تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 241
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۴۱: کافی
شبح نور طلسم بسیار قدرتمندی بود که برای استفاده شدن، انرژی اشعههای خورشید را نیاز داشت. این طلسم بسیار انعطاف پذیر بود و هم در حمله و هم در دفاع میشد از آن استفاده کرد. با این حال، هر چه بیشتر از نور آن استفاده شود، سریعتر مصرف میشود.
این طلسم یک حمله را از موجودی رتبه ۴ مسدود کرده و دو حملات اسلحههای دو نفر را هم تقویت میکرد، مقدار زیادی نور از قبل صرف شده بود.
حتی این هم کافی نیست.
نوآ تحمل یک جانور جادویی رتبه ۴ را بهتر از هر کسی در اتاق درک میکرد.
اگه جلومون یه موجود با دست و پا بود، اون جراحات حداقل شاید تا اندازهای مانع حرکت کردنش میشد. با این حال، این یک موجود کرم ماننده، چند زخم عمیق برای از بین بردنش کافی نیست.
کرم قرمز مردد بود. تلاش میکرد نقطه ضعف استراتژی اشراف را برای تصمیم گیری حرکت بعدیش بیابد، اما تمام چیزی که به ذهنش میرسید این بود که آرام آرام تهذیب کنندگان را خسته کند تا اینکه مرتکب اشتباه شوند.
در همان لحظه بود که فریاد کمک در اتاق طنین انداز شد.
تروی در حالی که شمشیر خود را برای کشتن جانورانی که او را احاطه کرده بودند تاب میداد، فریاد زد: «اونا خیلی زیادن، من نمیتونم جلوی همهشون رو بگیرم!»
هفت عدد از روباههایی که از آتش ساخته شده بود نیز خسته شده و معجونهایش نمیتوانست با مصرف انرژی ذهنیاش برابری کنند، تنها کاری که او میتوانست انجام دهد این بود که به هنر رزمی خود متوسل شود تا پیشروی کرمها را آهسته کند.
جانوران اطرافش قوی نبودند و بیشترشان در رتبه اول یا دوم قرار داشتند. با این حال تعداد آنها به بیش از هزار عدد میرسید و به آرامی تروی را با تعداد زیاد خود غرق میکردند.
این دقیقاً همان موقعیتی بود که نوآ سعی میکرد قبل از اینکه متوجه شود گروه دنیل در سیاهچاله است، با شکار حیوانات ضعیف تر از آن جلوگیری کند.
هزار پشه میتوانستند یک خرس را از بین ببرند، پس دلیلی وجود ند...
کتابهای تصادفی

