فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

مافیا در دنیای جادو

قسمت: 124

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۱۲۴: چگونه؟ وینسنت با شنیدن صدایی که از قبل می¬شناخت، به یاد مرد بلوندی افتاد که چند روز پیش با نوآ برای صحبت در انجمن مزدوران محلی آمده بود. او به افراد خود دستور داد تا نقاب بر چهره خود بگذارند و به در ورودی ساختمان خود رفت و در را به روی گروهی از سربازان ارتش سلطنتی که در خانه او را می¬زدند باز کرد. روری بلافاصله به وینسنت نگاه کرد، وقتی یک شخص زیبای مو آبی را دید که به همراه پنج نفر دیگر از ارتش سلطنتی که با گروهش آنجا بودند بیرون ساختمان ایستاده بودند. وینسنت به نوآ نگاه کرد و لبخند زد: «کاپیتان بین، خوشحالم که دوباره شما رو می¬بینم.» او بدون توجه به پنج سرباز دیگر، به¬خصوص مرد بلوند سطح چهار، مانند نوآ و بقیه پرسنل آنجا، این را گفت. بیشتر آنها مرد بودند. دیدن این جنایتکار که با نوآ مثل دوست خود صحبت می¬کند، آنها را عصبانی کرد. در چشم آنها 'سزار' یک جنایتکار بود. چگونه یک شخص کثیف از دنیای جنایتکاران می¬تواند با نوآی زیبا و منصف صحبت کند؟ حتی زن دیگر گروه چشمانش را ریز کرد و به وینسنت نگاه کرد. نوا از قبل می¬دانست که این مرد چگونه است و گفت: «گپ زدن رو بزار کنار، سزار. ما برای یه کار جدی به اینجا اومدیم. شما امشب به ساختمان اتحادیه مبارزان حمله کردید؟» اتحادیه مبارزان رسماً یک گروه مزدور بود که خدمات پشتیبانی را برای مشاغل محلی ارائه می¬کرد. خارج از دنیای جنایتکاران، سازمانی بود که 'بر اساس قوانین' عمل می¬کرد، 'مالیات' می‌پرداخت و به این ترتیب حقوق خود را داشت. اگر آنها در دنیای جنایتکاری کارهایی می¬کردند که نباید انجام می¬دادند، تعداد کمی در مورد آن صحبت می¬کردند، زیرا هیچ سابقه رسمی از این گروه در دادگاه نظامی یا ارتش سلطنتی وجود نداشت. حتی اگر همه کسانی که در آنجا بودند می¬دانستند که اتحادیه مبارزان چه کارهایی انجام می¬دهد، آنها آنجا بودند تا از طرف یکی از سازمان¬های محلی که جنایتکاران به تازگی به آن حمله کرده بودند، اقدام کنند. وینسنت دید که این سازمان خانواده سلطنتی چقدر می‌تواند فاسد باشد، اما چیزی نگفت. فساد سران این افراد نیز می¬تواند به نفع منافع او باشد! او به نوآ پاسخ داد: «نه. من شب رو با افرادم گذروندم و روی پروژه¬هامون کار می¬کردیم. من بیشتر شب رو مدیتیشن کردم، همونطور که تهذیبم نشون میده. من تازه پیشرفت کردم و شاگرد ارشد شدم.» با لحنی خوش¬اخلاق گفت و باعث آزار کسانی شد که احساس می¬کردند مقصر اتفاقات آن شب اوست. نوآ پرسید: «می¬تونی ثابت کنی؟» با یکی از بازوهایش به ساختمان خود اشاره کرد: «من همه افرادم رو به-عنوان شاهد دارم که شب رو به این کار گذروندم.» روری توضیح داد: «من شخصاً امشب با سزار تمرین کردم.» مرد بلوند با زره ارتش سلطنتی فریاد زد: «نچ! من باور نمی¬کنم!»...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب مافیا در دنیای جادو را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی