مافیا در دنیای جادو
قسمت: 211
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 211 هدف: حلقه نارنجی
چند ساعت از سومین روز شکارشان در جنگل دارکوب آلپ میگذشت، گروه وینسنت یک حلقه شکار کردند و یکی دیگر از مردانش با موفقیت این حلقه را جذب کرد.
پس از آن، آنها به سفر خود ادامه دادند تا اینکه وینس متوجه موجودی نسبتاً قدرتمند در مسیر خود شد که هاله دستیار سطح 4 از خود ساطع میکرد.
او که احساس کرد فردی خطرناک در نزدیکی است، به افراد خود هشدار داد و آنها را به فرمی خاص درآورد، افرادش با سلاحهایشان درحالی که مانا را در چشمها و دستهایشان به گردش درمیآوردند، اطرافشان را هدف قرار دادند.
برای این مردان مسلح، مهمترین چیز این بود که از تواناییهای جادویی مربوط به حلقه خود استفاده نکنند، بلکه از سلاحهای خود استفاده کنند. این همان چیزی بود که به آنها بیشترین قدرت و بهترین شانس بقا را میداد.
بنابراین، این ۱۰ مرد همانطور که با احتیاط به هدف مورد نظر وینسنت نزدیک میشدند، حتی به استفاده از تواناییهای منحصربهفرد خود فکر نکردند زیرا فشار نزدیک شدن به یک دستیار سطح 4 را احساس میکردند.
یکی از این مردها که دارای استعداد نارنجی بود، موجودی را که حس کرده بودند روی یک درخت دید. او بعد از دیدن ظاهر و احساسی که از آن موجود سرچشمه میگرفت، بزاق دهانش را قورت داد.
گلپ!
او درحالی که به این موجود با بدن پرنده، سر یک زن، صورت رنگ پریده از گرسنگی و پنجههای بلند دستانش نگاه میکرد، چنین فکر کرد:
_این جوهرهی یه هارپیه!
وقتی روری موجود را در بالای درختی که به آن نزدیک میشدند شناسایی کرد، چشمهایش گشاد شد.
هارپی نوعی موجود جادویی بود که حلقههای جادویی تشکیل میداد. نه تنها این، بلکه این موجود با جواهر یکی از 9 مردی که نیاز به حلقههای جدید داشتند، سازگار بود.
وینسنت بعد از دیدن این موجود، به یکی از مردان سطح 2 خود نگاه کرد و دید که کاملاً با فرم جادویی این شخص که بر اساس عنصر باد بود سازگار است.
مرد با استعداد نارنجی ...
کتابهای تصادفی

