مافیا در دنیای جادو
قسمت: 142
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۴۲_ ۱۰۰%
وینسنت ساعاتی بعد در اتاق تمرین خود بود و یک ساعت دیگر تمرین با چکش خود را به پایان رساند.
پس از انجام این کار، وینسنت ناگهان چیزی در بدن خود احساس کرد. او یک بار دیگر احساس کرد که قل و زنجیری که او را محدود میکرد به سرعت از او برداشته شده است.
او خستگی ماهیچهای را که معمولاً هنگام تمرین با چکش احساس میکرد نادیده گرفت و به آخرین قطعه سنگ معدنی که منتظر استفاده از آن بود نگاه کرد.
هنگامی که حلقه قرمز درخشان در جلوی یکی از دستان او ظاهر شد، وینسنت تمام مانا را در بدنش روی یک قطعه سنگ تقریباً ۱۵۰ کیلوگرمی متمرکز کرد.
او فورا سنگینی استخراج فلز از یک تکه سنگ را احساس کرد. با این حال، این حس بسیار سبکتر از حسی بود که هنگامی که چند روز پیش برای اولین بار زیر نظر بنسون این کار را انجام داده بود داشت.
وینسنت با احساس وزن فوقالعاده، اما بیش از ۸۰ درصد ضعیفتر از وزنی که در آن روز تحت نظارت بنسون احساس میکرد، به سرعت ذرات فلز موجود در سنگ معدن را در مرکز سنگ منتقل کرد.
سنگ در حین انجام این کار به شدت تکان میخورد، در هر گوشهای میترکید و صداهایی به اندازهای بلند میداد که به گوش مردم بیرون از خانه میرسید.
پس از دو دقیقه، وینسنت سنگ را دید که در مقابلش فرو ریخت، این بار به شکلی بسیار متفاوت از بار اول در مقابل بنسون. به جای اینکه سنگ با یک توپ فلزی در وسط به دو نیم تقسیم شود، سنگ به بیش از ۳۰ قطعه کوچک تبدیل شد. در مقابل، یک توپ بزرگ با شعاع ۶۰ سانتی متر در هوا شناور بود.
وینس بقایای ماده معدنی را دید که روی زمین افتاد و به جسم فلزی که حاوی سه فلز مختلف بود نگاه کرد.
وینس با توجه به این موضوع، به سرعت آنها را به شکل میلههای فلزی خالص جدا کرد و سپس آنها را به گوشهای از این منطقه برد، جایی که چندین میله با رنگهای مختلف در شش دستهبندی مختلف جمع شده بودند.
اینها فلزاتی بودند که وینسنت از زمانی که این آموزش ویژه را که بنسون به او نشان داد انجام میداد، انباشته کرده بود، فلزاتی که او برای لحظه ای که به اوج اولین مرحله خود به عنوان آهنگر رسید، ذخیره کرده بود.
وینسنت کنجکاو بود که یک اسلحه جدید بسازد، اما از آنجایی که خسته بود، تصمیم گرفت ابتدا مراقبه کند و مانایی را که در یک ساعت آخر مصرف کرده بود، بازیابی کند.
پس از اینکه احساس کرد قدرت بازسازی شده او قویتر و قویتر میشود و به میانه سطح شاگرد ارشد نزدیک میشود، دیگر در ایجاد آن میلههای فلزی تردید نکرد.
او به سرعت هر یک از اجزای یک تفنگ دوربرد را تولید کرد و آنها را بر اساس تکنیکهای جدیدی که آموخته بود، درست کرد، اما بسیار سریعتر از آن چیزی که روزها پیش در مقابل بنسون انجام داده بود کار را تمام کرد.
وینسنت همچنین چند گلوله جدید ایجاد کرد تا اینکه...
کتابهای تصادفی

