بذر کتان
قسمت: 39
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۳۹: صحبتی با نیوسوما
نور زننده ای باعث هشیاری دوباره ی یامازو شد. اون حالا در کالبد هفتم خودش به سر میبره و فرآیند ترمیم هنوز به طور کامل صورت نگرفته.
-آه چقد خسته ام.
یامازو چند باری پلک زد تا تصویر مات جلوی چشماش واضح تر بشه. اولین چیزی که میبینه یه آسمون متراکم و پر انرژیه که با آسمون سیاره ی زمین خیلی فرق داره. این احتمالو میده که مرده و حالا وارد قلمرو دیگه ای شده.
صدایی زنانه میگه: حالت چطوره یامازو؟
-نیوسوما؟
یامازو این اسم رو ناخودآگاه به زبون میاره.
-بله خودم هستم.
-شما یکجور استاد هستید؟
-میشه گفت بله.
نیوسوما در فاصله ی چند متری یامازو در کنار حجمی که به نظر میرسه نوعی درخت عجیب و غیر این جهانی باشه نشسته.
یامازو نگاهی به دستاش میندازه و میگه: اینجا همه چیز عجیبه.
نیوسوما میگه: اینجا رو با انرژی خودم ساختم. به نحوی دارم سعی میکنم از انرژی روحیت محافظت کنم تا دوباره به بدن خودت برگردی.
-من آسیب دیدم...
-آره ولی فعلا خطر رفع شده. آماده ای که دوباره پیش دوستات برگردی؟
یامازو بلافاصله جواب میده: بله، فکر میکنم که آماده هستم.
-نمیخوای ازم سوالی بپرسی؟
-دوست دارم که چیزای بیشتری بدونم اما نمیدونم چجوری سوال بپرسم.
نیوسوما نگاه متفکرانه ای به یامازو میندازه و میگه: پس بذار من ازت چند تا سوال بپرسم.<...
کتابهای تصادفی



