مافیا در دنیای جادو
قسمت: 200
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۰۰ شب شعله ها (۲)
بارون با دیدن چیزی که بالای سرش در حال شکل گیری بود، از این فکر که ژنرالش همین الان توسط یکی از همین حملات سرخ شده بود به خود لرزید.
از آنجایی که او فرصتی برای طفره رفتن نداشت، فقط حالت ترسیدهای از خود نشان داد و آماده دریافت آن شد.
اما درحالی که پرتو آبی از سوراخ بزرگی که در بالای این ناحیه ایجاد شده بود به سمت او میآمد، ناگهان جسد یکی از سه فرستاده خانواده فولر در مقابل او ظاهر شد.
چشمان بارون اروین با دیدن آن گشاد شد، انتظار نداشت یکی از آن مردان ضعیف واقعاً جلوی او بپرد!
- چی؟
او با خود فکر کرد اما نتوانست چیزی بگوید. بارون اروین حتی قبل از اینکه حالت صورتش با دیدن حرکت آن دستیار سطح ۱ تغییر کند، دید که آن شخص دچار برق گرفتگی شد و دود از روزنههای بدن مرد در حال سقوط بیرون ریخت.
همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد، اما بارون اروین احساس کرد که همه چیز را در حرکت آهسته دیده است و زمان برای او متفاوت می گذرد. اما این امر زیاد طول نکشید و به محض اینکه مرد بیهوش روی زمین افتاد، این اشرافزاده پادشاهی به خود آمد.
گلپ!
«سریع، باید اینجا رو ترک کنیم!» او رو به دو مرد خانواده فولر فریاد زد، از اینکه یکی از آنها خود را فدای او کرده بود سپاسگزار بود، اما میترسید فرصت دیگری پیدا نکند.
بارون که احساس میکرد قلب مرد از تپش ایستاده است، فقط میتوانست این مکان را در کنار این دو مرد ترک کند و شاید در آینده از وینسنت فولر برای چنین حرکتی تشکر کند.
دو مرد ترس زیادی از خود نشان دادند اما چیزی نگفتند و همراه خود را پشت سر گذاشتند در حالی که بارون را به سمت یکی از خروجیهای جایگزین املاک دنبال میکردند.
با توجه به اینکه عمارت که توسط دشمنان قدرتمند و جسور مورد حمله قرار گرفته بود، بارون اروین کوچک، هیچ کاری جز اینکه سعی کند جان خود را نجات دهد نمیتوانست انجام دهد.
حملهای که باعث کشته شدن ژنرال سطح ۸ در تیمش شده بود میتواند او را به شدت مجروح کند!
بارون اروین بهعنوان مردی که بیش از هر چیز برای زندگیاش ارزش...
کتابهای تصادفی


