مافیا در دنیای جادو
قسمت: 78
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۸ فعالیت شبانه
با رفتن وینسنت، بقیه افرادش که وظیفه داشتند در صورت نیاز به گروه کمک کنند، به میخانه زندِر رسیدند.
در آنجا آنها آنها به سرعت دو مرد مجروح را گرفتند و به یک کلینیک پزشکی محلی بردند.
در این بین مشکل دیگری پیش نیامد. چند نفر از تماشاگران «نمایش» قبلی رفته بودند و همهچیز در میخانه به حالت عادی بازگشته بود.
در همین حال، فرستادگان جکس قبلاً متوجه شده بودند که برودی توسط یکی از افراد پشت گروه مسئول نگهبانان میخانه زندِر گرفته شده است.
...
«لعنتی! اون حرومیا فکر کردن کی هستن!» جکس رو به یکی از مردانش فریاد زد، کسی که به او گفت چه اتفاقی افتاده است.
نه تنها توسط یک شاگردان سطح متوسط تحقیر شده بود و مجبور به عقب نشینی شد، اکنون خواهرزادهاش نیز در دست دشمنانش بود. اگر در آن میخانه علیه مردم عمل میکرد، باید مرگ برودی را برای خواهر بزرگترش توضیح میداد!
پیرزنی با موهای سفید و نگینی نارنجی روی پیشانیاش در حالی که پسرش را میدید که تقریباً از عصبانیت منفجر میشد، با صدای آهسته گفت:. «جکس، تو باید این مشکل رو حل کنی.»
«میدونم مامان. دارم درستش میکنم من میرم اون حرو*مزادهها رو میگیرم و به خاطر این کارشون شکنجشون میکنم!» جکس در حالی که برادر کوچکش کنار مادرشان ایستاده بود، غرغر کرد و از این موضوع بسیار ناراحت بود.
«اول باید درست فکر کنی جکس.» پیرزن با آهی گفت.
متأسفانه این مرد هوش پدرش را به ارث برده بود. در واقع نیمی از خانواده وارث پرخاشگری پدرسالار این خانواده بودند.
شاید اگر خانواده پیتر بیشتر شبیه خودش بودند اوضاع بهتر میشد.
اما آمینا که قادر به انجام کارهای زیادی در مورد ژنهای اعضای خانوادهاش نبود، تنها توانست آسیب را کنترل کند تا بهترین امید خانوادهاش را زنده نگه دارد.
«این میخانه نمیتونه نگهبان واسه خودش استخدام کنه. اونا باید یه گروه مزدور تازه کار رو استخدام کرده باشن. بنابراین به انجمن مزدورها برید و به دنبال اطلاعاتی در موردشون باشید. من معتقدم ما گروهی رو که پشت ربودن برودی کوچولو قرار داره، پیدا میکنیم.» او دستور داد و...
کتابهای تصادفی
