مافیا در دنیای جادو
قسمت: 61
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۱: انتخابهایی برای وینسنت؟
وینسنت تمام مراحل ساخت یک سلاح را میدانست، چه با قطعات از پیش ساخته شده و چه حتی قبل از تولید قطعات.
او میدانست که چگونه باروت تهیه کند، سنگ معدن مورد نیاز برای تولید بدنه سلاح را استخراج کند، و همچنین چگونه هر قسمت آن را چکشکاری کند.
او در زمان خود بر روی زمین ساخت انواع مختلفی از سلاحها را آموخته و تولید کرده بود. این یک نوع سرگرمی برای او بود!
حتی اگر او همان مواد و ماشینآلات روی زمین را نداشت، میدانست چگونه آهنگر را راهنمایی کند، همانطور که وقتی به کسی پول داد تا اجزای اولین سلاحهایش را بسازد.
بنابراین با فکر کردن به سخنان روری، بلافاصله سعی کرد با ضربه زدن به آدمک چوبی، فلزات را دستکاری کند تا یک اسلحه تشکیل دهد.
وینسنت در ابتدا موفق شد شکل این فلزات را تغییر دهد و چیزی شبیه به یک اسلحه تشکیل دهد. با این حال، به زودی اخم کرد زیرا متوجه شد که دقت او در تشکیل آیتمهای پیچیده، زیاد نیست.
به عنوان مثال، استوانهی لوله اسلحه، فاقد حالت چرخان بود، چیزی که برای دقت شلیک، بهویژه شلیکهای دوربُرد ضروری است.
چندین جزءداخلی ضروری دیگر برای عملکرد این سلاح نیز وجود نداشت، بنابراین هنگام تلاش برای شلیک، وینسنت شکست خورد.
«هوم، احتمالاً باید کنترلم رو روی قدرت این حلقههای جادو بهبود ببخشم.» او به اطرافش نگاه کرد و قدرت حلقه قرمز که از بدنش به فضای نزدیکش تابش میکرد را، احساس کرد.
او سپس به روری نظر داد. «نه، نمیتونم. نمیدونم دلیلش عدم کنترل من به قدرتهای فعلیمه یا عدم درک درستم. اگه دومی باشه، احساس میکنم برای انجامش باید قویتر بشم.»
«این منطقیه... در هر صورت، تو نباید خیلی از رسیدن بهش دور باشی.» روری این را گفت، او با توجه به ظاهر تفنگی که وینسنت ساخته بود، این مورد را تشخیص داده بود.
«اما وینس، یه چیزی رو به من بگو، این آیتمها که تو شکل اونها رو تغییر میدی، بعد از اینکه از قدرتت استفاده نکردی، به همون شکل باقی میمونن؟» روری در حالی که دوستش را در حال حرکت، حمله و تلاش در سطحی دیگر، برای تسلط بر تواناییهای جادویی خود تماشا میکرد، پرسید.
«اینطور فکر میکنم. به همون اندازه که من این اجزای فلزی رو با جادو دستکاری میکنم، وقتی توی حالت جدیدی قرار میگیرن، تمایل دارن به همین شکل بمونن.»
به طور خلاصه، با جادو یا بدون سحر و جادو، چیزها ت...
کتابهای تصادفی



