مافیا در دنیای جادو
قسمت: 52
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۲: نهچندان مشکلساز؟
پس از سخنان روری، دو سرباز سپاه شاهنشاهی سیدل، لحظهای به او نگاه کردند و جوانی که در کنار آنها بود، بعد از این پاسخ تعجببرانگیز او را زیر نظر گرفت.
کدام شخص عاقلی چنین دعوتی را رد میکند؟
مسیر جادویی بههیچوجه آسان نبود. داشتن استعداد خوب بود، اما شکوفا کردن تواناییهای بالقوه به یک مأموریت سخت و دردناک بدون منابع و فرصت تبدیل میشد.
بدیهی است که نمیتوان بهطور قطعی سرنوشت کسی را تنها با انتخابش مشخص کرد. اما مسیر روری حداقل در حال حاضر دشوارتر خواهد بود.
این را تکتک این افراد مطمئن بودند!
در حالی که مرد جوان کنار روری به زودی منابع و افرادی برای کمک به خودش در این مسیر خواهد داشت، روری هیچ کدام از آنها را نخواهد داشت.
«در موردش مطمئنی، بچه؟» سرباز با جدیت پرسید و به چشمان قهوهای این مرد جوان نگاه کرد. «این یه تصمیم خیلی مهم برای زندگیته. قبل از تصمیمگیری باید فکر کنی.»
سپس زن گفت. «شاید به فکر پیوستن به فرقهای از خارج از پادشاهی هستی، اما اینقدر عجله نکن. توی میلفال افراد فرقه و گروهی وجود نداره و برای رسیدن به یکی از اونها باید ریسکهای زیادی بکنی. علاوه بر این، خانواده سلطنتی مانع از این نمیشه که اعضای مستعدترش به سمتهای بالاتر توی سازمانهای دیگه تمایل داشته باشن. ما میدونیم که بعضی از افراد با استعداد بالاتر، بهتر میتونن توی فرقهها یا گروهها پرورش داده بشن، بنابراین حتی اگه به ما بپیوندی، از انجام این کار منع نمیشی.»
سیدل سعی میکرد اعضای خود را در داخل ارتش نگه دارد. اما افراد با استعدادتر دو مقصد ممکن داشتند.
یکی اشراف شدن بود که میتوانست به آنها دسترسی به منابع بسیار بیشتری نسبت به یک شخص، به تنهایی بدهد.
این گزینه خوبی بود زیرا به عنوان اشراف، برخی میتوانستند در سلسله مراتب محلی بالا بروند. حتی اگر استعدادهای بزرگی هم نداشتند، میتوانستند ثروتی به اندازه یا بیشتر از تهذیبگران چند پله قویتر از خودشان، داشته باشند!
انتخاب دیگر، پیوستن به فرقه یا گروهی خارج از کشور بود. در این گزینه، این افراد از آزادیهای زیادی برخوردار میشدند، اما خانواده سیدل برای کنار گذاشتن یکی از اعضای خود، از فرقه یا گروه...
کتابهای تصادفی
