فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

مافیا در دنیای جادو

قسمت: 136

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۳۶: بدون گزینه

وینسنت با شنیدن سخنان تهدید¬آمیز معلم نینا سعی کرد که تا حد ممکن حالت خود را بی¬تفاوت نگه‌دارد. اما او با لحنی تهدید‌‌آمیز از خود در برابر این اتهامات دفاع کرد. «این بی‌‌‌معنیه. داشتن سلاح¬های مشابه این گروه کافی نیست که بگیم ما با هم مرتبط هستیم. چطور میشه ثابت کرد که ما اسلحه¬ها رو از یک¬جا نگرفتیم؟»

شلبی با شنیدن این حرف لبخند زد: «هوم، درسته. ممکنه اینطور باشه. اما به نظرت این کاملاً تصادفی نیست که گروه سزار بلافاصله بعد از انتقال شما به میل¬فال ظاهر شد؟ اتفاقاً با همون سلاح¬ها…»

ایو با تماشای مشاجره کردن این زن درحالی¬که به چشمان وینسنت نگاه می¬کرد، عرق را روی کمرش احساس کرد و کمی عصبی شد.

این زن مو نارنجی به آنها نشان داده بود که آنها را می‌شناسد!

اگر او دشمن بود، این می¬توانست وضعیت آنها را بسیار سخت کند!

حتی اگر وینسنت بتواند دلایلی برای محافظت از خود بیابد، این سوء¬ظن، برای حمله گروه¬های محلی به او کافی است.

او این را می¬دانست و به طور طبیعی درحالی¬که به چشمان زن خندان روبه¬رویش نگاه می¬کرد کاملاً پرتنش بود.

وینسنت به حمله به اتحادیه مبارزان و اینکه چرا شلیک سلاح¬های مردانش تاکنون هیچ مشکلی برای او ایجاد نکرده بود، فکر کرد: 'اتفاق قبلی رو نمیشه به من ربط داد چون نه¬تنها سرنخی از خودمون باقی نذاشتیم، بلکه صدای شلیک سلاح¬های من خیلی شبیه به صدای بعضی از توانایی¬های خاص هستن.'

اما اگر این گروه¬ها به جای هویت سزار، شروع به جستجوی گذشته وینسنت کنند، همان‌طور که شلبی انجام داده‌بود، به¬سرعت متوجه تصادفات پیرامون این دو می¬شدند.

'لعنتی!' او متوجه مشکل بزرگی شد که پیش روی او بود.

'واقعاً تشابهات خیلی زیادی هست! اگه کسی موفق بشه من رو با سزار مرتبط کنه و گذشته¬ام رو بررسی کنه، به دردسر میفتم.'

با حالت جدی¬تری پرسید: «چی می¬خوای تا این رو فراموش کنی بانو استپلز؟»

شلبی با شنیدن آن لرزی در بدنش جاری شد و فهمید که از این به بعد باید مراقب باشد.

او وینسنت را دست¬کم نمی¬گرفت. طبق آنچه که او شنیده بود، سزار بسیار قدرتمند بود، حتی اگر او فقط یک شاگرد بود. تا جایی که او می-دانست، وینسنت باید قوی¬تر از خودش باشد.

سپس شلبی گفت: «آقای فولر، همونطور که گفتم من خیلی به نینا اهمیت میدم و نمی¬خوام زندگیش رو به خطر بندازم. من فقط می¬خوام بدونم واقعاً چه اتفاقی برای شان ایروین افتاده. من و اون از قبل با هم یه¬سِری مشکل داشتیم. من می¬خوام بدونم اون حرومزاده فقط گم شده یا مُرده. قسم می¬خورم که هر چی از شما بشنوم به گوش هیچ¬کس دیگه‌ای نمی¬رسه.»

با قضاوت بر اساس اسلحه¬های وینسنت و شخصیت شان، او کاملاً مطمئن بود که ایروین علیه وینسنت عمل کرده و به دست این جوان ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب مافیا در دنیای جادو را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی