همه به غیر من بازگشته هستن
قسمت: 163
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۶۲
سپیرا که از اول تا آخر او را تماشا میکرد، به خوبی میدانست ایلهان چه میکشد.
[این...... نگو که این یه ساختار جادوییه؟]
نقاشیها و نمادها و زبانی که حتی سپیرا که مدتها در ارتش بهشت زندگی میکرد به سختی میتوانست معنایشان را بفهمد. علاوه بر این، این «زبان» کاملاً آشنا به نظر میرسید، قطعا......
[تله ویرانگر. خدای من...]
دلیلی که ارتش بهشت توانست دنیاهای زیادی را مدیریت کند، زندانی که هیولاها را جذب و به دام انداخت. زبان سحر و جادوی کهن که در خلق تلههای ویرانگر به کار میرفت که قدرت ایجاد سیاهچالها را داشت، در آن لحظه روی کاغذ ایلهان پر میشد!
[لیرا! ارتا!]
سپیرا از ترس اینکه ایلهان کارش را قطع کند از طریق عملکرد نجوا در حلقه، فرشته لیرا و ارتا را صدا زد. فرشتگان که به کارآموزان «کمک» میکردند تا غذایشان را هضم کنند، در مقابل ندای مافوق، سر خود را کج کردند، با وجود اینکه تنها ۲۰ متر از هم فاصله داشتند، به هر حال به سمت او حرکت کردند.
[باید کاری کنم که اونا یکم بیشتر سختی بکشن.]
[چیه؟ ما همینجاییم، پس چرا نیاز به... تماس......]
ارتا اولین کسی بود که متوجه کار ایلهان شد. دریافت که ایلهان در حال گذراندن یک زمان هنری خارج از جلسه است و پس از اینکه متوجه شد او چه نقاشیای میکشد، ناباورانه نگاهش کرد.
[چطور ایل هان ...؟]
[می خواستم اینو از شما بپرسم. بهش یاد دادی؟]
ارتا با شنیدن سوال سپیرا، در نهایت لبخند بیهودهای زد.
[من توی سطحی نیستم که بتونم اینو به دیگران آموزش بدم.]
لیرا گفت: [دارم فکر میکنم که ممکنه موقع ایجاد تلههای ویرانگر یاد گرفته باشه.]
[این کافی نیست. نمیتونست معنای اون زبان رو تا این حد درک کنه.]
سپیرا محکم سرش را تکان داد. در ادامه، نگاه تیزش به لیرا معطوف شد، او دهانش را از خوشحالی باز کرده بود و به کارهای ایلهان نگاه میکرد. سپیرا سریع به نتیجه رسید.
[این احمق هم نیست پس...]
[البته اون یه احمقه. اگه ایلهان زبان بهشت رو یاد گرفته باشه، یعنی...]
...خودش یاد گرفته، ارتا میخواست به حرفش ادامه دهد که متوجه چیزی شد. مهارتی در میان معدود مهارتهای کامل شدهی ایلهان وجود داشت که میتوانست باعث و بانی این وضعیت باشد.
[مهارت زبان...]
[الان چی گفتی؟]
[مهارت زبان. مهارت زبانش حداکثر سطحه.]
سپیرا لال شد. در برابر مهارت زبانی به حد اکثر رسیده بود، چه کار میتوانست بکند؟ هرگز چنین چیزی را ندیده بود!
در آخر فقط توانست کنار ارتا و لیرا طرح ایلهان را تماشا کند. کار دیگری نمیتوانست بکند!
مدت نامعلومی گذشت و ایلهان قلمش را پایین گذاشت.
چیزی که بعد از آن گفت، نه تعجب برای خودش بود و نه رضایت.
«لعنتی.»
ناامیدی بود.
«این کافی نیست.»
[نفرت؟]
«نه، سنگ جادویی.»
ایلهان به شوخی لیرا جدی پاسخ داد و به پیشانی او زد.
[آخ.]
بعد چیزی باورنکردنی گفت.
«من به سنگ جادوی وجودی بالاتر نیاز دارم. حداقل رده پنجم. به نظر میرسه در نهایت باید باهاشون مبارزه کنم.»
[تو واقعاً مغروری، میخوای با موجودات برتر برای تأمین مواداولیه بجنگی...](ارتا)
«اما الان نه. بنابراین نمیتونم این کارو الان انجام بدم.»
ایلهان نقشه را پیچید و داخل انبارش انداخت. تصمیم گرفت فقط از اینکه توانست الهامات خود را برای همیشه روی کاغذ بگذارد احساس رضایت کند. حالا چارهای نداشت جز اینکه با موادی که داشت به ساختن ادامه دهد.
«یه شلاق، یه چکش و یه زره. فکر کنم همین کافی باشه.»
چرا نیزه نبود؟ به این دلیل که پیشرفت او در نیزه جداکننده کیهان که زیر دست سپیرا یاد میگرفت، امروز متوقف شد.
آیا به این دلیل بود که موفق شد قدرت شمشیر را در نیزه قرار دهد؟ او در حالی تمرین کرده بود که فکر میکرد باید نیروی شلاق یا سلاح سرد را به نیزه بچسباند، اما ایلهان بیش از حد حریص بود. گرچه سریعتر و تیزتر میشد، اما فقط همین بود.
سپیرا قبلاً از پیشرفت فعلی او بسیار شوکه شده بود، اما ایلهان چندان راضی نبود. به همین دلیل سلاحی میساخت که نیزه نبود.
اگرچه تسلط او در زمینه سلاح، از قبل در حداکثر سطح بود، اگر او با یک متخصص در زمینه آن سلاح میجنگید، فهم و بینشی به دست میاورد. آرزو میکرد که این بینش بر کسب نیزه کیهانکش بزرگ بیفزاید.
احساس میکرد که استراتژی تمرکز بر نیزه در این مرحله از بین رفته، اما نمیتوانست جلوی آن را بگیرد، چون این نیز یادگیری یک تکنیک پیشرفته نیزه بود، اینطوری خود را توجیه کرد.
نیت او در پشت ساخت سلاح بسیار روشن بود.
حالا که نمیتوانست هدفی مانند «میخوام با فلان هیولا بجنگم» یا «من باید در فلان محیط بجنگم» تعیین کند، فقط میتوانست یک سلاح همه جانبه بسازد که تحت هر شرایطی قابل استفاده باشد.
خلق مانا هم همینطور بود. او به جای تاکید بر یک هدف خاص، محیطی را ایجاد کرد تا بهترین قابلیتهای سنگ جادویی را به نمایش بگذارد. نمیتوانست سلاحهای «تخصصیتری» مانند نیزه اژدههای هشتدم بسازد که تحت برخی شرایط، «ارزش ردهی» خود را نشان نمیداد.
[شلاق اژدهای سیاه تیغدار کامل شد.]
[چکش صاعقه طنین نابودی غول پیکر تکمیل شد.]
نتایج، فوق العاده بودند. هم شلاق و هم چکش در ردههای افسانهای قرار داشتند و همانطور که ایلهان میخواست، سلاحهای خوبی بودند که به خودی خود تقریبا بی نقص بودند.
البته راضی کنندهترین، چکش بود.
«چکشهای خوب توی صدایی که میدن خلاصه میشن.»
[قراره به یه ماموریت انفرادی یا همچین چیزی بری؟]
چکش غولپیکری که صرفاً از استخوانهای اژدهای کاروس ساخته شده بود. چکش، ویژگی خاصی داشت که ایلهان نیازی به آن نداشت و احساس میکرد با توجه به دستاوردهایش در روند خلق مانا ظاهر شده است.
«حالا که کار به اینجا رسید، بیایین استخون اژدها رو تبدیل به نیزه و سپرها رو صیقل بدیم.»
[تو واقعا از استخوانهای اژدها چیزهای زیادی درست میکنی.](ارتا)
«خیلی استفاده کردم، اما هنوز حدود ۲۰۰ اژدها برای مواداولیه دارم.»
ایلهان هزاران نیزه پرتابی را به همراه سپرها و سایر تجهیزات پشتیبانی که برای مبارزه با اژدها ساخته بود، قبل از ساختن زره صیقل داد.
او جهان را برای سلاحهایش خرج میکرد، اما زره، داستان متفاوتی بود.
آیا زره کنونی ایلهان، «اژدهای آتش آهنین، زره چرمی اژدهای تاریکی»، که به دلیل آمار دفاعی فوقالعاده و مقاومت بالا در برابر آتش، در اکثر میدانهای جنگ به کار میآمد، تقریباً در تمام حیطهها دوام نمیآوردند؟
به این ترتیب، ایلهان میخواست زرهی بسازد که نقاط ضعف فعلیاش را بپوشاند. بله، مثل چیزی که دفعه قبل زمزمه کرد، میخواست یک زره برای نبرد زیر آب بسازد!
[*ناله*، این انسان واقعاً......]
[شاد باش سپیرا. از این به بعد اون حس عجیب رو خیلی بیشتر حس میکنی!](ارتا)
[این واقعاً خوشحالم نمیکنه!]
روی زره نازک مایل به قرمزی که ایلهان هنگام سرمایهگذاری استخوانهای اژدها و تمام استخوانهای گرگ شیطانی، کیسد ایجاد کرد، ایلهان در حالی که در حال ساختن مانا با سنگ جادویی بود که کیسد انداخت، به دشتهای برفی فکر کرد. این بیشترین آماری بود که او در تماس با آب داشت.
بقیه ویژگیهای مناسب برای نبردهای زیر آب از این آمار بیرون میآمدند. این تخصص ایلهان بود.
[زره پادشاه ظالم توفان تکمیل شد.]
و خلقت مانای او آن را به ثمر رساند.
[زره پادشاه ظالم توفان]
[رتبه - افسانه]
[دفاع - ۷۳۰۰]
[ماندگاری - ۱۱۵۰۰/۱۱۵۰۰]
[ویژگیها -
۱. ۹۰% افزایش در آب مقاومت عنصری.
۱. افزایش ۵۰ درصدی درصدی قدرت حمله ویژگی آب.
۳. با استفاده از آب و مانا، قادر به ایجاد یخ میشود. این یخ را میتوان آزادانه کنترل کرد و سختی آن با توجه به مقدار مانا و آب مصرفی افزایش مییابد.]
[محدودههای کاربر - اژدهاکش]
[زرهی مخصوص که از آهنگری متولد شد که از قدرت معجزه بهره میبرد. این یک زره است که اراده سازنده برای زنده ماندن در شرایط سخت را نشان میدهد.]
«......ها؟»
و در جهتی که ایلهان قصدش را نداشتند.
کتابهای تصادفی
