مافیا در دنیای جادو
قسمت: 239
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۳۹: معامله وحشتناک
نیوتن با شنیدن سوال مدیر، بدون معطلی به عقب نگاه کرد.
وینسنت با قاطعیت پاسخ داد: «نه، برای این کار باید هویتمو لو بدم، ولی علاقهای به این کار ندارم، ارشدها. امیدوارم درکم کنین.»
وینسنت میتوانست به راحتی هویت واقعیاش را آشکار کرده و ماسکش را بردارد تا خودش را مخفی نکند. اما او این کار را نکرد، که نشان میداد یا قصد داشت وقتی وارد آیرنکرست شد، او را پیدا کنند، یا هدفی پنهانی از مخفی نگهداشتن هویت خود داشت.
در هر حال، او به شدت از هویت خود محافظت میکرد و حاضر نبود به سادگی خود را به این افراد نشان دهد.
نیوتن این موضوع را از زمانی که وینسنت وارد دفتر شد، فهمید و وقتش را برای مجبور کردن او به افشای هویتش تلف نکرد.
با این حال، بقیه افراد حاضر، بهویژه آنهایی که از کالج جادوگری پادشاهی آمده بودند، از رفتار او ناراضی بودند.
آلیس گفت: «بچه، کاری که کردی یه جرم حساب میشه، حتی اگه یه تصادف بوده باشه. گناهت توی جذب اون حلقه زرد مثل این میمونه که یه جنگجو وسط مبارزه بزنه یه آدم بیگناه رو بکشه. حتی اگه قصدش رو نداشتی، دلیل نمیشه که بار مسئولیتش از روی دوشت برداشته بشه.
چه بخوای چه نخوای، چیزی رو گرفتی که باید مال ما میبود. حالا چطور میخوای این کار رو برای پادشاهی جبران کنی؟»
این بیانصافی بود و وینسنت هم بهخوبی این را میدانست، اما این قوانین پادشاهی بودند. و اگر نتواند به نحوی رضایت این افراد را جلب کند، آنها میتوانند برایش در پادشاهی سیدل دردسر قانونی ایجاد کنند.
به عنوان اعضای کالج جادوگری پادشاهی، این جادوگران میتوانستند بهراحتی زندگی او را به چالش بکشند!
وینسنت بدون اینکه از کوره در برود، پرسید: «برای جبران، باید چیکار کنم؟»
فریاد زدن و گلایه از ناعادلانه بودن این موضوع کمکی به او نمیکرد.
جاشوا به چشمان وینسنت از پشت سوراخهای ماسکش خیره شد و گفت: «یه حلقه جدید برام پیدا کن.»
با این حرف، همه سکوت کردند. پیدا کردن حلقهای مشابه تقریباً غیرممکن بود!
نه تنها حلقههای ...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب مافیا در دنیای جادو را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی
