فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

مافیا در دنیای جادو

قسمت: 32

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۳۲: زمان بازسازی؟

«چطور شروع کنیم؟ چیکار کنیم که مقابل اون حرومزاده‌ها بایستیم؟» روری دوباره نشست و با نگرانی به وینسنت نگاه کرد.

«اولاً، ما زیاد به اون فکر نمی‌کنیم. ما هنوز قدرت‌‌های جادویی‌‌مون رو بیدار نکردیم، پس راحت باش. مهمترین چیز در حال حاضر برقراری ارتباط و محافظت از چیزهاییه که الان داریم.» وینسنت کارد و چنگال و ظروف جلویش را جابه­جا کرد تا روری راحت­تر بفهمد.

«برای الان، من باید مطمئن بشم که تجارت پدرم تحت سرپرستی من ادامه پیدا می‌کنه. تعداد کمی از مردم در حال حاضر از مرگ اون اطلاع دارن، اما در نهایت، اخباری در موردش پخش می‌شه. اگه آماده نباشم، هر چیزی که اون از خودش به جا گذاشته از دستمون می‌ره. افرادش ممکنه به من خیانت کنن، اما شرکای اون ممکنه از معامله با من عقب­نشینی کنن چون احتمالاً فکر می‌کنن من نمی‌تونم برای اونها سود ایجاد کنم یا منابعشون رو براشون ارسال کنم.

برای همین، قبل از اینکه این اتفاق بیفته، باید دو کار انجام بدم.» او با انگشتانش نشان داد. «اول، من باید مردای پدرم رو با افرادی که بهشون اعتماد دارم جایگزین کنم. دوم اینکه باید بدون تکیه به اسم پدرم شراکت‌های جدیدی ایجاد کنم. وقتی که اسم و رسمی برای خودم درست کردم، دیگه خطر از دست دادن چیزی که اون به وجود آورده، از بین می‌ره.»

«این منطقیه.» روری سری تکان داد.

او پسر یک تاجر نبود، اما مادرش هم خدماتی ارائه می­داد...

او به‌ عنوان پسرش طبیعتاً چند چیز در مورد نحوه مدیریت سرمایه، زمان جایگزینی افراد و اهمیت مشتریان و تأمین‌کنندگان آموخته بود.

«من می‌تونم بهت کمک کنم تا افراد قابل اعتمادی رو استخدام کنی. بعضی از دخترهایی که با مادرم کار می‌کنن، برادرایی کمی بزرگتر از ما دارن که بیکار هستن. اگه به اونها فرصت بدیم، می‌تونیم حدود ۵ یا ۶ تا از اونها رو با خیال راحت استخدام کنیم. وفاداری اونها تضمین می‌شه چون خواهرهای بزرگترشون برای مادرم کار می‌کنن.» روری پیشنهاد کرد.

مادرش بی‌انصاف نبود، اما کسانی که برای او کار می‌کردند باید مطیع باشند و خطر زیر دست این دختران صفر نبود.

آنها و خانواده‌هایشان می‌دانستند که باید مراقب و وفادار باشند وگرنه ممکن است عواقب سنگینی را متحمل شوند!

وینسنت می‌دانست که کار مادر روری چگونه است و سری برای او تکان داد. «این خیلی به من کمک می‌کنه.»

روری با فکر به چیزهای پوچ و بیهوده­ای که وینسنت به او گ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب مافیا در دنیای جادو را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی