پادشاه ابعادی
قسمت: 128
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 128: اراده ابعادی (بخش اول)
«ایول! بالاخره!»
بهخاطر تعقیب و گریز سرسختانه کانگجون، او بالاخره موفق شد که بالهای آشوبش را به سطح هشت تقویت کند.
«هاهاها!»
حس تلخ 14 بار شکست پیاپی ناپدید شد.
{قدرت آسیبدهی شما به مقدار زیادی افزایش یافت.}
{سلامتیتان 20 هزار امتیاز افزایش یافت.}
{انرژی جادوی سیاه شما 20 هزار امتیاز افزایش یافت.}
سلامتی و انرژی جادوی سیاهش 20 هزار امتیاز افزایش یافتند!
سلامتی: 45970/45970
انرژی جادوی سیاه: 44800/44800
هنگامی که سلامتیاش افزایش یافت، نه تنها نهایت سلامتیش بیشتر شد بلکه دوام کلی بدنش نیز افزایش یافت.
سرزندگی بیپایان!
افزایش سرزندگیش به این معنا بود که دیگر از گذراندن شبهای خود در ابرها با هایون خسته نخواهد شد.
{شما اراده سرعت را ایجاد کردید.}
{سرعت پرواز شما به مقدار زیادی افزایش یافت.}
{گریز در هنگام پرواز افزایش یافت.}
توانایی بالهای آشوب پس از رسیدن به سطح هشت، اراده سرعت بود.
توانایی سرعت و گریزش در هنگام پرواز به مقدار زیادی بالا رفت!
-سرعت پروازم کلی رفت بالا؟
چشمان کانگجون درخشیدند. اگر اینطور بود، او نیاز داشت که بفهمد الان چقدر سریع است.
-از لوترا سریعتره؟
توانایی بود که با رسیدن به سطح هشت کسب کرده بود.
اسمش اراده سرعت بود پس قطعا کُند نبود.
-شاید یه رقیب برای سرعت روتاس باشه.
کانگجون فورا بالهایش را باز کرد و کرمهای ابریشمی که از دستش فرار میکردند را دنبال کرد.
پاااااه!
کرم ابریشم دقیقا در جلوی او ظاهر شد. انگار که ناگهان در بین فضای ابعادی منحرف شد.
-این عالیه!
به طرز شگفتآوری او از روتاس سریعتر بود.
حالا کانگجون بین روتاس و آنومالوریا جای داشت.
ققنوس استثنائی> آنومالوریا> کانگجون> کشتی جنگی روتاس> کشتی پادشاه شیاطین سراتو> چیزهای به شکل کرم ابریشم>لوترا.
این به این معنی بود که کانگجون نیازی نداشت که به کشتیهای ابعادی جهت حرکت بین دریاهای ابعادی تکیه کند.
البته، او در مسافتهای طولانی سفر میکرد پس با روتاس کار راحتتر بود.
روتاس از کانگجون مواظبت میکرد و جای صدها نقطه منحرف کننده در منطقه پاوالیا را میدانست.
گرچه، برای کانگجون بهتر بود که در بین نبردها تنها حرکت کند.
«تو باید به پایگاه شاکان بری و منتظر من بمونی.»
«بله، سرورم.»
روتاس و دیگران نپرسیدند که کانگجون چرا همچین دستوری داده است.
او تنها از دستور پیروی کرد.
روتاس بلافاصله به طرف پایگاه شاکان چرخید و ناپدید شد.
کانگجون از بین جهتهای مختلف حرکت کرده و به کرمهای ابریشم هجوم آورد.
برق! سوسوسو.
هر بار که نوری از شمشیرش بیرون میزد، یک شیء کرم ابریشمی شکل ذوب میشد.
طبیعتا این شامل حشرههای بالای آن هم میشد.
در بعضی موارد، آنها کانگجون را هدف گرفتند.
در حالی که شیءهای کرم ابریشمی شکل به سمت جلو میآمدند، هزاران حشره دیگر نیز به سمت کانگجون پرواز میکردند.
شکاف سخت بهشتی!
شعاعی که تحت تاثیر مهارت قرار گرفت!
هرچیزی که وارد منطقه تحت کنترل کانگجون شد، تبدیل به خاکستر گشت.
آسیب رسانی آن به طرز قابل توجهی به لطف تقویت بالهایش افزایش یافته بود.
این صرفا یک افزایش آسیب دهی نبود، بلکه قدرت مبارزهاش در مجموع یک پله بالاتر رفته بود.
بنابراین، قدرت آشوبش نیز سریعتر پر میشد.
-قدرت آشوب مورد نیاز برای ارتقا به سطح 9: 5120000/5120000
{قدرت بالهای آشوب پر شده است.}
{آیا میخواهید به سطح بعدی ارتقا دهید؟}
{بله/خیر}
طبیعی نبود که بعد از سطح هفت، مقدار قدرت آشوبی که نیاز داشت بالاتر نمیرفت.
سطح 9 نیز 5.12 میلیون میخواست!
بنابراین او برای سطح بعدی هم حریص شد.
احتمال موفقیت از سطح هشت پایینتر بود ولی به هر حال میخواست امتحان کند.
-بله! تقویت بشه.
{شما موفق نشدید که بالهای آشوب خود را به سطح 9 تقویت کنید.}
طبیعی بود.
اگر موفق میشد، عجیب بود.
کانگجون به طرز متفاوتی شکست را پذیرفت.
-اگر همشون رو بکشم اونوقت میتونم یه بیست باری امتحان کنم.
همین حالا 200 کرم ابریشم در حال فرار بودند.
اما چیز غیر معمول این بود که اونها در جهتهای مختلفی پخش شدند و فرار نکردند.
-جایی واسه برگشتن دارن؟
کانگجون ناگهان فکر کرد که شاید شیءهای ابعادی هم یک پایگاه داشته باشند.
در هر صورت، شکار کردنشون آسان بود.
برق! کااانگ!
سوسوسو. سوسوسو.
کانگجون به راحتی کار آنها را یک سره کرد.
ارتقا دادن همچنان با شکست مواجه میشد.
با این حال، باعث آسودگی بود که شیءهای ابعادی گهگاه تولید میشدند.
-مهم نیست که چند بار شکست بخورم. فقط باید یجوری موفق بشم.
او نمیخواست که تسلیم بشود حتی اگر صدبار هم شکست میخورد از آنجایی که تقویت بالها مهارتهای مبارزه او را به طرز عظیمی افزایش میدادند.
{شما موفق نشدید که بالهای آشوب خود را به سطح 9 تقویت کنید.}
{شما موفق نشدید که بالهای آشوب خود را به سطح 9 تقویت کنید.}
{شما موفق نشدید که بالهای آشوب خود را به سطح 9 تقویت کنید.}
اما البته، تقویت بالها به سطح 9 کار راحتی نبود.
23 تلاش ناموفق!
حالا فقط سه تا کرم ابریشم در جلوی او باقی مانده بودند.
حتی اگر آنها را میکشت، قدرت آشوب کافی برای یک تلاش دیگر در ارتقا را کسب نمیکرد.
-قبل از برگشتن از شرشون خلاص میشم.
ناامید کننده بود. کی میتوانست با شیءهایی مواجه بشود که به آن این همه قدرت آشوب بدهند؟
موجودات عجیب غریب زیادی وجود داشت اما پیدا کردنشان آسان نبود.
بهخاطر این بود که دریای ابعادی خیلی وسیع بود.
کانگجون سرش را تکان داد و حرکتش به سمت سه تا کرم ابریشم را متوقف کرد.
-یه احتمالی وجود داره که شاید این اطراف یه پایگاه داشته باشن.
شاید هم نداشته باشند، اما او تصمیم گرفت که تا مسافتی آنها را دنبال کند.
بعد از مدتی؟
کانگجون گروههایی از موجودات را در جلوی خودش تماشا کرد.
فقط کرم ابریشم نبودند، بلکه ماهیهای بزرگ و موجودات به شکل عروس دریایی هم بودند.
موجودات غول پیکر! تعداد زیادی ازشان بود.
البته که همشون موجودات ابعادی بودند.
کانگجون عمیقا لبخند زد. همونطور که انتظار میرفت.
-همینه! این پایگاهشونه!
موجودات ابعادی متوجه کانگجون شدند و حملهور شدند.
کوااه! کوااااه!
هواااااک! پاااااااه!
همشون شروع به پرواز کردند.
حمله آنها مشابه کرم ابریشم بود، اما اندازه و رنگهایشان فرق میکرد.
برای کانگجون سخت بود که در امان بماند، اهمیتی نداشت که چقدر قوی بود.
بهخاطر این بود که محتوی قدرت ابعادی بود.
کانگجون با نهایت دقت ممکن ازشان جاخالی داد.
-تعداد زیادی از دشمنای قوی اینجان.
چند شیء ابعادی با اشکال وحشتناکی هم بودند.
بعضی از آنها از کرم ابریشم خیلی قویتر به نظر میرسیدند.
گرچه، کانگجون بیشتر حس هیجان داشت تا ترس.
تنشی که قبلا حس نکرده بود.
او میخواست که این را حس کند.
کانگجون به جاخالی دادن از تودههای قدرتهای ابعادی که به سمتش در حال پرواز بودند، ادامه داد.
قبل از اینکه بفهمد، کرم ابریشمی که کانگجون تعقیب میکرد ناپدید شده بود.
کانگجون کاملا توسط شیءهای قدرتمند غیر قابل قیاس محاصره شده بود.
چپ و راست، بالا و پایین!
موجودات ابعادی همه طرف بودند. بعضیاشان به شکل گلولههای آتشین شعلهور بودند.
هر انسانی در همچین شرایطی ترس برش میداشت اما کانگجون بیحس بود.
سوک. سوسوک.
کانگجون هفت سلاح سطح اسطورهای رو از مخزنش بیرون آورد، بهعلاوه داس نابودی، شمشیر جادویی لئون، نیزه جادوی جکادیس و تبر تک دسته اسکولاریس.
آنها همه با قلبی دارای ضمیر مجهز شده بودند.
«از شرشون خلاص شو.»
هفت سلاح شروع به حمله به موجودات ماهی گونه کردند.
کانگجون شمشیر جادویی هاول را در دستش نگه داشت. این یک سلاح سطح اسطورهای بود که برای یکی از دزدان دریایی مرده بود.
-اون یکی یکم قویتر بنظر میرسه. اون حریف منه.
کانگجون به سمت موجودی کوسه مانند بزرگ که جلویش قرار داشت دوید.
سپس او دهانش را باز کرد.
کوکواکواکوا!
-این چیه؟
چشمان کانگجون باز ماندند.
یک فضای ابعادی جدید در داخل دهان جانور شکل گرفت و شروع کرد به کشیدن کانگجون به داخل خودش.
قدرت ابعادی که کوسه داشت، این بود که حریفهای مقابلش را میبلعید.
کانگجون نمیدانست که چه اتفاقی میافتد اگر توسط آن فضای ابعادی بلعیده شود.
بدنش احتمالا بهخاطر فشار قدرت ابعادی از هم میپاشید، یک جراحت مهلک که بهبود یافتن ازش سخت میشد.
-باید فورا موفق بشم.
کانگجون با تمام قدرتش، شمشیرش را تاب داد.
برش بهشتی!
قدرت شمشیر بهشتی که همه چیز را در هم میشکست.
تک سلاح شکست ناپذیر!
با پیشی گرفتن پیاپی از حدش، قدرت شمشیر بهشتی اینطور شده بود.
قدرتش بسط یافته بود.
یک پرتوی نور از فضا بیرون آمد.
برق!
نور تا بینهایت ادامه یافت. انگار که فضای وسیع جلویش داشت توسط نور شکافته میشد.
«آااااک!»
فضای ابعادی نزدیک بود که کانگجون را در خودش فرو ببرد و ناپدید کند. بدن موجود کوسه ابعادی از وسط نصف شد.
پاسوسوسو.
بدون هیچ ردی ناپدید شد.
{دو قطعه ابعادی کسب شد.}
{327 هزار قدرت آشوب کسب شد.}
327 هزار قدرت آشوب به صورت یکجا. به علاوه، دو قطعه ابعادی هم کسب کرد.
لبخندی بر روی چهره کانگجون نقش بست.
احساس تنشی در نبرد وجود داشت و قدرت آشوبی دریافتی هم عالی بود.
امروز یا به سطح تعالی میرسید یا به سطح 9.
او این را حس میکرد.
البته، سطح تعالی خیلی بهتر بود.
در این حال، سلاحهای دارای ضمیرهایی که درونشان ساکن بودند، تعداد زیادی از موجودات را با موفقیت نابود کرده بودند.
آنها در هنگام رویارویی با حریفهای قوی با هم متحد میشدند و حساب ضعیفها را به تنهایی میرسیدند.
بنابراین، میزان قدرت آشوب مورد نیاز برای بالها خیلی زود جمع شد.
او فورا برای تقویت اقدام کرد.
{شما موفق نشدید که بالهای آشوب خود را به سطح 9 تقویت کنید.}
هنوز نه.
کانگجون به مبارزه با موجودات ابعادی ادامه داد.
قدرت آشوب زیادی اینجا ریخته بود پس او در نهایت موفق میشد.
اما نمیتوانست حتی یه لحظه هم آرام بگیرد یا یک اتفاق برگشت ناپذیر رخ میداد.
برق!پااااات!
«کوووووووه!»
هر بار که حمله میکرد، کانگجون قویترین حملههایش را انجام میداد.
او با موجودات تخیلی در طول مدیتیشن میجنگید اما وضعیت فعلی متفاوت بود.
دلواپسی که هر لحظه ممکن بود بمیرد!
نهایت پتانسیلش رو بیرون میکشید.
کانگجون همه چیز را فدای جنگیدن کرد.
البته، هر بار که قدرت آشوبش پر میشد هم برای ارتقا بالها اقدام میکرد.
{شما موفق نشدید که بالهای آشوب خود را به سطح 9 تقویت کنید.}
{شما موفق نشدید که بالهای آشوب خود را به سطح 9 تقویت کنید.}
{شما موفق نشدید که بالهای آشوب خود را به سطح 9 تقویت کنید.}
.....
{شما موفق نشدید که بالهای آشوب خود را به سطح 9 تقویت کنید.}
پیامهای عدم موفقیت پیاپی ظاهر میشدند.
کانگجون به کشتن موجودات ابعادی ادامه داد.
هوااااک!
سپس بالهایش با نوری تابان درخشیدند. نور حاصل از بالها تمام محوطه اطراف دریای ابرها را روشن کرد.
{شما موفق شدید که بالهای آشوب خود را به سطح 9 تقویت کنید.}
کتابهای تصادفی
