مافیا در دنیای جادو
قسمت: 34
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۳۴: نیت واقعی؟
در چند هفته آینده، وینسنت ده مرد جوان دیگر بین ۱۵ تا ۲۰ ساله را جذب کرد تا با او در ملک پدرش کار کنند.
روری پشت اکثر آنها بود، اما برخی از این جوانان را وینسنت به تنهایی استخدام کرده بود.
وینسنت با قرار دادن آنها در کنار کارگران سابق پدرش، به سرعت به این مردان جوان بیتجربه کمک کرد تا چیزهای زیادی بیاموزند.
جادوگران نسبتاً به راحتی یاد میگرفتند، بنابراین در کمتر از سه هفته از بازگشتش به روستای مارتل، او به سرعت موفق شد نیمی از گروه کارگران سابق پدرش را اخراج کند.
وینسنت با توجه به اینکه بیش از نیمی از مردمش افرادی هستند که به آنها اعتماد داشت، اخیراً مقداری از وقت خود را صرف شروع گفتگوهای جدید با تأمینکنندگان قدیمی پدرش کرده بود.
وینسنت به آنها گفت که در چند ماه گذشته مسئولیت عملیات گروه پدرش را بر عهده داشته است و نشان داد که به اندازه پدرش توانایی دارد.
بهعنوان رهبر جدید گروه، او میخواست این افراد را به خودش نزدیکتر کند، و قراردادهای جدیدی را به آنها پیشنهاد داده بود که بیشتر به نفع طرف مقابلشان بود تا خودش.
وینسنت بهعنوان کسی که فقط سعی میکرد از داشتههایش محافظت کند، موافقت کرد که حاشیه سود خود را کمی کاهش دهد و قیمتهای بهتری را به تأمینکنندگانش ارائه دهد.
این بدیهی است که این کار نتایج خوبی به همراه داشته است زیرا همه در این جامعه برای سکه ارزش قائل هستند.
دنیای جادویی به جادو و چیزهایی بستگی داشت که میتوانست بر قدرت یک فرد یا خانواده تأثیر بگذارد.
در این میان، سکهها میتوانند مبنایی را برای جادوگران فراهم کنند تا مصنوعات بهتر و منابع کافی برای آموزش مهارتهای خود و همچنین تأثیرگذاری بر جادوگران قدرتمندتر داشته باشند.
وینسنت این را میدانست و در چند روز گذشته چندین پیروزی در اقدامات خود کسب کرده بود!
...
در حالی که اقدامات وینسنت خطرات عملیات او را کاهش میداد، سورن و وسلی دوباره وارد این روستا شدند و از روزهای مأموریت و آموزش در میلفال بازگشتند.
آنها هر زمان که مأموریت خود را به پایان میرساندند به این شهر میرفتند تا از منابع خود استفاده کنند و در مکان توانمندتری ...
کتابهای تصادفی



