فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 145

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 145: ددست

عقاب ابر به آرامی بال­هایش را تکان داد.

کم کم از زمین فاصله گرفت و از فاصله چند متری به سه دانش آموز خیره شد.

بدن نایجل محکم به چنگال پای راستش چسبیده بود، او هنوز زنده بود اما خون بی­وقفه از زخم­هایش بیرون می­زد.

عاقبت وضعیت او فقط یک چیز بود: مرگ.

آن­ها این حقیقت را فهمیدند و با عجله برای ادامه فرار به سمت گذرگاه لایه ششم چرخیدند.

با این حال، نوآ در حالی که نگاهش را از نایجل می­گرفت، چیزی را به یاد آورد که باعث خشمش شد.

«لعنتی!»

نوآ برگشت اما نه به سمت گذرگاه، او باید با یک هیولای رتبه 4 روبرو می‌شد و با چشمانی مصمم به آن نگاه کرد.

جلوتر پرید، حلقه‌های سیاه زیر پایش ظاهر شد و دود سیاه او را در بر گرفت.

گام‌های سایه! شکل شیطانی!

او دو طلسم خود را فعال کرد و با تمام سرعت به سمت جانور دوید.

ارول و جون متوجه رفتار او شدند اما به فرار ادامه دادند، مهم نیست که چقدر از وضعیت نایجل متاثر شده باشند، آنها زندگی خود را برای نجات یک مرده به خطر نمی‌انداختند.

نوآ شتاب گرفت و در عرض چند ثانیه به نزدیکی عقاب رسید.

او با قدرت به زمین ضربه زد و با تمام نیرو به سمت حیوان پرید.

عقاب در حالی که می­دید برتری­اش در آسمان به چالش کشیده شده، جیغ بلندی کشید.

سپس سرش را پایین انداخت و آماده حمله به حریف شد.

با این حال، نوآ به‌جای سر عقاب، پای راستش را هدف گرفت!

نوآ از سر تا پا با دود سیاه پوشیده شده و شکل شیطانی او کاملاً فعال شده بود.

وقتی او در دو متری بدن نایجل قرار داشت، دو جفت بال دودی از پشت او باز شدند و حمله عقاب را در میانه راه به زور متوقف کردند.

او با شمشیرهای خود که با استفاده از قدرتمندترین تکنیک و طلسمش قدرت گرفته بودند، به زمین ضربه زد.

شکل اول آاشورا!

<...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی