تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 216
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
نوآ به محل سکونت خود در داخل شهر سلطنتی بازگشت.
آن خانه جدید در مقایسه با خانهای که قبلاً اجاره کرده بود، به عمارت سلطنتی نزدیکتر بود. از آنجایی که دیگر نوآ نیازی به اتاق تقویتشده نداشت، میتوانست خانهای با غلظت بالاتر نفس را آنهم با قیمتی کمتر از خانه قبلی اجاره کند.
با این حال اشتباه بود که آنجا را خانه نامید، این تنها یک اتاق بزرگ بود که او و آیور بیسر و صدا با قیمت دو هزار اعتبار در ماه در آن مشترکاً استفادهش میکردند.
درآمد هفتگی او از زمانی که به گروه شکار کرت ملحق شد افزایش یافته بود، بنابراین نوآ بدش نمیآمد که برای داشتن آن تراکم نفس کمی بیشتر هزینه کند.
این به او اجازه داد تا زمان تلف شده در سفر را با برنامه تمرینی معمولی خود جبران کند.
در داخل خانه، آیور منتظر او بود.
اخیراً او مدت بیشتر را میخوابید و نوآ حدس میزد که آسیب دریای هوشیاری او بهآرامی تأثیرات خود را بر زندگی روزمره او افزایش میدهد و این هم از نشانههای همان است.
«آیور.»
نوآ صدایش زد و صبورانه منتظر ماند تا تهذیبگر ویران بیدار شود.
آیور پس از کمی گیجی، در حالی که دستش را به سمت یکی از شیشههای اطرافش دراز کرده بود پرسید: «چیه؟»
«مصیبت درد[1] تو چطور بود؟»
نوآ میدانست که آیور رتبه ۳ دانتیان را دارد، بنابراین واضح بود که بدن او این مرحله را رد کرده.
«هممم...»
بهنظر میرسید که آیور تلاش زیادی میکرد تا آن لحظه از زندگیاش را به یاد بیاورد و هر از گاهی که خاطراتش را مرور میکرد، از کوزهاش مقداری مینوشید.
«دردناک...»
«...»
پاسخ آیور نوآ را لال کرد.
من حدس میزنم که ذهن این بیچاره فقط زمانی مفید باشه که حرفای من به روش جعل عنصری ربط پیدا میکنه...
نوآ فکر کرد و چند هزار اعتبار از حلقه فضایی خود بیرون آورد.
«من به مدتی تنهایی نیاز دارم، اینا برای اجاره یه خونهي ارزون و نوشیدنی برای حدوداً یک ماه کافیه...»
آیور اعتبارات را گرفت و به سمت در خر...
کتابهای تصادفی


