مافیا در دنیای جادو
قسمت: 58
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل58: نَشت قدرت
وینسنت پس از حادثه در اولین تمرین خود، خانه خود را ترک نکرد. ترک کردن کمک زیادی به او نمیکرد، بنابراین او دیگر سعی نکرد مهارت خود را در ارتباط با اولین حلقه خود فعال کند.
او هنوز باید قبل از تسلط بر این حلقه قرمز، مهارتهای کنترل مانا را آموزش میدید، بنابراین تصمیم گرفت روی این تمرین بدنی تمرکز کند.
هنگامی که او این بخش اولیه تمرین خود را به پایان میرساند، جایی را مییافت که بدون خطر تخریب خانه یا جلب توجه غیرضروری، قدرتهای خود را آموزش ببیند.
بنابراین او تا شب به مبارزه با آدمک چوبی ادامه داد و به سختی توقف کرد تا کمی استراحت کند.
...
در پایان روز، روری و بقیه مردان گروه وینسنت از تجارت خود بازگشته بودند، اما رهبر آنها هنوز اتاق تمرین را ترک نکرده بود.
«اون هنوز اونجاست؟» روری با لبخندی بر لب پرسید و تصور کرد که وینسنت تواناییهای خود را تحسین میکند.
بیداری قدرتهای جادویی عالی بود. این بسیار بهتر از استفاده از یک ماده اعتیادآور بود، بنابراین احساس فعال شدن تواناییهای آنها بسیار لذتبخش بود.
در اولین روز پس از بیدار شدن، فرد ساعتها از قدرت خود استفاده میکند تا خود را در میان احساس خوشایند توانمندی بشناسد.
هدف همه در این جامعه این نبود که قویترین یا ثروتمندترین شوند، چه برسد به اینکه بر جهان مسلط شوند. اما بسیاری تا جایی که میتوانستند قدرتهای جادویی خود را پرورش میدادند.
چرا اینطور بود؟
ساده است، زیرا قویتر شدن احساس خوبی داشت، نهتنها برای مزایای قویتر بودن، مانند زندگی طولانیتر و بهتر، بلکه برای احساس داشتن مانای غنیتر و متراکمتر.
بنابراین برای یک مرد جوان که به تازگی قدرتهای خود را بیدار کرده بود کاملاً طبیعی بود که تا زمانی که خسته شود تمرین کند.
«بله، چند ساعت پیش فکر میکردم بعد از اینکه یه پدیده عجیب کل محله رو گرفت بیرون میاد، اما حتی چیزی نگفت.» مردی که تمام بعدازظهر را صرف مراقبت از ملک وینسنت کرده بود، پاسخ روری داد.<...
کتابهای تصادفی

