قلعه ی شیطان
قسمت: 5
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
هازارد بلافاصله در محراب سیصد کماندار احضار کرد و به سمت دژ به راه افتاد.
نیروهای حاضر 18 آندد شیطانی معمولی، 35 آندد شیطانی شمشیرزن و 342 آندد شیطانی کماندار است.
تنها پس از گذشت پنج دقیقه و تمیز کاری بود که سیل عظیمی از سگهای جهنمی بر دژ نازل شدند، جنگ شدید بود و باران تیرها میبارید، شمشیرزنان با سپرهای چوبی نقش تانک را به خوبی بازی میکردند و نگذاشته بودند تا کسی از آنها بگذرد همین باعث شده بود کمانداران به راحتی با هر موج تیر تعداد زیادی از سگهای جهنمی را از دور خارج کنند، با به پایان رسیدن موج حمله سگهای شیطانی تعداد نیروهای باقی مانده به شرح زیر بود:
2 آندد شیطانی شمشیرزن، 15 آندد شیطانی معمولی 336 آندد شیطانی کماندار.
تقریبا میتوان گفت واحد آندد شیطانی شمشیرزن از بین رفته بود، ولی سود مطمئنا بیشتر بود، اجساد سگهای شیطانی روی یکدیگر دیوار تشکیل داده بودند و پر از تیر شده بودند، میتوان گفت دیواری از اجساد جوجه تیغی مانند. کمی گذشت و با جدا کردن تیرها، شارژ تیر کمانداران و انتقال اجساد جمع آوردی شده برابر بود با 167 سگ شیطانی، عددی بسیار بالا، موقعیت استراتژیک و بهرهمندی از زمین مطمئنا یکی از بهترین استراتژیها بود، لحظهای نام سان تزو در ذهن هازارد آمد و دستانش را به کمر خود گرفت، ها مطمئنا به من افتخار میکند، این در حالی بود که دیگری در اعماق بعد دیگر، در حال تماشای مبارزه انسانها با آخرالزمان سناریوها بود و در حالی که به نماینده خود سکه اهدا میکرد با انگشت کوچکش گوش خودش را خاراند.
شب شده بود ولی شرایط کوهستان ممنوعه بخش جنوبیاش که در کنترل سگهای جهنمی بود کاملا متفاوت از شبهای دیگر شاهد حمله عظیمی از ارتش آنددهای شیطانی سازمان دهی شده بود.
233 کماندار و 469 شمشیرزن به تعداد ارتش افزوده شده بود و ارتش جدید با رهبری هازارد در حال پیشروی به سمتی بودند که برخی از سگهای جهنمی عقبنشینی کرده و رد خون آنها کاملا آشکار بود، هازارد که در قلب و هسته ارتش در محافظت بود به سرعت با ارتش خود در قلمرو سگهای جهنمی نفوذ کرد و سگها را با برتری تعداد به راحتی شکست داد و در آن زمان بود که خود را در مقابل غاری دید که به درون زمین فرو میرفت.
[لانه سگهای جهنمی، تهدید لرد رتبه 2، ارزش اکتشافی متوسط به بالا
این معدنی بوده که در چهارصد سال پیش مورد استفاده کسلوانیا بوده است و به دلیل باخت در جنگ بزرگ و پخش شدن تعداد زیادی از هیولاهای تحت امر ولاد و موردرد در کوهستان پراکنده شده و گروهی از سگهای جهنمی موفق به ساکن شدن در این معدن جواهرات آتش شدند.]
هازارد مانده بود چه بگوید ولی هر چه هم که باشد با ورود به معدن او بدون شک مزیت استفاده از تعداد را از دست خواهد داد و در این هنگام یک راه برای بیرون آوردن موش از سوراخ، به یاد آورد.
در حالی که تعداد کمی از شمشیرزنان روبروی معدن مانده بودند و کمانداران نشانههایشان روی ورودی معدن بود هازارد با دیگر شمشیرزنان تمام کوه را چک کرد و خروجی دیگر پیدا نکرد، میتوان گفت که این معدن یک راه ورودی خروجی بیشتر ندارد که تقریبا برای هازارد بهشت بود، او که از قبل دستور جمع کردن چوب و یا هر چه قابل اشتعال بود را داده با دو دستش یکی شمشیری فرسوده و دیگر سنگی که مناسب بود و پیدا کرده بود را به یکدیگر کوبید و پس از چند تلاش موفق به ایجاد آتش در ورودی غار شد، دود به سرعت داخل معدن را گرفت ولی از فرار از دود نیز نمیشد جلوگیری کرد، تنها پس از گذشت پنج دقیقه سیل جدیدی از سگهای جهنمی به بیرون آمدند، تقریبا پنجاه عدد که همه آنها به سرعت سلاخی شدند، با اینکه آنها میتوانستند در محیطهای گرم و آتشین زنده بمانند و دود را تحمل کنند ولی هنوز نیاز به نفس کشیدن داشتند و زمانی که معدن را کامل دود در بر گرفته بود توان نفس کشیدن را نداشتند و به ناچار به بیرون آمدند و مرگ نیز آغو*شش را برای آنها باز کرد، هازارد خوشحال بود ولی هنوز تمام نشده بود که موجودی در حال بیرون آمدن بود.
[سگ جهنمی بزرگ، لرد رتبه 2
در هنگام جنگ پادشاه سگان جهنمی سربروس فرماندهانی به مراتب سر ده هزار، سر هزار و… داشت سگ جهنمی بزرگ سر هزار بوده و در زمان جنگ رانده شده و همراه با ارتش باقی ماندهاش تا به الان در معدن جواهر آتش کسلوانیا زندگی کرده است.]
هازارد قبول کرد که این مطمئنا به شدت خطری است ولی حتی چنین چیزی در زیر رگبار سیصد تیر وارد حالت تدافعی شده بود، پوست او سخت بود و به مانند گرگینه تمرکزش بر چابکی نبود بلکه بر قدرت و حیاتش بود، یک تانک واقعی، ولی باز هم قسمتهایی بود که قابل محافظت نبود و هازارد نیز از آنها با خبر بود، چشمها، شکم، زیر پهلوها، پشت رانها و پاشنه آشیل، قسمتهایی که باعث شد در زیر سه موج تیر سگ جهنمی را کاملا از پا در بیاورد و زمین گیر کند.
حال هازارد در مقابل آن ایستاد و به چشمهای پر تیر شده نگاه کرد سپس شمشیر را بالا برد و از چشم راست به داخل فرو کرد.
[شما سگ جهنمی بزرگ لرد رتبه 2 را شکست دادید، 15000 طلا]
[شما لانه سگهای جهنمی تهدید لرد رتبه 2 را پاکسازی کردید.]
[صندوق گنج نقرهای درخشان به دست آمد.]
هازارد از جوایز راضی بود سپس به داخل معدن رفت این مکان قبل از لانه سگهای جهنمی معدن جواهرهای آتش بوده و چنین چیزی مطلقا ارزش تماشا را دارد، پس از کمی گذر از پیچ در پیچ معدن هازارد توانست چندین گوهر قرمز رنگ به اندازه یک اینچ پیدا کند، پس از گشتن کامل چیز دیگری پیدا نکرد و با ارتش خود که اجساد سگهای جهنمی را میکشیدند به سمت محراب بازگشت تا به مورد فوری در مکانی امن برسد، و آن هم بازکردن صندوق گنج بود.
کتابهای تصادفی

