مافیا در دنیای جادو
قسمت: 182
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۸۲ استراحت بیاستراحت
وقتی چند نفر از افرادش جلوی ساختمان ظاهر شدند، روری فریاد زد: «زود باشید، منو ببرید داخل. اون بدن رو ول کنید. همگی گاردتون رو ببرید بالا. ممکنه قاتلای بیشتری توی این منطقه باشن.»
در حالی که چند مرد سلاحهای خود را در جهتهای مختلف به سمت گروه خارج از ساختمان نشانه رفتند، دو نفر از آنها به سرعت روری را گرفتند و به آرامی به داخل ساختمان خود بازگشتند.
«کار کی میتونه باشه؟» یکی از مردان قبل از اینکه آخرین آنها وارد ساختمان شود و در را ببند، پرسید.
«نمیدونم. میتونه هرکسی باشه. ممکنه تلاش سندیکای اسکارلت برای گرفتن به یه معامله جدید باشه تا ما رو مجبور کنن سلاحهامون رو به اونا یا حتی خانواده سیمونز تحویل بدیم.
اشراف محلی هم هستن که از کاری که گروه ما انجام داده خوشحال نیستن تازه حتی ممکنه کار سربازا باشه.» روری در حالی که سعی میکرد درد سمت راست قفسه سینه خود را نادیده بگیرد، گفت.
با اینکه که روری در خطر فوری نبود، او به یک دکتر نیاز داشت تا از زخمش مراقبت کند و از تبدیل شدن آن به چیزی خطرناک، جلوگیری کند.
این هدف اصلی پزشکان در قلمرو پولاریس بود: جلوگیری از عوارض. تعداد کمی از بیماریها در این دنیا قادرند روی افرادی تاثیر بگذارند که میتوانند از مانا استفاده کنند و سلولهای مهاجم، مثل باکتریهایی که باعث ملتهب شدن زخمها میشوند را نابود کنند.
از سوی دیگر، معجونها و قرصهای بهبودی در بازسازی بافتهای خسته و یا حتی آسیب دیده بسیار مفید بودند.
پس کار یک پزشک مدیریت بهبودی بیمارانش بود تا بدن آنها به حالت عادی بازگردد.
پزشکان برای انجام این کار با کیمیاگران همکاری میکردند و از قرصها و معجونها استفاده میکردند. اما فقط آنها میتوانند از بهبود یک زخم جدی و ایجاد مشکلی که در آینده قابل حل نیست جلوگیری کنند.
با آگاهی از این موضوع، طولی نکشید که به سمت یکی از مردان منطقه نگاه کرد و گفت: «به هر حال هر چه زودتر واسم یه دکتر بیار. برنامههای امروزم رو تغییر میدم و تا بهبودی کامل اینجا میمونم و وینس جایگزین من میشه.»
وقتی مردی که برای آوردن پزشک موظف شده بود رفت، یک دستیار پرسید: «حالا چیکار کنیم؟»
«هوشیار باشید. به همه افراد در حال استراحت آماده باش بدید و اونا...
کتابهای تصادفی
