مافیا در دنیای جادو
قسمت: 23
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۳: شب سالگرد
وینسِنت با خروج از دفتر بارون، در حالی که در کنار نگهبان پدرش قدم میزد، دوباره خدمتکار میسون را دنبال کرد.
همانطور که او در آن ملک قدم میزد، دوباره به اطراف نگاه کرد، همانطور که هر کودک کنجکاوی با ورود به چنین اقامتگاهی انجام میدهد.
اما آنچه در ذهن وینسِنت بود، افکار کودکانه نبود.
- توی همچین جایی، حتماً جواهرات و شمشهای طلا زیاد هست...
به طرفی نگاه کرد که گروهی از زنان را دید که راه میرفتند.
جواهرات و شمشهای طلا ذخایر ارزشمندی در هر نقطهای بودند، چه روی زمین و چه در قلمرو ستاره قطبی.
هیچ گاه نمیتوان موقعیت اجتماعی و مالی خود را ۱۰۰% تضمین کرد، بنابراین تنوع گزینههای آنها همیشه ضروری است.
یک نجیب زاده میتواند عنوان خود را از دست بدهد یا حتی توسط یک دشمن قدرتمند مورد حمله قرار بگیرد. از آنجایی که افراد دارای موقعیت مالی خوب راهی برای اطمینان از عدم مواجهه با مشکلات نداشتند، به راههایی برای انتقال ثروت خود نیاز داشتند.
اگر کسی مجبور به فرار شود، استفاده از اموال و ضمانتهایی که باید از طریق روشهای قانونی فروخته شود، چالش برانگیز خواهد بود.
حمل سکههای بالاتر از مقدار معینی بهراحتی میتواند مشکل ساز شود، زیرا با اینکه آیتم جادویی در این دنیا وجود دارد، معمولاً آیتمهای سطح بالا نیز حجم کمی دارند.
از این رو تقاضا برای آیتمهای با ارزشی مانند شمش طلا روی زمین و جواهرات در قلمرو ستاره قطبی وجود داشت.
وینسِنت میدانست که اینطور است زیرا این را از پدرش آموخته بود و در خانواده خود دیده بود.
هر گاه اندرو پساندازی بالاتر از ارزش خاصی داشت، به دنبال خرید جواهرات و سنگهای قیمتی بود، آیتمی که بهراحتی میتوان در هنگام فرار آن را حمل کرد.
با دانستن این موضوع، او بهراحتی فکر کرد که مکانی مانند این باید دارای جواهرات قیمتی فراوانی باشد، نه تنها برای زنان، بلکه برای مردان نیز.
او بهعنوان یک دزد خوب نمیتوانست فرصت را نادیده بگیرد.
- در آینده، باید با چندتا از بارونها یا افرادی که به محل اقامتشون دسترسی دارم، نزدیک بشم.
او فکر کرد. - فعلاً نمیتونم کاری انجام بدم، اما درآمد حاصل از دزدیدن اموالی مثل این میتونه کمک قابل توجهی به من بکنه.
کتابهای تصادفی