پادشاه ابعادی
قسمت: 124
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 124: کشتی جنگی روتاس (1)
کشتی جنگی روتاس
این همان چیزی بود که کانگجون تصمیم گرفت تا روتاس، عضو جدید گروهش، در هنگامی که به شکل یک کشتی در آمده بود، بنامد.
پس از مرگ سکولاریس پادشاه شیطان برتر، 300 هیولای سطح ارباب تحت فرمان او نیز به زیردستان کانگجون تبدیل شدند.
40 ارباب عالی و 260 نفر باقی مانده اربابان سطح پایین تا متوسط بودند.
کانگجون آنها را به اقتضا میان روتاس و سراتو تقسیم کرد.
در روزهای قدیم که سطح کانگجون پایین بود، افراد با تواناییهای خوب را به خانه خود میپذیرفت، اما دیگر آن زمان گذشته بود.
او به قلمرو متعالی خیره شده بود، بنابرین فقط کسانی که قدرت یک پادشاه شیطان را داشتند وارد گروه کانگجون میشدند.
بنابراین، بسیار خوش شانس بود که گرموز، غول آدم خوار و رودیام در روزهای نخست به او پیوستند.
حتی حالا کانگجون به همه اعضای گروهش مثل خانواده نگاه میکرد.
فضای داخلی کشتی جنگی روتاس چندان تفاوتی با یک کشتی معمولی نداشت. تفاوتشان در این بود که هر زمان که میخواست میتوانست فضای داخلش را تغییر دهد.
داخل آن با انواع جواهرات گرانبها از منظومه بعدی تزیین شده بود و همین کافی بود که مانند یک قصر کهنه به نظر برسد.
مخصوصاً در هر اتاق گنجینههایی مانند کوه انباشته شده بود.
سکولاریس یک دزد دریایی بدنام بود که از همه نوع مسافر و دنیاهای بعدی دزدی کرده بود. البته چیزهای زیادی بود که او مستقیماً از هیولاها گرفته بود.
وقتی سراتو به او ملحق شد، شرطی که او گذاشت این بود که کانگجون هیچ یک از داراییهای او را نگیرد.
با این حال، گنجینههای داخل روتاس غنایمی بودند که پس از کشتن سکولاریس به کانگجون تعلق داشت:
320,678,098 گره;
328892 سنگ قمر کوچک;
179992 سنگ قمر بزرگ;
5821 تجهیزات درجه کمیاب؛
1202 تجهیزات درجه قهرمان;
282 تجهیزات درجه افسانه;
بیش از 400000 عصاره؛
و دیگر گنجینههای متفرقه.
البته 99 درصد گنجینهها را اقلام متفرقه تشکیل میدادند.
مصالح عجیب و غریب، نقاشی، کتاب، جواهرات و غیره، بنابراین او میتوانست بعدا بهشان نگاهی بهاندازد.
البته پناهگاه محل تفریحی داشت که سراتو به آن افتخار میکرد، اما در مقیاسی بسیار بزرگتر. همچنین یک استراحتگاه خصوصی برای کانگجون وجود داشت.
به استثنای گنجینههای متفرقه، روتاس همه چیزهای دیگر را جداگانه به او گزارش داد.
320 میلیون گره بزرگ وجود داشت.
تعداد گرههایی که کانگجون در مرکز فرماندهی خود در ساختمان دلتا داشت، 10 برابر بود.
علاوه بر این، سنگ قمرها خود موفقیتی بزرگ بودند.
از آن جایی که این صفت کسی بود که خود را شاه شیطان برتر مینامید قابل درک است.
کانگجون تمام سنگ قمرها را در فهرست موجودی خود قرار داد.
در مورد سنگ قمرها، نگهداری از آنها آسان بود، چرا که هر کدام تنها یک فضا را اشغال میکردند، صرف نظر از تعداد سنگ قمرهای کوچک و بزرگ.
عصارهها هم بودند.
پس از تبدیل شدن به فرمانروایی والا، بازده موجودی او افزایش یافته بود و او میتوانست همان نوع اقلام را در همان مکان موجودی نگه دارد، درست مانند سنگ قمرها.
در ادامه تجهیزات مختلف بود.
اگرچه تجهیزات جدا بودند، اما برای کانگجون اهمیتی نداشت.
بهخاطر این بود که برای الان فقط آیتمهای درجه اسطورهای توجه کانگجون را به خود جلب کرده بودند.
همین الان هم او فقط تجهیزات درجه اسطوره را میخواست که در آنها خودآگاهی وجود داشته باشد.
-من میتونم با تجهزات زیردستام تعویض کنم.
اگر او آن را به مرکز فرماندهی زمین هوامونگ میفرستاد، کایران تجهیزات را تقسیم میکرد. قدرت پایگاه او تقویت میشد.
سپس چشم کانگجون به گوشهای از انبار چرخید.
قفسههایی وجود داشت که گنجینههای متفرقه زیادی را در خود جای داده بودند.
تقریباً 300 کتاب مهارت وجود داشت که با نوری رنگارنگ میدرخشیدند.
[انفجار آتش تاریک]
[کمان جادویی آسمان شکن]
[تکنیک نیزه اژدهای اهریمنی]
[آتش گوگرد تاریک]
- ·····
«این چیه؟ یعنی اون همه مهارتهایی که یاد گرفته بود رو کنار هم گذاشته؟»
«این حصار مجموعه سکولاریسه. اون کتابهای تردستی کمیاب رو جمع آوری کرده. یه عالمه کتاب تردستی هستن که همینطور دست نخورده رها شدن فقط بهخاطر اینکه گردآوریشون کنه!»
مهم نبود که او کجای کشتی باشد. کانگجون میتوانست هر سوالی را بپرسد و روتاس جوابش را بدهد. اینطور راحت بود چرا که خود کشتی روتاس بود.
«سرگرمی جالبیه.»
کانگجون خوشحال شد. با این حال، او هیچ قصدی برای جمع آوری این کتابهای تردستی نداشت.
بهتر بود به جای ذخیره آن برای گردآوری، همه آنها را یاد بگیرد.
-باید همه رو یاد بگیرم.
کانگجون کتابهای تردستی را یکی یکی پایین کشید.
[انفجار آتش تاریک آموخته شده است.]
[دانش آتش پیشرفته به دست آمده است.]
پس از یادگیری انفجار آتش تاریک، چیزهای زیادی در مورد سحر و جادو پر معنا شد.
بهخاطر اینکه او دانش کسب کرده بود. به نظر میآمد که او خیلی وقت پیش در خصوص جادوی آتش آموخته است.
کانگجون به یادگیری مهارتها از کتابهای تردستی ادامه داد.
[آتش گوگرد تاریک آموخته شده است.]
[دانش والای جادوی آتش به دست آمده است.]
جادوی آتش والا! معروف به آتش جهنم قویترین حمله جادویی بود. به همین دلیل او به دانش والا دست یافت.
[کمان جادویی آسمان شکن آموخته شد.]
[دانش عالی در مورد تیراندازی با کمان کسب شده است.]
[تکنیک نیزه اژدهای اهریمنی آموخته شده است.]
[دانش والا در مورد نیزه به دست آمده است.]
[سپر زندان پایانی آموخته شده است.]
[دانش والا در مورد جادوی انجماد به دست آمده است.]
به این ترتیب او تقریباً 300 مهارت را آموخت.
در میان آنها، مهارت هاله آتش وجود داشت.
پس از به دست آوردن زمین، باد، آب و تاریکی، پنجمین آن آتش بود.
[هاله آتش]
- قدرت تخریب خاص آتش مازاد به همه حملات اضافه میشود.
- قدرت تخریب جادویی هنگام استفاده از هاله آتش افزایش خواهد یافت.
- مصرف پنج انرژی جادوی سیاه.
- مدت زمان 10 دقیقه.
- باد، آتش، آب و زمین را نمیتوان به طور همزمان استفاده کرد.
به طور موقت قدرت تخریب جادویی را افزایش میداد.
قدرتمندترین جادوهای حمله آنهایی بودند که ویژگی آتش داشتند و این با هاله آتش حتی بیشتر شد.
علاوه بر این، کانگجون مقید به محدودیتهای یک مهارت نبود.
به عبارت دیگر، اگر کانگجون تصمیم میگرفت از هاله آتش استفاده کند، میتوانست هاله آب و هاله باد را به طور همزمان آزاد کند.
کانگجون نزدیک به روشن ضمیری بود، بنابراین از بند آن محدودیتها رها بود.
-بالاخره همه مهارتها رو یاد گرفتم.
فقط چهار کتاب باقی مانده بود.
آنها هالههای زمین، آب، باد و تاریکی بودند که کانگجون قبلاً آموخته بود. آنها را برای افتخار همانطور گذاشت بمانند.
-ضمنا نمیدونم حتی قراره از این مهارتا استفاده کنم یا نه.
درواقع، کانگجون آنها را فقط برای خود خوشنودی یاد گرفت چرا که هیچ تفاوتی در قدرت حمله او وجود نداشت.
تواناییهای او قبلاً از قدرت مهارتهایی که به تازگی آموخته بود فراتر رفته بود.
با این حال، چیزی بود برای افتخار.
به ویژه، آموختن دانش خوب.
مطالعه این دانش به گسترش افقهای کانگجون و رسیدن به قلمرو متعالی کمک میکرد.
علاوه بر این، تواناییهای متفرقه مختلف کمک بزرگی برای بهبود راحتی زندگی روزمره بود.
مثلا دایره جادویی.
قبلاً فقط امکان استفاده از طی الارض بازگشت وجود داشت. با این حال، اکنون او توانست دروازهها را ترسیم کند.
البته در دریای بُعدی امکان پذیر نبود. با این حال، برای دنیاهایی مانند زمین و جزیره فریا بسیار هیجان انگیز خواهد بود.
در حالی که کانگجون در حال یادگیری مهارتها بود، روتاس به دنبال دزدان دریایی در نزدیکی زمین هوامونگ بود.
بیشتر دزدان دریایی از سکولاریس دوری میکردند، بنابراین روتاس باید میفهمید کجا پنهان شدهاند.
بیشتر دزدان دریایی پادشاه شیطان بودند.
البته، دزدان دریایی نیز در میان اژدهاها و گونههای دیگر وجود داشتند، اما آنها در نزدیکی زمین هوامونگ دیده نشدند.
بنابراین، کانگجون 13 پادشاه شیطان دزد دریایی را پیدا کرد.
در میان آنها، هفت نفر به دست کانگجون کشته شدند و شش نفر دیگر به گروه او پیوستند.
مهم نبود که چقدر جذبه کانگجون بالا بود، همه نمیخواستند به او بپیوندند.
پادشاهان شیطانی کانگجون را نفرین و مسخره میکردند.
پایان آن مردان مشخص بود.
کانگجون دیگر برای بار دوم نپرسید.
هفت پادشاه شیطان مرده قطعات بعدی، قلبها و سلاحهای مختلف درجه اسطوره را به زمین انداختند.
کشتیهای آنها توسط روتاس جذب شد.
حتی تنه کشتی روتاس بزرگتر شد.
علاوه بر این، گروههای درجه ارباب که در اختیار داشتند به پادشاهان شیاطین خاندان کانگجون سپرده شدند، در حالی که گنجها در انبار روتاس قرار گرفتند.
البته، کانگجون به املاک پادشاهان شیاطین تازه پیوسته دست نزد.
در نتیجه، کانگجون هشت پادشاه شیطان را تحت فرمان خود داشت.
هشت کشتی جنگی!
با این حال، کشتیهای جنگی دیگر در مقایسه با روتاس کوچک بودند و سرعت آنها بسیار پایین بود.
بنابراین، هنگام حرکت، کشتیهای جنگی پادشاهان شیاطین به کشتی جنگی روتاس متصل میشدند. روتاس ساختار بدنه را تغییر داد و کشتیها را پذیرفت.
این موضوع به هیچ وجه روی سرعت روتاس تأثیری نداشت.
در حال حاضر، ملک شماره یک کانگجون در دریای ابعادی قطعا روتاس بود. البته، روتاس کالایی متعلق به یک پادشاه شیطان نبود.
«ارباب، دیگه هیچ دزد دریایی نزدیک زمین هوامونگ نیست. حالا کجا میخواید برید؟»
روتاس پرسید.
«من الان به کمپ اژدهای برتر شاکان میرم. مقرشو میشناسی؟»
کانگجون تصمیم گرفت به توصیه آکوانا گوش دهد.
او تمایلی به درگیر شدن در جنگ بین دو موجود متعالی در ایستگاه پاواریا نداشت.
با این حال، از آنجایی که کولادیکوس توسط پادشاه شیطان برتر کلجرک محافظت میشد، نمیتوانست کاری بکند.
کانگجون متعالی نبود، بنابراین باید برای بدترین شرایط آماده میشد.
روتاس پاسخ داد.
«من نمیدونم مقر اژدهای برتر شاکان کجاست. این یه مکان کاملا پنهانه. برای همین حتی افراد در مقر شاکان مکانش رو نمیدونن.»
«پس راهی برای رفتن به اونجا نیست؟»
«اگه به یکی از پایگاهای شاکان برید دیگه نیازی به رفتن مقر نیست. شاکان پایگاههای زیادی داره»
«پایگاههای شاکان؟»
«بله، افراد متعلق به پایگاههای شاکان خیلی زیادن. یکی از نقاط پیچی که یادم میاد خیلی نزدیک به پایگاههای شاکانه.»
روتاس در مجموع 378 نقطه پیچ در ایستگاه پاواریا را به یاد آورد.
«باشه. پس برو اونجا.»
«بله، ارباب.»
نور تابان بدنه کشتی جنگی روتاس را فرا گرفت.
هواک!
روتاس ناپدید شد و دوباره در مکانی که بالای ابرهای بنفش بود ظاهر شد.
هیچ چیز متفاوت به نظر نمیرسید. با این حال، آنها از یک سر ایستگاه وسیع پاواریا به انتهای دیگر حرکت کرده بودند.
چنین پیچ و تاب مقدار زیادی انرژی ابعادی مصرف میکرد، بنابراین برای مدتی نمیشد از آن استفاده کرد.
البته، یک قطعه بعدی میتوانست انرژی آن را سریع بازیابی کند.
با این حال، استفاده از قطعات بعدی به این شکل بیهوده بود. فقط در مواقع اضطراری مفید بود.
«حالا پایگاه شاکان تو فاصله کمی از اینجاست.»
روتاس به سرعت از میان دریای ابرها پیشروی کرد.
نور درخشان پیش روی آنها پایگاه شاکان بود.
پس از چندی...
نور شروع به گسترش کرد.
دهها کشتی ظاهر شدند و کشتی جنگی روتاس را محاصره کردند.
بیشتر کشتیها کوچکتر از روتاس بودند، اما یک کشتی جنگی به قدری بزرگ بود که روتاس را کوچکتر نشان میداد.
هیبتی چشمگیر را میشد حس کرد.
زنی از آسمان به آنها نگاه کرد.
او سوار بر خرس بود.
کانگجون متوجه شد که این هیولا یک آنومالوریاست، چیزی که تا به حال فقط درباره آن شنیده بود.
در کمال تعجب، جو احساس شده از سوی زن کمتر از رینکار یا کولادیکوس نبود.
کتابهای تصادفی


