مافیا در دنیای جادو
قسمت: 51
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۱: زمان بیداری_۳
هنگامی که سنگهای قیمتی پوشیده شده در سقف معبد از موقعیت خود خارج شدند، در یک چشم بههمزدن، شروع به لرزیدن کردند در حالی که ضربانهای نامرئی را منتشر میکردند که فقط قویترین افراد آنجا میتوانستند احساس کنند.
نکته اصلی بیدار کردن قدرتهای جادویی یک فرد، حتی قبل از بیداری و قبل از اینکه جواهر جادو در ساختارهای آنها ادغام شود، در درون خود آن اشخاص بود.
اما تعداد محدودی از انواع جواهرات جادو، با تنوع عنصری وجود داشت که قدرتهای مختلفی را به وجود میآوردند.
در طول بیداری، سازگارترین جواهرات به سمت هر فرد جذب میشود. اما یک جواهر با "پیکربندی x" از نظر تئوری میتواند برای دو فرد مختلف مناسب باشد. با این حال، قدرتهایی که هر کدام خواهند داشت متفاوت خواهند بود، زیرا استعدادهای آنها ممکن است متفاوت باشد، و مسیرهای آیندهی آنها نیز منحصر به فرد خواهد بود.
اما در زمان بیداری، تعداد محدودی از جواهرات وجود داشت، و برای انتخاب اینکه با چه کسی ادغام میشوند، این جواهرات پالسهایی را منتشر میکنند و سازگارترین شخص را در منطقه "احساس" میکنند.
برخی جواهرات با تمام جوانانی که در مراسم بیداری هستند، سازگاری بسیار کمی دارند، بنابراین حتی حرکت نمیکنند. اما بقیه جواهرات یک "میزبان" سازگار پیدا میکنند و به سراغ آنها میروند.
هنگامی که یکی از این جواهرات "پاسخ" نبض خود را از بدن روری احساس کرد و بدون انکار، آن را کاملاً جذب کرد، برای یک لحظه لرزشش را متوقف کرد و سپس به سمت او پرواز کرد.
روری با دیدن چیزی که با سرعت زیاد به او نزدیک میشود، مشتهایش را بدون تکانخوردن نگهداشت و دید که جواهری او را انتخاب کرده است.
برای برخی از این جوانان، نگرانی این لحظه به خاطر کیفیت گوهری نبود که دریافت میکردند، بلکه به خاطر این بود که هیچکدام از آنها مطمئن نبودند که جواهری دریافت میکنند!
هر روز در سرزمین پولاریس اشخاصی روی سکویی مانند آن که روری بر رویش ایستاده بود، میرفت و فرد بدون جواهر جادو روی پیشانی خود از پلههای معبد بیداری پایین میرفت!
این غمانگیزترین اتفاق برای یک فرد بود، اما هر روز اتفاق میافتاد!
کتابهای تصادفی