مافیا در دنیای جادو
قسمت: 160
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۶۰: حادثه دره راکی (۴)
با دیدن آن موجودات، حالت وینسنت تغییر کرد.
تنش او دیگر ناچیز نبود، اما دیدن موجوداتی با هالههای تهاجمی که به او نزدیک میشوند، حال او را بدتر میکرد.
او نمی¬خواست قبل از اینکه دشمنانش به او برسند مجبور به مبارزه با موجودات جادویی شود!
'تچ! هیچ¬وقت هیچی طبق برنامه پیش نمیره!'
مشت¬هایش را گره کرد و از حرکت ایستاد و با جدیت به آن جانوران نگاه کرد.
وینسنت با نگاه کردن به چشمان این سه موجود با خز قهوه¬ای، آنچه را که در آکادمی ستاره¬ها آموخته بود به یاد آورد.
موجودات جادویی همان سلسله مراتب جادویی انسان¬ها را دنبال می¬کردند و میتوانستند قدرت¬های خود را بیدار کنند و جواهرات جادویی داشته باشند.
با این¬حال، قوانین جادویی برای این موجودات تا حدودی متفاوت از قوانین برای انسان بود. در واقع، راهی برای توضیح قدرتهای جادویی آنها وجود نداشت، و نمیتوان گفت که یک قانون، حتماً برای همه موجودات جادویی کار میکند
برخی از موجودات جادویی قدرت جادوگری دارند و می توانند طلسم کنند. موجودات دیگر به¬سادگی مقادیر مضحکی از مانا داشته و میتوانند از آن برای تقویت ویژگیهای فیزیکی خود استفاده کنند.
برخی می¬توانند جواهرات جادویی و حلقه جادویی داشته باشند، اما مانند انسان¬ها توانایی¬های متعددی ندارند. آنها یک توانایی واحد خواهند داشت که در طول زمان تکامل می¬یابد.
به طور خلاصه، انواع و اقسام قوانین پشت قدرت این موجودات وجود داشت. اما در مورد جانورانی مانند آنهایی که وینسنت اکنون به آنها نگاه می¬کرد، بیشتر آنها فقط مانایی غنی و بنابراین بدن قدرتمندی داشتند.
در مورد این میمون¬ها، آنها سریع بودند و تطبیق¬پذیری فیزیکی زیادی برای مبارزه مانند ژنرال¬های انسانی داشتند.
آنها در سطح دستیار ۲ و ۳ بودند، که برای ایجاد مشکل برای وینسنت کافی بود.
وینسنت مشت¬هایش را گره کرد و پشیمان شد که تقریباً همه گلوله¬های اسلحه¬اش را زودتر خالی کرده بود. بدون اینکه گلولههای زیادی باقی-مانده باشد و بخواهد بلافاصله از آنها استفاده کند، وینسنت دید که فقط میتواند از مهارتهای خود برای مبارزه با این موجودات استفاده کند.
هن...
کتابهای تصادفی


