مافیا در دنیای جادو
قسمت: 233
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 233: دلهره حین فرار
دمای بدن دارکوب مرحله سوم که از چندین جهت تحت حملات انفجاری روی زخمهایش بود، بالا میرفت. از شدت درد، منقارش را باز کرد و برای لحظاتی دچار ضعف شد.
با اینکه مانا و تواناییهای او بسیار بالاتر از دستیار سطح یکی مثل روری بود، اما زخمها و دستکم گرفتن حریفش باعث شد از شدت درد ناله کند و شرایط بدش را به اطرافیان نشان دهد.
با این حال، تلاشهای روری برای متوقف کردن حمله دارکوب مرحله سوم کافی نبود، چه برسد به اینکه بتواند جانش را به خطر بیندازد!
دارکوب به حرکت به سمت سینهی روری ادامه داد و حالا که اندکی از تواناییهای او را دیده بود، با خشم به هدفش خیره شد.
بنگ!
سه مرد کنار روری آخرین گلولههای اسلحهشان را به سوی زخمهای بدن بزرگ دارکوب شلیک کردند که نزدیکشان بود.
این گلولهها قدرت کشتن انسانهای دستیار سطح ۳ را داشتند. با اینکه دارکوبی که به آن اصابت کردند به مراتب قویتر از انسانهای آن سطح بود، اما این به این معنا نبود که درد گلولهها را حس نکند.
در شرایط عادی، حتی پوست دارکوب هم با این گلولهها سوراخ نمیشد. اما با وجود زخمهای باز، او در برابر این تیرها بیدفاع بود.
اگرچه گلولهها کشنده نبودند، اما میتوانستند مانند خراشی سطحی روی بدن یک فرد معمولی در زمین، دردناک باشند.
آیا یک خراش سطحی میتواند کسی را بکشد؟ نه به این راحتی. اما حتی یک فرد با ذهن قوی هم ممکن است در مبارزه با زخمهای متعدد، دچار مشکل شود.
دارکوب که خودش هم از مردان روری زخمی خورده بود، وقتی به هدفش نزدیک میشد، بیشتر عصبانی شد.
اگر میتوانست حرف بزند، با صدای بلند میگفت که قصد دارد همهشان را نابود کند و قسم میخورد تمام انسانهایی که بعد از این شب سر راهش قرار بگیرند را از بین ببرد.
اما او توانایی حرف زدن نداشت؛ به جای آن، به سمت روری حمله کرد و سعی داشت سینه مرد جوان که در آتش احاطه شده ب...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب مافیا در دنیای جادو را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.