مافیا در دنیای جادو
قسمت: 72
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۲ موافقتنامه در میلفال
از لحاظ تئوری، ایده وینسنت و روری در ابتدا میتواند بسیار خوب عمل کند. اما زمانی که مردم متوجه خطر ایجاد مشکل در مؤسساتی شوند که افرادشان از آنها محافظت میکنند، دو اتفاق میتواند رخ دهد.
اول، حوادثی که باعث کاهش شدید بازده مالی آنها میشود کمتر میشود. دیگری دردسر بیشتری خواهد داشت و یک بحران سطح بالاتر به آنها ضربه خواهد زد.
در حالت اول، گروه وینسنت تنها با تعدیل هزینه ماهانه میتوانست به فعالیت خود ادامه دهد. در حالت دوم، آنها کار بیشتر و در نتیجه درآمد بیشتری خواهند داشت.
دشمنان قویتر معمولاً منابع بیشتری داشتند، بنابراین با افزایش ریسکها، بازده نیز افزایش مییابد.
در این شرایط آنها یا میتوانستند در مقابل فشارها مقاومت کنند یا نه، که به انقراض گروه آنها یا صلح و در نتیجه افزایش قیمت حق الزحمه آنها منجر میشد.
وینسنت واضح بیان کرد که این اتفاق در نهایت خواهد افتاد.
او قرار نبود برای مرگش برنامهریزی کند، بنابراین فقط میتوانست برنامهریزی کند که روش کارش چگونه است.
«وقتی قیمتا رو بر اساس سود ما بیشتر کنی، قیمت جدید چقدر میشه؟»
«وقتی مذاکره مجدد انجام دادیم در موردش تصمیم میگیریم. اما نگران نباشید. مبلغش چیزی نیست که نتونید بپردازید.» روری پاسخ داد.
اگر سرویس وینس کار میکرد و زمان مذاکره مجدد بر این توافق فرا میرسید، آنگاه این برادران میتوانستند ساعات بیشتری کار کنند و ضرر کمتری از راهزنان و اغتشاشگران داشته باشند.
بخشی از پساندازشان باید برای پرداخت حقوق نگهبانان در آینده استفاده شود.
اما این هزینه برای کسب سودی متفاوت از آنچه در حال حاضر داشتند خواهد بود.
دو برادر به یکدیگر نگاه کردند و متوجه شدند که هیچ مشکلی در پیشنهاد دو پسر وجود ندارد. در کوتاه مدت هزینه بسیار کمی برای آنها خواهد داشت، اما در نهایت، آنها باید ارزش منصفانه را برای خدمات بپردازند.
اما این چیز بدی نبود. با این ترتیب، آنها میتوانند تا زمانی که کارها خوب پیش میرفت، به کار در میخانه خود ادامه دهند!
اگر در مورد خطرات موجود هیچ کاری انجام نمیدادند و کسب و کار خود را از دست میدادند، با خطرات بسیار بزرگتری روبرو میشدند.
در این جامعه، برده داری وجود داشت. اگر کسی نتواند بدهیهای خود ...
کتابهای تصادفی
