مافیا در دنیای جادو
قسمت: 63
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۳: دوئل دوستان_۲
با دعوت روری، وینسنت بلافاصله به قصد ادامه تمرین سر تکان داد.
به همان اندازه که وینسنت در رویارویی دست برتر را داشت، مهم این بود که یک حریف برای او وجود داشته باشد تا به مهارتهایش بهتر تسلط یابد، نه اینکه نگاهی اجمالی به چگونگی ارتقای بیشتر ویژگیهایش داشته باشد.
وینسنت برای آموزش کنترل بر تواناییهایش، حتی میتوانست این کار را به تنهایی انجام دهد. اما نبرد با حریف همیشه بهتر از تمرین به تنهایی است، زمانی که نقاط قوت این دو در یک قلمرو قرار داشتند.
حریف ضعیفتر باز هم حریفی بود که مستقل عمل میکرد و میتوانست شگفتیسازی کند، اتفاقی که هرگز در تمرینات تکبهتک رخ نمیداد.
با صد درصد بهبودی هر دو از آخرین «مبارزه»، وینسنت و روری دوباره قدرت خود را فعال کردند، این بار در لحظه برخورد یک کره چوبی به زمین یکی به سمت دیگری حرکت کرد.
روری با هدایت هوای اطراف به سمت وینسنت، شعلههای آتش خود را به جریان باد تزریق کرد، سعی کرد حریف خود را دور کند.
همزمان، وینسنت از قبل میدانست که روری با تواناییهای انفجاریش تلاش میکند او را مختل کند، بنابراین بهسرعت چندین صاعقه در حومه اتاق تمرین ایجاد کرد و پاهای دوستش را هدف قرار داد.
وینسنت نمیخواست روری را بزند و به او آسیب برساند. اما او همچنین نمیخواست این مرد را آنقدر ساکت بگذارد که حلقههای جادو، قدرت حملات او را تأمین کند.
در این دنیای جادویی، برای فعال کردن قدرت حلقههای جادویی، نیازی به طلسم نبود. اما برای حفظ این توانایی، باید آگاهانه جریان مانا را از طریق سنگ و حلقه مورد استفاده حفظ کرد.
اگر چیزی نظم این مراحل را مختل کند، شخص کنترل توانایی خود را از دست میدهد و طبیعتاً پس از چند ثانیه محو میشود.
وینسنت به این فکر میکرد که دوستش را مجبور به شکست با ناتوانی در ادامه حملات خود کند، وینسنت بلافاصله شروع به فشار آوردن به روری با انفجارهای رعد و برق کرد که حتی جادوگران قویتر از این جوان مو قرمز را نیز میلرزاند.
«لعنت!»
روری چند قدم به عقب حرکت کرد و از حملات وینسنت طفره رفت.
همانطور که او این کار را انجام داد، متوجه شد که زمین لزجتر شده و ...
کتابهای تصادفی
