابر تورون پیروز شود. قدرت حمله تورون مشابه سراتو بود.
مشکل، سکولاریس شاه شیطان برتر، ارباب تورون بود. او پس از کشته شدن زیردستانش کانگجون را تنها نمیگذاشت.
«حالا... تو بد دردسری افتادیم.»
سراتو اعتراف کرد که کانگجون قوی بود اما فکر نمیکرد بتواند مقابل سکولاریس پیروز شود.
سکولاریس نزدیک به متعالی شدن بود.
دزدان دریایی که در منطقه پاوالیا در حال پرواز بودند، میدانستند که نباید با او دست و پنجه نرم کنند.
همانطور که فکر میکرد بود. سکولاریس که از کشتی نظارهگر بود، چشمان خونینش درخشید.
«جرئتشو داری؟ میدونی چیکار کردی؟»
با این حال، صورتش پر از خشم بود. او میدانست که کانگجون تمام مهارتهای خود را آشکار نکرده است.
در آن زمان کانگجون نگاه سردی به سکولاریس کرد.
«من کسی رو که جرئت کرد به کشتیم بیاد مجازات کردم. تو مشکلی داری، سکولاریس؟»
این فتنه انگیزی آشکاری بود. سکولاریس با خنده گفت.
«کوکوکوکو! کوکوک کوکوکو! کوکوکو!! یعنی تو با اینکه میدونی من کیم جرئت انجام این کارو داری؟؟ حرومزاده گستاخ! من تو و هر چیزی که به تو مربوطه رو تو منطقه پاوالیا نابود میکنم.»
منظور او کشتن کانگجون و نابودی زمین هوامونگ بود.
این سخنان از دهان سکولاریس، پادشاه شیطان برتر در منطقه پاوالیا میآمد!
حال سراتو بدتر شد.
وحشتش وقتی که کانگجون موقعیت را بهمریختهتر میکرد بدتر میشد.
-لعنتی! آخرشه دیگه!
فکر کردن به اینکه امروز پایان زندگیاش رقم میخورد او را دیوانه میکرد!
در همین حال، کانگجون بالای عرشه پرواز کرد.
«میخوای منو نابود کنی؟ پس مهارتت رو به من نشون بده سکولاریس!»
اگر در کشتیها میجنگیدند، آنها درهم میشکستند.
«میخوای اینطور ناشایست بمیری؟»
بالهای بزرگی از پشت سکولاریس از هم باز شد.
آنها بالهای سیاه بزرگی بودند!
این بالها قدرتش را افزایش میدادند و وقتی آنها را بیرون میآورد باعث میشد همه شیاطین از ترس بر خود بلرزند.
«اوه!»
سراتو از ترس میلرزید.
حتی زیردستان سکولاریس هم ترسیده بودند.
سوسوسو.
در این بین، سکولاریس دهها بار تبر خود را به سمت کانگجون تاب داد.
سویییک! هواااااک!
درخشش شدید تبر مانند طوفان موج میزد.
اگر کانگجون میخواست فرار کند، پرتو از کنارش میگذشت و به کشتی سراتو برخورد میکرد.
سکولاریس از ابتدا آن را هدف گرفته بود.
با این حال، کانگجون از داس ویرانگر استفاده کرد و پرتو نور سکولاریس را پراکنده کرد.
در همان زمان، برقی به سمت سکولاریس پرواز کرد.
ساک! ساساسااک.
سکولاریس متعجب شد زیرا سایههای بیشماری از داس ویرانگر بیرون زدند با این حال با تبرش به آنها ضربه زد.
کاکانگ! کوانگ! کاکاکنگ!
او شاه شیطان برتر خودخوانده بود! بنابراین حملات کانگجون را دفع کرد.
-ضعیفتر از کولادیکوسه.
در چهره کانگجون ناامیدی موج میزد.
او از دزدان دریایی منطقه پاوالیا انتظار زیادی داشت. کانگجون به یک حریف قوی امیدوار بود که به او اجازه دهد در این نبرد به روشنگری برسد.
با این حال، به نظر میرسید که این یک رجزخوانی پوچ و تو خالی بود.
چواک!
داس کانگجون برق زد و یکی از بازوهای سکولاریس را به هوا پراند.
سئوک.
در همان زمان، داس ویرانگر به گردن سکولاریس نزدیکش شد.
«اوووه!»
صدای گیج کنندهای از دهان سکولاریس بیرون آمد و وقتی داس ویرانگر پوست او را لمس کرد، خونش سرازیر شد.
با این حال، پوست بریده شده دوباره خیلی زود ترمیم شد.
این یعنی که تواناییهای سکولاریس از انرژی داس ویرانگر نیز که درجه اسطوره بود فراتر میرفت.
برای پادشاهان شیاطین معمولی، داس ویرانگر یک سلاح مرگبار بود، اما برای سکولاریس، چیزی بیش از یک سلاح معمولی نبود.
به همین خاطر بود که او به تعالی بودن نزدیک بود.
البته اگر کانگجون آن را با هاله تاریکی تقویت کند میتوانست به سکولاریس آسیب برساند.
«کشتنت با مهارتهای خودت کار بیهودیهایه. اگه زیردست من بشی از جونت میگذرم.»
«کئوک! مردک دیوانه! کمتر چرت بگو! اگه زنده بمونم حتما میکشمت.»
«پس نمیشه کاریش کرد.»
کانگجون فقط یک مرتبه پرسید. اگر سکولاریس به گروهش میپیوست خوب بود، اما او فکرش نسبت به او مشغول نبود.
اگر او، زنی به زیبایی روح ملکه آب بود، فرق میکرد، اما چرا او برای به دست آوردن یک پادشاه شیطان مرد، وسواس به خرج میداد؟
سئوکئوک!
کانگجون بلافاصله سر سکولاریس را برید.
«کواآک!»
به محض جدا شدن سر از بدنش، سکولاریس به خاکستر مبدل گشت و پراکنده شد.
[سطح شما بالا رفته است.]
[سطح شما بالا رفته است.]
او دو سطح را به دست آورد. سکولاریس مقدار زیادی تجربه به او داد که نسبت به پادشاه شیطان تورون بیهمتا بود.
به همین خاطر او در سطح 135 قرار گرفت.
[چهار قطعه بعدی به دست آمده است.]
[هفت کلید آئوک به دست آمده است.]
[تبر یک دست سکولاریس (افسانه) به دست آمده است.]
[آنومالوریا حشره فلس طلایی (افسانه) به دست آمده است.]
-چی؟ انتظار همچینچیزایی رو نداشتم! ولی هیچ قلبی... نیست.
قدرت نبرد بسیار بود اما هیچ قلبی بیرون نیامد.
قطعات بعدی و کلیدهای آئوک!
و یک اسلحه درجه اسطوره!
علاوه بر این، قدرت تبر یک دست تفاوت چندانی با شمشیر جادویی لئون یا نیزه جادویی جکادیس نداشت.
در عوض، او یک آیتم منحصربهفرد به نام حشره فلس طلایی آنومالوریا دریافت کرد.
[حشره فلس طلایی آنومالوریا]
- رتبه: افسانه
- طعمه کمیاب روح مرموز منظومه بعدی، ققنوس بیبدیل.
- ققنوس بیبدیل که این طعمه را میخورد، تواناییهای خود را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد.
- اگر این طعمه را به سمت ققنوس بیبدیل پرتاب کنید، رضایت شما با آن افزایش مییابد.
-طعمه ققنوس بیبدیل؟
کانگجون مبهوت شد.
این یک روح مرموز از منظومه بعدی بود که چندین برابر سریع از یک آنومالوریاست!
او در مورد آن از آکوانا شنیده بود.
اگر آن را به سمت ققنوس بیبدیل پرتاب میکرد، برای او مطلوبتر بود!
یک ققنوس بیبدیل بسیار هوشیار و تهاجمی بود.
بنابراین، حتی کسانی که متعالی بودند نیز نمیتوانستند آن را رام کنند.
-شاید بتونم رامش کنم.
کانگجون خوشحال شد.
-هه!! این یه برگ برنده ست!
حشره فلس طلایی آنومالوریا بهترین موردی بود که او امروز دریافت کرده بود.
در حقیقت، قدرت اسلحههای درجه اسطوره مشابه بود، برای همین تعویض هیچ سودی نداشت.
کانگجون حشره فلس طلایی آنومالوریا را دور انداخت.
از یک طرف دیگر، آشفتگیای بهخاطر کشته شدن شاه شیطان برتر سکولاریس به دست کانگجون وجود داشت!
روتاس، دومین زیردست سکولاریس پس از تورون، حالتی آشفته در چهره داشت.
چهره سراتو پر از شوک بود.
-نمیتونم باور کنم! ارباب مقابل سکولاریس پیروز شده!
او انتظار نداشت کانگجون در نبرد مقابل سکولاریس پیروز شود. پس او ناامیدانه منتظر مرگ بود.
در آن زمان کانگجون روی عرشه کشتی غول پیکر سکولاریس فرود آمد.
به اطراف نگاهی کرد.
درختی کهنسال پر از تاریکی وحشتناک بود و ریشههایش دور کشتی بزرگ پیچیده بود.
پادشاه شیطان، روتاس.
کانگجون فورا متوجه شد که درخت یک پادشاه شیطان است.
وقتی نگاه کانگجون به او افتاد، روتاس لرزید.
سوک.
کانگجون داس ویرانگر را در فهرست موجودی خود قرار داد و تبر یک دست سکولاریس را نگه داشت. سپس به سمت روتاس رفت.
«اربابت مرد. تو هم میخوای بمیری؟؟ یا میای عضو گروهم بشی؟؟»
قدرت حمله روتاس ضعیفتر از تورون به نظر میرسید.
با این حال، ظاهرش در میان همه شیاطینی که تا به امروز دیده بود خشنترین بود.
هرچند که ظاهر شرورانهاش به معنای قدرت جنگی قویش نبود، با این حال کانگجون میخواست او به گروهش بپیوندد.
به هر حال، روتاس در برابر برخی از پادشاهان شیطان بیفایده به اندازه کافی خوب خواهد بود.
اگر او امتناع میکرد، کانگجون فقط او را میکشت و کشتی را میگرفت. این کشتی برای حرکت در دریای ابعادی بسیار راحتتر از قایق بادبانی سراتو به نظر میرسید.
با این حال، روتاس رد نکرد.
او از همان ابتدا به سکولاریس وفاداری چندانی نداشت.
از این رو پس از اینکه فکر میکرد کشته خواهد شد از فرصت استفاده میکرد و زنده میماند.
«من به گروهت میپیوندم!»
«باشه. تصمیم عاقلانهایی گرفتی.»
کانگجون سری تکان داد و درخت بزرگی که روتاس بود سرش را خم کرد.
«من، پادشاه شیطان روتاس، وفاداری خود را به ارباب تقدیم میکنم.»
«باشه. من مشتاقانه منتظر اقداماتت در آیندهام»
کانگجون لبخند زد.
[روتاس پادشاه شیطان به گروه شما پیوسته است.]
[روتاس اکنون از زیردستان وفادار شماست.]
با این حال، او به محض اینکه روتاس را به دست آورد، متوجه واقعیتی غیر عادی شد.
کشتی عظیم سکولاریس در واقع روتاس بود.
او یک پادشاه شیطان بود، اما برخلاف دیگران، میتوانست انرژی ابعادی را برای تغییر به هر شکلی جذب کند.
اگر آنها روی زمین بودند، او به راحتی میتوانست به یک قلعه بزرگ تبدیل شود.
او را میتوان قلعهای متحرک نامید.
او به اندازه یک آنومالوریا سریع نبود، اما توانایی دفاعی او قدرتمند بود.
کتابهای تصادفی


