مافیا در دنیای جادو
قسمت: 20
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۰: بدشانسی بیپایان
برای سه روز آینده، وینسِنت و اندرو در جستجوی مخاطبین محلی که بتوانند با آنها تجارت کنند، به اطراف شهر سالتاستار سفر میکردند.
برخی از آشنایان اندرو قبلاً با دیگران معامله کرده بودند زیرا او هفتهها در رسیدن به این مکان معطل شده بود.
اما هنوز در این شهر فرصتهایی برای او وجود داشت که نقشههایش را بهطور کامل خنثی نکند.
پس از جلساتی که آن دو در آن روزها رفتند، توانسته بودند با دو تاجر داخلی مذاکره کنند و در چند روز آینده دوباره با آنها صحبت خواهند کرد.
اندرو هنوز چند نام برای بازدید محلی داشت، اما برخلاف کاری که او میتوانست در مکانهای کوچکتر انجام دهد، هر کاری که کسی مثل او قرار بود انجام دهد باید در این شهر برنامهریزی میشد.
سطح تجارتهای محلی اینجا بسیار بالاتر از آن چیزی بود که اندرو به آن عادت کرده بود، و این مرد بهعنوان فردی که هنوز کوچک بود، باید منتظر زمانی بود که مخاطبینش بتوانند پیغام او را دریافت کنند.
او فعلاً توانسته بود برخی از این مخاطبین را پیدا کند، اما برای بقیه، فقط در چند روز آینده میتوانست آنها را ببیند، برای زمانی که توانسته بود در ملاقات خود با این افراد جا بیفتد.
اما این برای او و وینسنت مشکلی به حساب نمیآمد. بهعنوان تاجر، آنها افرادی بودند که میدانستند یک روز بد برای پایین آوردن کار آنها کافی نیست و حوصله ادامه تلاش را داشتند.
در میان این گفتگوهای اولیه، اندرو به دنبال یک پزشک سطح سوم برای مراقبت از نینا بود.
هیچ طبقه بندی برای حرفهایها در این دنیا وجود نداشت. پزشکان یا هر حرفهای دیگر بر اساس سطح جادوگریشان طبقه بندی میشدند.
اما حتی اگر این برای رتبه بندی دقیقا بهترین اشخاص حرفهای کافی نبود، بهطور کلی کافی بود زیرا هر چه تهذیب و تعداد حلقهها بیشتر باشد، مهارتهای یک نفر بهتر است.
بنابراین حتی اگر یک دکتر با درک کافی برای مراقبت از نینا وجود داشته باشد در حالی که در تنها مرحله دوم جادوگری است، اندرو روی جادوگران قدرتمندتر متمرکز شد.
او آنق...
کتابهای تصادفی


