مافیا در دنیای جادو
قسمت: 184
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۸۴ علایق بزرگ سزار
در تئوری، سزار نمیتواند به خانواده سیمونز حمله کند، زیرا این تخلفی است که او را با پادشاهی به دردسر میاندازد. اما اگر خانواده سیمونز ابتدا علیه او حرکت میکردند، همه چیز تغییر میکرد.
اما مارکوس این را مضحک میدانست که خانواده ویسکونت برای تنبیه دشمنی که حتی اشرافزاده نبود یا حامیان قدرتمندی نداشت دست به کار شود.
مارکوس لبخند زد. «ما بهش حمله نمیکنیم. من میخوام با اون حرو*مزاده صحبت کنم و به خاطر کاری که باهام کرد توضیح بخوام. میخوام اون پسر عوضی رو تست کنم تا شاید بتونم یکی از نقاط ضعفش رو پیدا کنم! و اون هم نمیتونه به ما حمله کنه وگرنه ما توجیهی برای اقدام علیهاش به دست میاریم!»
از نظر تئوری، خانواده سیمونز نمیتوانستند از اتفاقات چند روز پیش خارج از میلفال برای اقدام در چارچوب قانون علیه سزار استفاده کند.
پس از شهادت نوآ مبنی بر اینکه سزار فقط از خود دفاع میکرد و دشمن اصلی آنشب گروه نیروی سلطنتی جانوران بودند، مارکوس نتوانست از آزار و اذیت و حملات قبلی سزار برای توجیه فعالیت در داخل میلفال استفاده کند.
البته او میتوانست در خارج از شهر هر طور که میخواست علیه سزار عمل کند، زیرا قوانین پادشاهی فقط در شهرها اعمال میشد.
تا آنجایی که میتوان برای آنچه در خارج از شهرها اتفاق افتاده به دنبال عدالت بود، عدالت برای چیزی که قبلا اتفاق افتاده است، چیزی است که بعداً ممکن بود محقق شود.
از آنجایی که هیچ قدرت سلطنتی در خارج از شهرها وجود نداشت، این مکان یک سرزمین غیر انسانی بود که در آن قویترینها تصمیم میگرفتند چه کنند و چگونه عمل کنند.
در بهترین حالت، پس از اتفاق افتادن بیعدالتی، میتوان به دنبال عدالت بود، اما این تمام کاری بود که میشد کرد.
از آنجایی که تمام اتهامات علیه سزار منتفی شده بود، دفاع او در برابر گروههایی که قبلاً به او حمله کرده بودند موجه بود و خانواده سیمونز هیچ مبنای قانونی برای اقدام علیه او نداشتند.
مارکوس میخواست سزار را تحریک...
کتابهای تصادفی

