بذر کتان
قسمت: 253
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 253
مزیت های یاد آوری خاطرات
یامازو غلطی میزنه و به ساکورا که همین الان مکالمه ی خودشو تموم کرده نگاه میکنه. اون دوباره احساس میکنه که بین خودش و ساکورا نوعی فاصله افتاده و تصویر چهره ی ساکورا، توی ذهنش، تبدیل به یه چهره ی تو خالی شده. این نشات گرفته از اینه که یامازو نتونسته در مورد مشکلاتش با سازمان تابش فیروزه، با اون صحبت کنه. یامازو حدس میزنه که این موضوع، واکنش مخالفت آمیزی رو از طی ساکورا به دنبال داشته باشه و به علاوه نمی تونه اونو تحت فشار یا توی رودروایسی بذاره تا از سازمان پرمنفعت و قدرتمندی مثل تابش فیروزه که تایید شدن درونش به خودی خود کار سختیه، جدا بشه.
«بیدار شدی یامازو؟ شنیدی داشتم با سایسون حرف میزدم؟»
یامازو علاقه ای به دروغ گفتن نداره: «کمابیش یه چیزایی شنیدم.»
ساکورا در حالی که جعبه ی کوچکی که توی تونل پیدا کرده بودن رو توی هوا تکون میده، حالت پیروزمندانه ای به خودش گرفته. این شی، در واقع یه جور ابزار الکترونیکی قدیمیه. ساکورا توضیح میده: «ظاهرش پیچیده است ولی کارش خیلی ساده و کاربردیه. ازش میشه برای تح*ریک مراکز انرژی استفاده کرد. این یه ابزار قدیمیه و الان نمونه های پیشرفته ای ازش ساخته شده ولی هنوزم به درد بخوره و می تونیم ازش به شکل بی خطری استفاده کنیم.»
یامازو حس میکنه که توی تاریخ دوری، سابقا با همچین ابزاری رو به رو شده و حتی توی انبارش هم چیزایی شبیه به این رو ممکنه داشته باشه. اما به دلایلی که الان کاملا براش روشن شده، هیچ وقت از همچین چیزایی برای تح*ریک چاکراهای خودش استفاده نمیکرد. «اگه دوست داری برای خودت برش دار ساکورا، به هر صورت من ازش استفاده ای نمیکن...