مافیا در دنیای جادو
قسمت: 220
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 220 توافقنامه و جستجو در میلفال
وقتی وینسنت دعوت آن گروه را برای پیوستن دو گروه به همدیگر شنید، به روری و سپس به جولیان نگاه کرد و لحظهای ساکت ماند.
اینکه میخواست جان معلمش را نجات دهد با دوست داشتن او کاملاً متفاوت بود. با این حال، این نکتهای بود که وینسنت باید به آن اهمیت میداد زیرا این افراد میتوانستند به گروه او قدرت بیافزایند.
این معلمان نه تنها میتوانند شانس موفقیت گروه را با کاوش در درونیترین بخش جنگل دارکوب آلپ افزایش دهند، بلکه میتوانند به سرعت افزودن شکار حلقه برای گروه وینسنت نیز کمک کنند.
دریافت سریعتر حلقه برای بازگشت به میلفال و کمک موثرتر به رشد محلی خانواده مازانتی برای گروه خوب است.
اما این همراهان جولیان علاوه بر این که به گروه خانواده مازانتی کمک میکنند تا با سرعت بیشتری به اهداف خود برسند و خطر کمتری برای تیم داشته باشند، میتوانند اطلاعات مهمتری به آنها بدهند.
هیچ راهی نبود که روری و وینس مطمئن شوند نقشه آنها را به کالای گرانبهایی که این افراد به دنبال آن بودند میرساند. اگر نقشه کمکی به وینس نمیکرد، این گروه معلمها میتوانستند بیشتر از آنچه به تنهایی ممکن بود به او کمک کنند.
وینسنت لحظه ای فکر کرد.
_با اتحادمون، این افراد مکانی رو که ما داریم به سمتش میریم مشخص میکنن. من مزایای بیشتری با پیوستن گروهها به هم نسبت به تنها سفر کردن بدست میارم.
هنگامی که تمام اشیاء قیمتی در منطقه جمعآوری شد و جسد پروفسوری که در آنجا کشته شد تحت کنترل گروه جولیان قرار گرفت، وینسنت تصمیم خود را گرفت.
«باشه. بیاید با هم متحد بشیم.»
جولیان با شنیدن این حرف لبخند زد و نسبت به ماموریت گروهش احساس امنیت بیشتری کرد. «خب الان کجا داریم میریم؟ تصادفا سفر میکنی یا دنبال موجود جادویی خاصی هستی؟»
روری پاسخ داد: «ما مکان احتمالی موجودات مفید برای هدفمون رو داریم. توی راه رسیدن به این مکان بودیم، چند ساعت از موقعیت فعلیمون فاصله داشتیم که برای کمک به شما توقف کردیم.» او حقیقت را کمی تحریف کرد تا مردها مشکوک ...
کتابهای تصادفی

