فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

مافیا در دنیای جادو

قسمت: 62

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۲: دوئل دوستان

بعد از درخواست وینسنت، روری با نگاه عجیبی به دوستش نگاه کرد. «دیوونه‌ای؟ اگه الان با هم تمرین کنیم به من صدمه می‌زنی! حداقل باید منتظر باشیم تا تو کنترل بهتری روی توانایی‌هات داشته باشی.»

این واقعاً یک مشکل بود.

همانطور که وینسنت پس از بیداری آموخته بود که بدن خود را با ویژگی‌های جدید کنترل کند، نیاز داشت که قدرتی را که از حلقه‌اش می‌آمد کنترل کند.

اما از آنجایی که این قدرت، بیشتر از استفاده از مانا، برای تقویت بدنش بود. چون در وجودش ریشه دوانده بود، وینسنت احساس کرد که می‌تواند به سرعت این توانایی را کنترل کند.

«هوم، تو اینطور فکر می‌کنی؟ این یکی چطوره؟ من حمله نمی‌کنم فقط از خودم دفاع می‌کنم در حالی که تو به من حمله می‌کنی. این باید برای من کافی باشه تا توانایی‌هام رو بهتر درک کنم. تا پایان این دوره شش ساعته، احتمالاً می‌تونم به اندازه کافی خودم رو کنترل کنم. بعدش می‌تونیم یه تقابل واقعی داشته باشیم.»

روری در سکوت به این پیشنهاد فکر کرد و پس از لحظه­ای موافقت کرد.

وینسنت از نظر مبارزه، استفاده از جادو و توانایی درک و خواندن واقعیت جهان از او باهوش­تر بود.

از آنجایی که خود روری در کمتر از یک روز بر قدرت حلقه خود مسلط شده بود، به این نتیجه رسید که در پایان آن ساعات تمرین، وینسنت آنقدر کنترل خواهد داشت که او را در معرض خطر قرار ندهد.

«باشه.»

با این گفته، دقیقه‌ها گذشت، و وقتی وینسنت به اندازه کافی بهبود یافت تا مهارت‌های رزمی خود را دوباره آشکار کند، او و روری در گوشه‌های مخالف اتاق قرار گرفتند.

وقتی یکی به دیگری نگاه کرد و نشان داد که آماده است، وینسنت یک کره چوبی را به هوا پرتاب کرد، چیزی که قدرت او نمی‌توانست در آن دخالت کند.

او و روری مانا را در بدن‌شان به گردش درآوردند و جواهرات جادویی‌شان را در حالی که حلقه‌های قرمزشان ظاهر می‌شد درخشان‌تر می‌کردند.

آیتم‌های فلزی قبلی در محیط وینسنت شناور بود در حالی که باد غیرقابل توضیحی در داخل آن اتاقِ کاملاً بسته می‌وزید، جایی که فقط یک مجرای هوا، هوای مکان را تهویه می‌کرد.

اما این باد شبیه جابه­جایی گازی در طول طوفان بود، نه جریان هوا که از یک مجرا می‌آید.

همراه با آن باد، شعله‌های نارنجی در دستان روری ظاهر شد در حالی که او خود را برای حمله به وینسنت...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب مافیا در دنیای جادو را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی