فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

قلعه ی شیطان

قسمت: 31

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

روز دیگری گذشته بود و هازارد در حال جمع کردن منابع برای ساخت نقشه‌های جدید بود. او در روز گذشته از احضار آبیس چهار سیلکوپ مرگ دیگر احضار کرده و آن‌ها را نگهبان ورودی قلعه و دروازه گذاشته بود. حال امروز نوبت دیگری بود ولی او مشغول کارهای مهم‌تری بود زیرا که صندوق گنج شهر دروازه‌های جهان او را ناامید نکرده بود.

[صندوق بزرگ گنج میثریل درخشان

10میلیون سکه طلا، دو هزار جواهر زندگی، نقشه طراحی ساختمان پورتال جابه جایی سطح پنج، نقشه طراحی ساختمان بازار تجارت سطح 4]

او با احتساب کشته‌های شهر و همینطور صندوقچه و طلای خزانه، به همراه فروختن سنگ‌های مهارت بسیاری که به دست آورده بود توانست 65 میلیون سکه طلا بدست بیاورد و به راحتی با هزینه 15 میلیون پورتال جا‌به‌جایی را در کنار قلعه‌اش ایجاد و با علاقه به آن نگاه کند. اگر به خاطر جواهر فضایی نبود ارزان تر ساخته می‌شد ولی چنین جواهری به شدت گران بود و او مجبور به پرداخت هزینه هنگفت آن به پادشاه شیطانی از نژادی عجیب شد.

با این حال در مقابل او در همان لحظه دروازه عظیم بدون درب با ارتفاع پنجاه متر ظاهر شد که عاری از هیچ نوری شکل گرفته بود. هازارد با نزدیک شدن به آن احساس کرد که پورتال از او مختصاتی می‌خواهد تا شروع به فعال شدن کند، ولی مختصات آن فقط به پورتال دیگری متصل می‌شد و اگر می‌خواست بدون پورتال دیگری مختصات بگیرد یک تکه رساندن موجودات و اشیاء عبور کرده از آن تضمینش به پای شانس بود.

پس از آن هازارد هیچ احساس عذاب وجدانی بابت طلا نداشت زیرا می‌دانست در مواقع بحرانی می‌تواند مانند دیگر پادشاهان شیاطین سطح پنج و کمی که به شش رسیده بودند در ازای مبلغ قابل توجهی کمک بخواهد یا به آن‌ها کمک کند و سود هنگفتی به جیب بزند. البته او از خطر آگاه بود ولی طبق چیزی که شنیده بود، نود درصد مواقع چنین عملکرد همکاری جواب مثبت داده و برخی توانسته بودند سود قابل توجهی بدست بیاورند و از آن پس دو پادشاه شیاطین قدرتمند با یکدیگر روابط صمیمانه و تجاری و نظامی داشته باشند که او نیز به شدت خواستار آن بود. او می‌دانست که با حمله خود به شهری به آن بزرگی از چشمان دو جناح قدرتمند در شمال و جنوب خود دور نمی‌ماند و به زودی آن دو برای رهایی از او که خطر بالقوه‌ای محسوب می‌شد ارتش هایی خواهند فرستاد که به تنهایی نمی‌تواند با آن‌ها مقابله کند. پس از آن او طرح بازار سطح 4 را به پانصد هزار سکه طلا فروخت او عمیقا از عملکرد بسیار مفید آن مطمئن بود ولی او توانایی و فرصت استفاده از آن را به دلیل مکان و نژاد زیر دستانش نداشت. پس از آن او به محراب خود رفت و شروع به احضار کرد. او مانند گذشته اشتباه نکرد و ارواح سطح چهار و پنج را خرج نکرده بود زیرا دیگر از هزینه مورد نیاز برای احضار واحد های سطح بالا با خبر بود. از طرفی او نسبت به شهر تجاری خشمگین بود، زیرا قهرمان های سطح بالای بسیار کمی داشت و او فقط دو روح سطح پنج و دوازده روح سطح چهار ذخیره کرد و بقیه که اکثرا در سطح یک و دو بودند را جذب محراب کرده بود.

پس از آن نگاهش به نیروهایی بود که احضاری از آنها انجام نداده بود.

"ژنرال شیطانی آندد"

سطح : لرد سطح 2

حیات : 600

قدرت : 350

چابکی : 260

مانا(میاسما) : 700

استقامت : -

استعداد : رستاخیز کشته شدگان ، زندان روح ، فرماندهی ، احضار ارواح

مهارت : شمشیرزنی B سپر محافظت B هجوم C فرماندهی C سوارکاری D و …

هزینه : ده هزار سکه طلا و ده جواهر مرگ و پیش نیاز وجود جمعیت 5,000 موجود مرده به ازای هر عدد ]

"آرک لیچ شیطانی"

سطح : ارباب سطح 3

حیات : 500

قدرت : 250

چابکی : 200

مانا(میاسما) : 5,000

استقامت : -

استعداد : رستاخیز آندد ، احضار ارواح ، قلمرو ترس ، استاد عنصر مرگ

مهارت : گلوله انرژی منفی A ، جادوی مرگ B ، سپر انرژی منفی B , احضار آبیس C , پرواز C و …

هزینه : پانصد هزار سکه طلا و 300 جواهر مرگ و پیش نیاز وجود جمعیت 10,000 موجود مرده به ازای هر عدد و دو روح قهرمان سطح 4]

"ژنرال بزرگ شیطانی آندد"

سطح : ارباب سطح 4

حیات : 3,000

قدرت : 1,500

چابکی : 650

مانا(میاسما) : 3000

استقامت : -

استعداد : رستاخیز کشته شدگان ، زندان روح ، فرماندهی ، احضار ارواح ، قلمرو ترس ، قلمرو مرگ ، هدایت کننده مرگ

مهارت : شمشیرزنی A سپر محافظت A هجوم B فرماندهی B سوارکاری D و …

هزینه : یک میلیون سکه طلا و هزار جواهر مرگ و پیش نیاز وجود جمعیت 100,000 موجود مرده به ازای هر عدد و ده عدد روح قهرمان سطح 4 ]

"پادشاه اژدهای شیطانی آندد"

سطح : وارلرد سطح 1

حیات : 5,000

قدرت : 2500

چابکی : 700

مانا(میاسما) : 2000

استقامت : -

استعداد : پادشاه اژدها ، قدرت اژدها ، غرش اژدها ، هاله مرگ اژدها ، آتش مرده اژدها

مهارت : قلمرو اژدها A ، قلمرو مرگ A ، قلمرو ترس A ، پنجه خردکننده B ، استخوان سخت B ، مبارزه B و …

دو میلیون سکه طلا و دو هزار جواهر مرگ و یک عدد روح سطح پنج]

"پادشاه مرگ شیطانی"

سطح : وارلرد سطح 2

حیات : 4,000

قدرت : 2,200

چابکی : 1,000

مانا(تاریک) : 7,500

استقامت : -

استعداد : شاه عناصر ، قلمرو پادشاه مرگ ، رستاخیز آندد ، احضار ارواح ، قلمرو ترس ، روح عنصر مرگ

مهارت : حالت خدای مرگ S ، گلوله انرژی منفی A ، جادوی مرگ A ، سپر انرژی منفی A , احضار آبیس A , استاد زمان B , پرواز B و …

پنج میلیون سکه طلا و ده هزار جواهر مرگ و پیش نیاز وجود جمعیت 1,000,000 موجود مرده به ازای هر عدد و دو عدد روح قهرمان سطح پنج ]

"قهرمان شیطانی آندد"

سطح : وارلرد سطح 2

حیات : 6,000~

قدرت : 3,000~

چابکی : 1,400~

مانا(میاسما) :7,000~

استقامت : -

استعداد : ???

مهارت : ???

قابلیت رشد خودکار دارد .

هزینه : پنج میلیون میلیون سکه طلا و پنج هزار جواهر مرگ و پیش نیاز یک عدد روح قهرمان سطح 5 ]

"پادشاه اژدهای غول آسا شیطانی آندد"

سطح : وارلرد سطح 4

حیات : 12,000

قدرت : 5,000

چابکی : 1,500

مانا(میاسما) : 5,000

استقامت : -

استعداد : قلمرو شاه اژدها ، احضار همنوع ، قدرت اژدها ، غرش اژدها ، هاله مرگ اژدها ، آتش مرده اژدها

مهارت : قلمرو اژدها A ، قلمرو مرگ A ، قلمرو ترس A ، پنجه خردکننده A ، استخوان سخت A ، مبارزه هوایی A و …

بیست میلیون سکه طلا و ده هزار جواهر مرگ و بیست عدد روح سطح پنج]

"سایه مرگ شیطانی"

سطح : حماسه ای سطح ?

حیات : -

قدرت : -

چابکی : -

مانا(؟) : -

استقامت : -

استعداد : تقویت کننده EX

صد میلیون سکه طلا و صد هزار جواهر مرگ یک عدد روح قهرمان سطح شش ، تنها یک واحد می توان احضار کرد ]

اگر می‌توانست آهی می‌کشید با این حال زمان آن نبود سپس ده ژنرال شیطانی آندد احضار کرد و یک آرک لیچ شیطانی که با ظاهر شدنشان محراب شروع به لرزیدن کرد.

ده ژنرال پیاده بودند و مانند شوالیه‌ها سوار بر چیزی نبودند. هاله قدرت و اقتدار از آن‌ها ساطع می‌شد و شنل های بلند و سیاهشان در حالی تکان می‌خورد که در زره تمام تنه سیاه و با شکوه خود در مقابل هازارد در حالی که شمشیر های فولادی سیاه و نفرین شده خود را بیرون کشیدند و در حال زانو زدن به زمین کوبیدند و مانند هازارد برای صحبت از جادو استفاده کردند.

«درود می‌فرستیم بر شکوه پادشاه ابدیت!»

هازارد از پاسخ آن‌ها جا خورد ولی فقط به آن‌ها دستور داد تا جایی را برای خارج شدن آرک لیچ باز کنند. با ورود آرک لیچ شیطانی هاله اقتدار آن‌ها حتی دیگر دیده نمی‌شد با ردایی سیاه و وهم آمیز در حالی که عصای جمجمه اش در دست بود به زمین کوبید و در برابر هازارد زانو زد.

«ای پادشاه من این آرک لیچ فرومایه گوش بفرمان تو است!»

هازارد پس از دیدن آن‌ها راضی بود و مسئولیت اداره کلی قلمرو را به آرک لیچ شیطانی سپرد و به او دستور داد تا ژنرال ها را برای تثبیت نظامی و عملکرد بهتر فرماندهی کند. در حالی که به سراغ احضار بعدی می‌رفت و ژنرال بزرگ شیطانی آندد را احضار کرد. اگر قرار بود آرک لیچ هاله ای ظالمانه داشته باشد ژنرال بزرگ شیطانی آندد که با شمشیر چند تکه‌ای بیرون آمد هاله خفه کننده‌ای داشت. با زره تمام تنه سیاه خود که جزئیات آن آنقدر زیاد بود و حکاکی مردگان آنچنان بر روی آن خودنمایی می‌کرد که موهای سفید و بلند از پشت کلاهخود آن در نگاه اول مورد توجه هازارد قرار نگرفت.

«دستورات خود را به من اعطا کنید.»

هازارد پس از آنکه تمرکزش از زره او جدا شد موهای او را دید، و دلیل صدای زنانه آن را فهمید.

«معدنی دارای ابسیدین در شمال غربی وجود داره که ازش به شدت محافظت میشه با تعداد نیروی کافی از نظر خودت پس از بررسی در شب برای حمله و تصرف معدن به راه بیافت.»

ژنرال بزرگ پس از آن با دست راست خود و دستکش فولادی سیاه سرد بر روی سینه اش کوبید و محراب را ترک کرد.

هازارد پس از آن با نگاه به لیست بعدی واقعا می‌خواست تمام آن‌ها را ببیند ولی وابسته به اینکه کسی روح سطح پنج نمی‌فروخت و او نیز نمی‌توانست جمعیت یک میلیونی برای پادشاه مرگ شیطانی تشکیل دهد؛ زیرا سعی در احضار شوالیه ها و جادوگر های آندد شیطانی داشت تا به مراتب سطح ارتشش را بالا ببرد سپس تنها به واحد باقیمانده قهرمان شیطانی آندد خیره شد و 2 واحد از آنها را احضار کرد که باعث تعجب او شد .

آندد مومیایی با زره میثریل طلایی و سیاه تمام تنه با دو شمشیر دمشقی در پشت خود و سپس یک آندد به شکل زن با زره سبک اوریکالیوم با نیزه ای خمیده به شکل داس و سپری طلایی به طرح ستاره با کلاهخود خود که دو شاخ بلند و سیاه داشت در برابر او ظاهر شدند ولی هیچ کدام زانو نزدند که باعث شد هازارد کمی گاردش را بالا بیاورد.

زن نیزه دار اولین فردی بود که پس از بررسی اطراف به جلوی هازارد رفت و او را با دقت نگاه کرد و هازارد نیز او را تحت بررسی گرفت.

"قهرمان شیطانی آندد هیثار"

سطح : وارلرد سطح 2

حیات : 5500

قدرت : 2800

چابکی : 2000

مانا(مرگ) :7,000

استقامت : -

استعداد : برکت الهه مرگ ، برکت خدای مرگ ، روح برتر ، برکت خدای نیزه

مهارت : استاد بزرگ رزمی نیزه S ، استاد سپر A ، ذهن برتر A ، قلمرو مرگ A و …

سپس هازارد به مومیایی مرد مانند که با احتیاط بسیار او را بررسی می‌کرد نگاه کرد.

"قهرمان شیطانی آندد فاراعوس"

سطح : وارلرد سطح 2

حیات : 5,800

قدرت : 3,000

چابکی : 2,500

مانا(مرگ) : 5,000

استقامت : -

استعداد : برکت الهه مرگ ، برکت خدای مرگ ، روح برتر ، برکت خدای شمشیر

مهارت : استاد بزرگ رزمی شمشیر دو تایی S ، استاد قتل A ، جادوی سایه A ، قلمرو مرگ A و …

«از دنیای مردگان آمدیم و فرصت زندگی به ما داده شد.»

انفوسا در حال چرخیدن در اطراف هازارد با صدایی زنانه شروع به صحبت کرد در حالی که لب های سیاه و پوست مرده سفید صورتش تکان می‌خورد و چشم مرده‌ای هازارد را تحت نظر داشت.

«برای چه ما رو به دنیای فانی احضار کردی؟»

هازارد متوجه هوش بالا و این شد که واحد قهرمان رو به رویش با وجود آنکه می‌توانست رشد خودکار بالایی داشته باشد توانایی پرسش سوال از او را دارد چیزی که دیگر واحدهای آندد تا به حال انجام نداده بودند.

«برای خدمت به من برای شکوه ابدی به مردگان!»

انفوسا پس از آن شروع به خندیدن کرد و سوسک های سیاهی سعی در خارج شدن از لای دندان های زرد او کردند ولی هیچ کدام نتوانستند از زندان خود خارج شوند.

«دنیای مردگان عمیق و پر از رازهایی است که حتی موجودهای قدرتمند تر از تو نمی‌توانند امیدوار باشند شکوه آن را جلا دهند.»

پس از آن مومیایی مرد از کنار با صدای مردانه ای که گویی از هزاران جنگ گذشته بود صحبت کرد:

«تحت برکت کدام خدا هستی؟»

هازارد با شنیدن آن مکث کرد؛ زیرا که مطمئن بود آن دو با چشمانی پرسشگر او را تحت نظر دارند و با دیدن اطراف خود به او شک داشتند. او که توسط خدای نابودی در این جهان فرستاده شده بود و احتمال داشت موجودات مرده با او دشمنی داشته باشند. البته او نمی‌دانست ولی اگر موجودی مرده وجود داشت مطمئنا از خدای مرگ تبعیت می‌کرد و این تفکر باعث شد که او به سرعت راه حلی بیابد و مهارتی که زمان استفاده از آن نیز فرا رسیده بود را فعال کند.

سپس فاراعوس و هیثار هازارد را دیدند که مانای تاریک او را فرا گرفته و احساس فشار جادویی بر آن‌ها در حال وارد شدن است. بعد از آن پرده واقعیت در بالای سر هازارد در حال شکافته شدن و قلعه به لرزش در آمده بود. با دیدن چنین چیزی به سرعت به زانو افتادند زیرا که حضور چنین وجودی را می‌شناختند. چشم سیاهی از شکاف پرده واقعیت ظاهر شده و در یک ثانیه خیره شدن به دنیای اطراف سریعا ناپدید شد و تمام پرده واقعیت نیز به حالت اولیه خود در آمد.

هازارد پس از آن احساس کرد که حیات و مانای او در حال خالی شدن است زیرا که استفاده از چشم خدای مرگ به او آسیب زیادی وارد کرده بود و او اطلاعاتی را دریافته بود که به طور کامل پردازش نشده بودند و او را به دلیل کمبود مانا و خستگی که به عنوان یک مرده نباید می‌داشت بیهوش کرد.

کتاب‌های تصادفی