مافیا در دنیای جادو
قسمت: 50
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۰: زمان بیداری_۲
وینسنت و روری روز بعد زود از خواب بیدار شدند و بهسرعت اولین وعده غذایی خود را برای این روز باشکوه درست کردند.
امروز روری قدرتهایش را بیدار میکرد!
وینسنت نهتنها از اینکه دوستش در سفرش به این نقطه رسیده بود خوشحال بود، بلکه مشتاقانه منتظر قدرتهایی بود که روری بهدست میآورد.
هیچکس نمیدانست پدر روری کیست، بنابراین قدرتهای او برای همه آنها شگفتانگیز بود.
اما هیچکدام از آن حدسیات انتظارات را در مورد استعداد روری بالا نمیبردند، بلکه انتظارات را نسبت به توانایی او افزایش میدادند.
هیچ کس باور نمیکرد استعداد او از حالت عادی فراتر برود و احتمالاً بین نارنجی و زرد بود.
اما در این دنیا، جواهر جادو نه تنها با فرم جادویی صاحبش مرتبط بود، بلکه به چگونگی رشد قدرت آنها در طول سفرشان مربوط بود.
یک شخص میتواند با اتصال یک جواهر جادو به یک یا چند حلقه جادویی قدرتهای منحصربهفردی را توسعه دهد.
برای مثال، شخصی که تمایل عنصری به آب دارد، بدون هیچ حلقهی جادویی، میتواند راحتتر از مانا برای دستکاری آن عنصر استفاده کند. اما با افزودن حلقهها، میل بیشتر به آب میتواند تکامل یابد و اشکال حمله مبتنی بر آب را تشکیل دهد.
در طول سفر آنها، یک شخص برای مثال، میتواند یک آواتار آبی را ایجاد کند و شکلی از قدرت را ایجاد کند که بهسختی میتوان مشابه آن را در جهان یافت، مانند یک شکل قدرت منحصربهفرد.
برخی افراد میتوانند سلاح بسازند، برخی دیگر قدرتهای ویژهای دارند که میتوانند آینده را پیشبینی کنند، اشیا را کنترل کنند، و غیره.
هیچ محدودیتی برای این وجود نداشت و همه چیز به این بستگی داشت که تا چه حد میتوان پیش رفت!
بنابراین همه گروه وینسنت وقتی غذا خوردن را در یک میخانه محلی تمام کردند و به معبد بیداری محلی رفتند، مضطرب شدند!
...
وینسنت با ورود به جلوی معبد در میلفال به ساختمانی مشابه ساختمان شهر سالتاستار برخورد کرد.
معبد بیداری متعلق به جماعت وحی بود، بنابراین تمام ساختمانهای آنها در اطراف سرزمین پولاریس از یک الگوی ساخت پیروی میکردند.
دقیقاً به ...
کتابهای تصادفی


