پادشاه ابعادی
قسمت: 127
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 127: اراده قوی شدن (بخش دوم)
فلششش! شوووک!
دوباره تیری طوفانی و آبی رنگ از کمان رادیوس بیرون آمد.
کواانگ!
«کوووواه!»
جسمی کرم ابریشمی شکل منفجر شد. بعضی از حشراتی که روی آن بودند پرواز کردند و روی عرشه کشتیها فرود آمدند.
«دشمن!»
«بکشیدشون!»
الفهایی که روی عرشه منتظر بودند درگیر نبردی شدید با حشرات شدند.
رادیوس کرم ابریشم دیگری را هم نابود کرد.
پایگاه رادیوس هنوز سالم و دست نخورده بود.
با این حال مدافعان پایگاه شاکان در حال عقبنشینی بودند. حتی اگر موفق به حفاظت از پایگاه میشدند باز هم تلفات زیادی میدادند.
بنابرین اگر ارتش کلجارک حمله میکرد شکست سختی میخوردند.
همان زمان کانگجون و روتاس به خط مقدم رسیدند.
چوااااک!
یک کرم ابریشم تودهای بنفش به سمت آنها پرتاب کرد و روتاس جاخالی داد.
کواااااه!
چوااااه!
چند تکه پشت سر هم به سمت روتاس پرتاب شدند اما روتاس طوری از آنها فرار کرد که انگار دارد بازی میکند.
روتاس از آنومالوریاها کندتر بود ولی با این حال چابکی فوقالعادهای از خود نشان میداد.
کانگجون با استفاده توانایی روتاس خود را سریع به جلوی جبهه رسانده بود.
اگر روتاس نبود مجبور میشد تا اینجا پرواز کند و دیرتر میرسید.
همچنین نمیتوانست با بالهایش پا به پای اجسام کرم شکل پرواز کند.
حتی لوترا، وسیله نقلیه کوچکی که موسسه حقوقی اژدهای سیاه به او داده بود هم از بالهایش سریعتر بود.
کشتی سراتو از لوترا سریعتر بود و سرعت روتاس هم چند برابر آن بود و آنومالوریا هم آنقدر سریع بود که روتاس در برابر آن شبیه لاکپشت بود.
سرعت کرمهای ابریشم از لوترا بیشتر و از کشتی سراتو کمتر بود.
اگر میخواست سرعت آنها را به ترتیب بنویسد چنین میشد، آنومالوریا>روتاس>کشتی سراتو>اجسام کرم ابریشمی شکل> لوترا>کانگجون>پادشاه شیطانی سراتو.
بنابرین برای کانگجون خیلی سخت بود که به سرعت کرمهای ابریشم برسد.
البته کانگجون چیز دیگری را فراموش کرده بود.
ققنوس خارقالعاده>>>آنومالوریا
طبق حرفهای آکوانا، سرعت ققنوس خارقالعاده چندین برابر آنومالوریا بود.
«ققنوس خارقالعاده! خودتو بهم نشون بده.»
کانگجون حشرات خارقالعاده فلس طلاییای داشت که میتوانست آنها را اهلی کند.
اگر موفق به اهلی کردن ققنوس میشد میتوانست به راحتی از شر کرمهای ابریشم خلاص شود.
هرچند الان وقت این کارها نبود و فعلاً باید با روتاس کنار میآمد.
بم! سوسوسو.
به محض اینکه کانگجون شمشیرش را از روی روتاس تکان داد، جسم کرم ابریشمی شکلی پودر و پراکنده شد.
تا وقتی که دشمن داخل برد حمله کانگجون بود، کانگجون آسیبی هم اندازه آسیب حمله نزدیک به آنها میزد.
برد حمله کانگجون چند برابر رادیوس بود و به راحتی میتوانست وقتی کرمها حمله میکنند به آنها ضد حمله بزند.
«هی، این یعنی چی؟»
کانگجون اخم کرده بود.
{شما چیزی دریافت نکردید.}
البته که چنین پیامی ظاهر نشد، ولی اتفاقی که افتاده بود برای کانگجون همین معنی را داشت.
کانگجون کرم ابریشم و هزاران حشره روی آن را نابود کرده بود و چیزی دریافت نکرده بود.
«واقعاً افتضاحه!»
حالا متوجه رفتار پادشاهان شیطانی و بیمیلی آنها شده بود.
هیچ امتیاز تجربهای دریافت نکرده بود. حتی یک اسانس هم به دست نیاورده بود.
شاید شانس گرفتن قطعه ابعادی را داشت. اما وقتی کانگجون با این مقدار شانس نمیتوانست چیزی بگیرد پس برای بقیه هم غیرممکن بود.
علاوه براین، کرمها آنقدر هم قوی نبودند که به پیشرفت کانگجون کمک کنند.
حتی اگر تجربه یا امتیازی نمیدادند، اگر قوی بودند میتوانستند به پیشرفت حالت معنوی کانگجون کمک کنند.
جاخالی دادن حملات کرمهای ابریشم برای کانگجون هیچ زحمتی نداشت.
«خیلی مسخرست.»
ولی نمیتوانست بهخاطر اینکه چیزی دریافت نکرده از جنگیدن دست بکشد.
«روتاس، به کرمای ابریشم نزدیکتر شو.»
«بله ارباب.»
روتاس در حالی که از حملات کرمها جاخالی میداد به آنها نزدیک شد.
«نمیدونم شانس گرفتن قدرت آشوب رو دارم یا نه، ولی میخوام از اراده قوی شدن استفاده کنم.»
اراده قوی شدن به کانگجون اجازه میداد به جای تجربه از دشمنان قدرت آشوب به دست بیاود. اگر نمیتوانست تجربه دریافت کند پس شاید میتوانست مقداری قدرت آشوب بگیرد.
بم! سوسوسو.
کرم ابریشم دیگری هم زیر شمشیر کانگجون کشته شد. حشرات رویش هم همینطور.
ولی در آن لحظه پیامی غیرمنتظره به نمایش درآمد.
{ شما 128000 قدرت آشوب کسب کردید.}
{ شما 982 قدرت آشوب کسب کردید.}
{ شما 1002 قدرت آشوب کسب کردید.}
...
{ شما 889 قدرت آشوب کسب کردید.}
{ شما 1021 قدرت آشوب کسب کردید.}
در کمال تعجب، کانگجون با کشتن یک کرم مقدار زیادی قدرت آشوب گرفته بود.
خود کرم به تنهایی 128000 قدرت آشوب به او داده بود.
هر کدام از حشرات هم به طور میانگین 1000 امتیاز به او میداد و هزاران حشره روی هر کرم بود.
پس روی هم، چیزی نزدیک 500000 تا 600000 امتیاز دریافت کرده بود!
-قدرت آشوب لازم برای ارتقا به سطح 8: 5120000/723022
اگر ده تا کرم دیگر هم میکشت میتوانست بالهایش را ارتقا دهد.
«خیلی شانس آوردم.»
حالا اینکه تجربه و آیتم به دست نیاورده بود دیگر اهمیتی نداشت.
کانگجون به ندرت فرصتی برای گرفتن این حجم از قدرت آشوب پیدا میکرد.
«روتاس! برو جایی که تعداد کرما بیشتره.»
«بله ارباب.»
روتاس به جایی پرواز کرد که دهها کرم ابریشم دور هم جمع شده بودند.
چواااااک!
کواااااه!
پااااه!
تودههای ابعادی پشت هم سمت کانگجون پرتاب میشد ولی روتاس ماهرانه آنها را جاخالی میداد و به دشمن نزدیک میشد.
اگرچه این بار جای یک یا دو کرم دهها کرم در حال حمله بودند، بنابرین اجتناب از برخورد تودهها سختتر شده بود.
بم! بم بم! سوسوسو. سوسوسو.
همان لحظه کرمهای ابریشم به ترتیب مانند بادکنک منفجر میشدند.
کانگجون بیش از پیش به آنها نزدیک شده بود.
کوااانگ! پاپانگ! سوسوسو.
کانگجون از تمام قدرتش برای نابود کردن کرمها استفاده کرد. در چشم به هم زدنی، هشت کرم ابریشمی و حشرات روی آن کشته شدند.
{شما یک قطعه ابعادی کسب کردید.}
کانگجون بالاخره موفق به گرفتن قطعه ابعادی شد.
با این حال الان تمرکزش روی قوی کردن بالهایش بود نه گرفتن قطعه ابعادی.
-قدرت آشوب لازم برای ارتقا به سطح 8: 5120000/5120000
{قدرت آشوب بالها تکمیل شده.}
{آیا مایل هستید که بالها را به سطح بعد ارتقا دهید؟}
{بله/خیر}
«لطفا درست شو!»
کانگجون میدانست که ارتقای بالها کار آسانی نیست برای همین دعا میکرد که شانسش باعث موفقیت ارتقا شود.
«بله! ارتقا!»
{شما موفق به ارتقای بالهای آشوب به سطح 8 نشدید.}
«لعنتی!»
یک بار تلاش کافی نبود.
-قدرت آشوب لازم برای ارتقا به سطح 8: 0/5120000
5,120,000 قدرت آشوب را به باد داده بود. اگر برای رسیدن به حالت ماورایی ذهنش را آرام نکرده بود الان بالهایش را پاره کرده بود و به دریای ابعادی زیر پایش میانداخت.
«اشکال نداره. هنوز شانس دارم.»
هنوز کرمهای ابریشمی زیادی در میدان بود پس کانگجون شانس گرفتن قدرت آشوب بیشتری داشت.
کوانگ! پسوسو کواکوانگ! سوسوسو.
با شمشیرش اجسام ابعادی را پودر کرد.
حس ناامیدیاش پس از شکست ارتقای بالها فقط یک لحظه دوام داشت.
با اینکه ناامید شده بود از جنگیدن دست نکشید.
کانگجون توانست نه کرم ابریشمی دیگر را هم از بین ببرد.
-قدرت آشوب لازم برای ارتقا به سطح 8: 5120000/5120000
{قدرت آشوب بالها تکمیل شده.}
{آیا مایل هستید که بالها را به سطح بعد ارتقا دهید؟}
{بله/خیر}
«بله! ارتقا بده!»
{شما موفق به ارتقای بالهای آشوب به سطح 8 نشدید.}
«...؟!»
دوباره شکست خورد. حدود پنج میلیون قدرت آشوب را از دست داده بود.
«اشکال نداره... هنوز فرصت هست.»
سعی میکرد خودش را گول بزند.
باری دیگر، تیغههای نورانی از شمشیرش خارج شد و بلافاصله اجسام کرم ابریشمی شکل اطرافش را نابود کرد. حالا وقت ارتقای دوباره بود.
{شما موفق به ارتقای بالهای آشوب به سطح 8 نشدید.}
«اه! لعنتی!»
هیچکس از درد تلاش زیاد و در عین حال شکست خوردن مصون نبود.
هرچقدر شکست بزرگتر میشد احتمال به هم ریختن روانش بیشتر هم میشد.
در نهایت، چارهای جز زجر کشیدن نداشت!
ولی چه کاری از دستش برمیآمد؟
نمیتوانست بیخیال ارتقای بالهایش شود.
کانگجون دوباره ذهنش را آرام کرد و سراغ اجسام ابعادی بیشتری رفت.
کوانگ! پسوسوسو.
کوا کوانگ! سوسو. سوسوسو.
هر بار که شمشیر کانگجون میدرخشید اجسام ابعادی هم نابود میشدند.
{شما یک قطعه ابعادی کسب کردید.}
{شما یک قطعه ابعادی کسب کردید.}
حالا به جای موفق شدن در ارتقای بالهایش در آیتم گرفتن از کرمها موفق شده بود!
همچنان داشت قطعات ابعادی بیشتری کسب میکرد.
ولی...
{شما موفق به ارتقای بالهای آشوب به سطح 8 نشدید.}
«دوباره شکست؟ کاریش نمیشه کرد...»
کانگجون تصمیم گرفت دیگر ناامید نباشد.
«نباید عجله کنم. بالاخره به دستش میارم.»
درباره رسیدن به حالت ماورایی هم همین فکر را میکرد.
اگر به خودش امید نمیداد دیوانه میشد.
به هر حال تسلیم نشد.
اگر شکست میخورد هم باز میتوانست تلاش کند.
مهم نبود مسئله ارتقای بالها باشد یا رسیدن به حالت ماورایی.
نباید تسلیم میشد.
بنابرین ذهنش را آرام کرد.
کوانگ! پسوسوسو.
کانگجون شمشیرش را به سمت همه اجسام ابعادی اطرافش نشانه گرفت.
همانطور که کانگجون آنها را پودر میکرد، روتاس به سمت اجسام بیشتر پرواز میکرد.
«هاها! یه عالمه ازشون اون کنار هست. میرم اونجا.»
«باشه. فقط حواست باشه چیزی بهت نخوره.»
«نگران نباش ارباب.»
الفها کانگجون که اجسام ابعادی را نابود میکرد را تماشا میکردند.
به خصوص رادیوس خیلی شوکه شده بود.
«همچنین چیزی غیرممکنه!»
اولین بار که کانگجون را دیده بود فکر میکرد هم سطح باشند.
ولی کانگجون در زمانی که او برای کشتن یک کرم صرف میکرد دهها کرم را کشته بود.
علاوه بر آن به سمت جایی که تعداد زیادی کرم دورهم جمع شده بودند هم حمله میکرد و همه را پودر میکرد.
میدانست که خودش این توانایی را ندارد.
پس مجبور بود اعتراف کند تواناییهای کانگجون از خودش بیشتر است.
هم احساس تلخی میکرد هم احساس تسکین.
برای این احساس تسکین میکرد که نبرد به نفع خودشان شده بود.
حتی موجودات عجیب غول پیکر هم از مهارتهای کانگجون شوکه شده بودند و هر کدام به طرفی فرار میکردند.
«خیلی خوبه. ولی اصلا چرا یهو به پایگاه ما حمله کردن؟ حتما اتفاقی بوده.»
رادیوس فکر میکرد که همه این اتفاقات تصادفیست.
اگر کسی وارد دریای ابعادی میشد با تعداد زیادی از این قبیل موجودات روبرو میشد.
ولی از آنجایی که کشتیهای ابعادی سریع بودند میتوانستند حملههای این موجودات را جاخالی دهند.
اما وقتی این موجودات وارد یک دنیا میشدند قضیه فرق میکرد.
اگر کسی جلویشان را نمیگرفت فاجعه به بار میآمد و دنیای کوچک به کلی از بین میرفت.
قاره دروبی که از چندین نبرد با ارتش کلجارک جان سالم به در برده بود، نزدیک بود بهخاطر یک اتفاق غیرمنتظره کاملاً نابود شود.
در این بین، کانگجون همچنان داشت از روی روتاس به اجسام ابعادی حمله میکرد.
«دارن فرار میکنن! باید بریم دنبالشون؟»
«آره دنبالشون کن. حتی یکیشونم نباید از دست بدیم.»
کانگجون تا الان 14 بار شکست خورده بود و تقریبا 150 کرم ابریشمی را کشته بود.
شانس خوبش روی دریافت قطعات ابعادی تاثیر گذاشته بود، ولی تاثیری روی موفقیت ارتقای بالهایش به سطح 8 نداشت.
{قدرت آشوب بالها تکمیل شده.}
{آیا مایل هستید که بالها را به سطح بعد ارتقا دهید؟}
{بله/خیر}
این بار پانزدهم بود.
«بله! ارتقا بده!»
همان موقع، بالهایش با نوری فوقالعاده درخشیدند.
{شما موفق به ارتقای بالهای آشوب به سطح 8 شدید.}
کتابهای تصادفی

