فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

باز: تکامل آنلاین

قسمت: 109

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 109تکامل

[ماموریت جدید موجود شد]

[ویرانه های باستانی در پادشاهی الف ها را پیدا کنید]

[پاداش: شناختن هویت پیرمرد ناشناس]

[آیا مایل به پذیرش ماموریت هستید؟ بله/نه]

لب های لیام، در حالی که او به ماموریت نگاه می کرد، تکان خورد. حالا او فقط برای شناخت یک پیرمرد تلاش نمی کرد، بلکه می توانست هردو پیرمرد را بشناسد؟

او از قبل می دانست که اولی قرار است او را فراتر از رویاهایش قوی کند، اما در مورد دومی چطور؟

«هوم... من اون کلید اسیر از پادشاهی الف ها رو دارم. ممکنه به هردوشون سر بزنم و ببینم چی هستن. فوقش، این یه ماموریت ناقص توی ورود اینبار من به سیستم میشه…»

«اما اگر من خوش شانس باشم... اونوقت می تونم یه پله دیگه هم بالاتر برم...»

«ارشد من قبول می کنم.» لیام، سریع تعظیم کرد و جواب داد. وقتی سرش را بلند کرد تا دوباره با ارشد ملاقات کند، او ناپدید شده بود.

«آه! این مرد! می خواستم ازش جزئیات بیشتری بپرسم!» او نمی دانست چرا او اینقدر مرموز رفتار می کند، اما قصد نداشت سرش را بخاطر فهمیدن این موضوع، به درد آورد.

او به سراغ حیوانات خود رفت و در حالی که عمیقاً در فکر بود، وظایف مراقبتی خود را از سر گرفت.

با این حال، هرچقدر هم که مغزش را درگیر کرد، نمی‌توانست به چیزی مربوط به این پیرمرد جدید انجمن آهنگری فکر کند.

چند ثانیه بعد، پرنده تمام مواد مغذی را خورده و آماده‌ی تکامل بود.

لیام، هرگز چنین چیزی را از نزدیک ندیده بود، بنابراین به جلو خم شد و کاملاً به آن توجه کرد.

درخششی گرم، اطراف بادشکن را احاطه کرد و این درخشش، به تدریج شروع به روشن‌تر شدن و روشن‌تر شدن کرد؛ تا اینکه به یک نور درخشان کور تبدیل شد.

لیام، دیگر نمی‌توانست ببیند چه...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب باز: تکامل آنلاین را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی