فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

مافیا در دنیای جادو

قسمت: 131

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۳۱: تسلیت

بعداً در همان روز، پس از انجام تعهدات مربوط به گروه خود و وینسنت، روری به ملاقات با لینا رفت.

درحالی¬که وینسنت زمان بیشتری را برای آموزش آهنگری خود صرف کرده بود، زیرا نمی¬توانست به‌عنوان سزار در انظار عمومی دیده شود، روری نیز نمی¬توانست به‌عنوان یکی از اعضای جناح او دیده شود، بنابراین او به سراغ برنامه¬های خود رفت.

پس از تلاش برای ارسال آخرین سفارشات وینسنت، او با فردی آشنا شد که اطلاعات بیشتری درباره املاک ایروین به او می¬داد.

به¬عنوان فردی متعهد به برنامه¬های گروه، روری مقداری از وقت خود را فدای تعامل با لینا کرد!

با رسیدن به مسافرخانه محلی، بلوند زیبا را دید که با چشمانی شفاف لبخند می¬زد و او را تماشا می¬کرد. حالا، لینا به¬عنوان خدمتکار خانه ایروین، لباس معمولی خود را به تن نداشت. او یک دامن مشکی پوشیده بود که کمی از پاهای زیبایش و همچنین شکاف زیبای بین پاهایش را نشان می¬داد.

روری با دیدن او در مقابل مسافرخانه، با عجله به سمت یکی از اتاق¬هایی که اجاره کرده بود، رفت و مشتاقانه به کار خود ادامه داد.

او در آغاز رابطه خود با این زن مَردد بود، اما پس از 'تجربه¬ی' 'فداکاری' که باید انجام می¬داد، به¬سرعت از همه¬چیز خوشش آمد.

'فداکاری' برای گروه واقعاً خوب بود!

بعد از وارد شدن به اتاق، آن دو نفر دیگر نتوانستند جلوی خود را بگیرند و سریع همدیگر را در آغوش گرفتند.

درحالی¬که روری در یک میخانه محلی با لینا ملاقات می¬کرد و در میان مشکلات گروهش، از خود لذت می¬برد، نوآ درحال آماده شدن برای ملاقات با وینسنت بود که پیامی از پست ارتش دریافت کرد.

پس از دیدن سرباز درجه پایین¬تر که پس از گذاشتن نامه‌ای برای او، از محل اقامتش خارج شد، ابروهای نوآ در حین خواندن محتوای پیام به هم گره خورد.

وقتی در مورد سزار و دستورات جدید فرمانده ارتش در میل¬فال می‌¬خواند، نمی¬توانست روحیه خوب خود را نگه دارد.

او فکر کرد'این هیچ معنایی ندارد.' و از دستور¬هایی که به تازگی دریافت کرده بود احساس بدی پیدا کرد.

نوآ و سایر کاپیتان¬های پست ارتش سلطنتی در میل¬فال برای تحقیق در مورد محل اختفا، محاصره و کشتن سزار مازانتی فراخوانده شدند!

به گفته فرمانده، گروهش شواهدی در دست داشتند که نشان می‌داد که سزار یک تاجر اخیراً مفقود شده را در میل¬فال به قتل رسانده است که صبح امروز جسد او در یک ملک متروکه پیدا شد.

او و سایر کاپیتان¬های پست محلی قرار بود برای چند روز آینده شیفت¬های خود را روی یافتن و حذف سزار متمرکز کنند!

وقتی او آن پیام را خواند، این دستورات را عجیب دید.

نه¬تنها عجیب بود که جنایتکاری مانند سزار که باهوش به‌نظر می¬رسید جسدی را پشت¬سر گذاشته باشد، بلکه زمان وقوع همه¬چیز نیز عجیب بود.

حتی او می‌توانست بگوید که کسی سعی می‌کند برای سزار پس از اینکه نتوانستند مدرکی علیه او به دست بیاورند که به یکی از پایگاه‌های اتحادیه مبارزان نفوذ کرده و اموالشان را سرقت برده است، پاپوش درست کند.

با خودش فکر کرد؛ 'این منطقی نیست. سزار از روز بعد از حمله ناپدید شده. اون اینقدر بی¬خیال نیست! کسی که از ما در ملک خودش استقبال کرد، جسدی رو پشت¬سرش...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب مافیا در دنیای جادو را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی