تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 145
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 145: ددست
عقاب ابر به آرامی بالهایش را تکان داد.
کم کم از زمین فاصله گرفت و از فاصله چند متری به سه دانش آموز خیره شد.
بدن نایجل محکم به چنگال پای راستش چسبیده بود، او هنوز زنده بود اما خون بیوقفه از زخمهایش بیرون میزد.
عاقبت وضعیت او فقط یک چیز بود: مرگ.
آنها این حقیقت را فهمیدند و با عجله برای ادامه فرار به سمت گذرگاه لایه ششم چرخیدند.
با این حال، نوآ در حالی که نگاهش را از نایجل میگرفت، چیزی را به یاد آورد که باعث خشمش شد.
«لعنتی!»
نوآ برگشت اما نه به سمت گذرگاه، او باید با یک هیولای رتبه 4 روبرو میشد و با چشمانی مصمم به آن نگاه کرد.
جلوتر پرید، حلقههای سیاه زیر پایش ظاهر شد و دود سیاه او را در بر گرفت.
گامهای سایه! شکل شیطانی!
او دو طلسم خود را فعال کرد و با تمام سرعت به سمت جانور دوید.
ارول و جون متوجه رفتار او شدند اما به فرار ادامه دادند، مهم نیست که چقدر از وضعیت نایجل متاثر شده باشند، آنها زندگی خود را برای نجات یک مرده به خطر نمیانداختند.
نوآ شتاب گرفت و در عرض چند ثانیه به نزدیکی عقاب رسید.
او با قدرت به زمین ضربه زد و با تمام نیرو به سمت حیوان پرید.
عقاب در حالی که میدید برتریاش در آسمان به چالش کشیده شده، جیغ بلندی کشید.
سپس سرش را پایین انداخت و آماده حمله به حریف شد.
با این حال، نوآ بهجای سر عقاب، پای راستش را هدف گرفت!
نوآ از سر تا پا با دود سیاه پوشیده شده و شکل شیطانی او کاملاً فعال شده بود.
وقتی او در دو متری بدن نایجل قرار داشت، دو جفت بال دودی از پشت او باز شدند و حمله عقاب را در میانه راه به زور متوقف کردند.
او با شمشیرهای خود که با استفاده از قدرتمندترین تکنیک و طلسمش قدرت گرفته بودند، به زمین ضربه زد.
شکل اول آاشورا!
<...کتابهای تصادفی

